علیرضا پناهیان

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشهد مقدس» ثبت شده است

سخنرانی استاد پناهیان در تپه "سلام"/ برنامه سخنرانی در ایام میلاد امام رضا(ع)

به گزارش بیان معنوی، برنامه سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان به مناسبت میلاد با سعادت ثامن الائمه، علی بن موسی الرضا(ع) در تاریخ 15 و 16 شهریور93 به شرح زیر می باشد:

  • شنبه (شب میلاد امام رضا(ع))

    • ساعت 20:30 | مهدیه مشهد | مشهد، خ امام رضا(ع)

    • ساعت 21:30 | هیئت رزمندگان اسلام | مشهد، بلوار مصلی

    • ساعت 22:30 | برنامه و گفتگوی زنده تلویزیونی از حرم امام رضا(ع) | شبکه قرآن

  • یکشنبه (روز میلاد امام رضا(ع))

    • بعد از نماز صبح | تپه سلام | جمع کاروان پیاده روی قدمگاه تا حرم امام رضا(ع) | مشهد، تپه سلام*

    • بعد از نماز ظهر و عصر | مسجد العلی | مشهد، خ آیت الله بهجت(ره) 18، مسجد العلی             

* تپه سلام، که روستایی هم با همین نام در کنار آن قرار دارد، در راه نیشابور به مشهد واقع است و پیشتر که ساختمان های شهر بلند نبود و دود شهر را نگرفته بود، از آن جا گنبد حرم امام رضا(ع) دیده می شد و مسافران سلام می دادند و خدمه اتوبوس، گنبدنما(مژدگانی دیده شدن حرم) می گرفتند.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۱۲
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | فرهنگ ادب

  • مکان: مشهد - حرم امام رضا(ع)
  • زمان: سال93
  • تعداد: 4 جلسه
  • موضوع سخنرانی: فرهنگ ادب

معرفی بحث:

ادب، از مفاهیم مظلوم و غریبی است که هنوز در فرهنگ ما جایگاه و اهمیت رفیع خود را به دست نیاورده است. مفهوم ادب می‌تواند ساختار فرهنگ و جامعه و روابط انسانی را اصلاح کند، بدون آنکه باری بر دوش دین و اعتقادات نهاده باشد. اگر چه مفاهیم خوب و والایی مانند علم، ایمان و محبت هم می‌توانند دارای آثار مناسبی در حد خود برای اصلاح فرد و جامعه باشند، اما ادب می‌تواند تمام ساختارهای اجتماعی و فردی را به خوبی و با دقتی مضاعف تنظیم نماید. از سبک زندگی، نحوه پوشش و گفتار، حیاء و .... گرفته تا مبارزه با هوای نفس و رعایت تقوی، همگی ارتباط وثیق و تنگاتنگی با ادب دارند. آشنایی با فرهنگ ادب موضوع مهمی است که در کنار مضجع نورانی علی بن موسی الرضا(ع)، در چهار جلسه مورد بحث و بررسی استاد پناهیان قرار گرفته است.

فهرست:

جلسه 1: مفهوم و جایگاه ادب

  • آشنایی با مفهوم ادب

  • چه مفاهیمی قسیم ادب هستند؟

  • ادب، مفهومی در حوزه عمل

  • اهمیت و جایگاه ادب در مقایسه با مفاهیم دیگر

    • مقایسه اهمیت ادب و علم

    • مقایسه اهمیت ادب و محبت

    • مقایسه اهمیت ادب و ایمان

  • کثرت توصیه به ادب در مقایسه با سایر مفاهیم

  • غربت مفهوم ادب

  • ادب، وظیفه مهم مؤمن

  • توجه به ادب در  دعای ابوحمزه ثمالی

  • ادب حرّ در کربلا

  • ادب حضرت عباس(ع) و روضه حضرت عباس(ع)

جلسه 2: فهرست کلی آداب

  • رفتار خود را به دل خود نسپاریم

  • رفتار مؤدبانه، رفتاری حساب شده و طبق مقررات

  • رعایت ادب در ارتش

  • ضرورت تربیت فرزندان طبق آداب

  • حیاء، یکی از پایه های ادب

  • ادب، فسفه مناسب برای تمام رفتارهای انسان

  • ادب، موضوعی انسانی

  • نقد فرهنگ غرب در فاصله ای که از ادب دارد

  • توصیف ادب در خطبه همام

  • رعایت ادب در سبک زندگی

  • رعایت ادب در پوشش

  • رعایت ادب در زبان و گفتار

  • رعایت ادب در روابط خانوادگی

  • رعایت ادب گوش

  • رعایت ادب چشم

  • ادب واجب و ادب مستحب

  • ادب چگونه منتقل می شود؟

  • نقش بزرگترها و اهل علم در انتقال ادب

  • اعتراف دشمن به ادب کودکان امام حسین(ع)

جلسه 3: تناسب ادب و مبارزه با هوای نفس

  • روش اصلی دین، تربیت بوسیله عمل است

  • آثار و ویژگی های عمل در مقایسه با علم و ایمان

  • با علم نمی توان کسی را تربیت کرد

  • عمل منظم و طبق برنامه، علم و محبت را هم به دنبال می آورد

  • تربیت بر اساس ادب، تربیتی مؤثر در محیط خانواده

  • عمل تؤام با برنامه و دستور، عملی رشد دهنده

  • نظم، عنصر کلیدی ادب

  • تمایل نفس انسان به فرار از آداب

  • رعایت ادب، مأموریت اصلی انسان

  • ضرورت مراقبت از نفس در سختی و راحتی

  • زندگی با برنامه، مقدمه ای برای دیدن و مشاهده نفس

  • اثر کنترل نفس بر افزایش قوت روحی

  • ضرورت ادب به اولیاء خدا

  • اشاره به روضه حضرت عباس(ع)

جلسه 4: فرهنگ ادب، موضوعی مهم و اصلی

  • خلاصه مباحث گذشته

  • وضعیت نامناسب فرهنگ ادب در جامعه

  • آثار ویژه ادب برای اصلاح جامعه

  • ناتوانی قانون برای اصلاح جامعه

  • نقش ادب در رعایت تقوا

  • آثار ادب با توجه به روایات

  • نقش ادب در نجات از فتنه ها

  • ادب، موضوعی مهم و اصلی

  • بررسی انواع ادب با توجه به روایات

  • ضرورت رعایت ادب نسبت به اولیا خدا

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۲۸
مجید سینی ساز شهشهانی

برنامه سخنرانی آخر هفته استاد پناهیان + سخنرانی در حرم امام رضا(ع)

به گزارش بیان معنوی، برنامه سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان از تاریخ 19 مرداد تا 23 مرداد 93 به شرح زیر می باشد:

  • از یکشنبه تا چهارشنبه | بعد از نماز مغرب و عشاء | صحن جامع رضوی | موضوع: آداب زیارت | مشهد، حرم امام رضا(ع)

  • پنجشنبه | ساعت 21:30 | هیئت شهدای گمنام | موضوع: تاریخ تحلیلی اسلام (ج 30ام) | میدان منیریه، خ فرهنگ، حسینیه شهدای قهرود یا خ حافظ، بعد از خ ابوسعید، خ فرهنگ

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۱۹
مجید سینی ساز شهشهانی

در حرم مطهری رضوی در جمع مسئولان بسیج دانشگاه‌ها

به دلیل رشد ولایتمداری، سرعت زمانۀ ما در روشن شدن حقّ بسیار زیاد است/ به کسانی که می‌گفتند: «ما اسلحه نداریم که جنگ را ادامه دهیم!» باید مقاومت غزّه را نشان داد/ استمرار و توسعۀ ولایتمداری در تعامل سازندۀ مؤمنین با یکدیگر است/ چرا بعضی حزب‌اللهی‌ها زیاد رفیق ندارند و هم‌افزایی نمی‌کنند؟/ فروتنی نسبت به مؤمنین، ویژگی مهم قوم مقدمه‌ساز ظهور است

پناهیان: تفاوت بسیار مهم فضای کنونی نسبت به گذشتۀ تاریخ اسلام، رشد ولایتمداری در میان مومنان است. در صدر اسلام، ولیّ خدا بوده است ولی ولایتمدارانی که پای امر او بایستند نبوده‌اند. ولایتمداری در زمان ما تازه یک‌مقداری رخ نشان داده است؛ همین مقداری که الان می‌بینید و البته هنوز کامل نیست. حالا ببیند اگر این ولایتمداری کامل شود چه خواهد شد! توسعۀ ولایت‌مداری در چیست؟ مسألۀ ولایتمداری فقط در ارادت نسبت به مقام معظم رهبری خلاصه نمی‌شود. هر یک از شما باید ببیند که نسبت به مؤمنین ضعیفی که رفیق شما هستند یا در اطراف شما هستند، چگونه برخورد می‌کند؟ این استمرار ولایتمداری است. ارتباط خوب مومنین با یکدیگر حتی با ضعفای از مؤمنین دلیل صداقت انسان در ولایتمداری است. این تعامل و رابطۀ خوب در بین ولایتمداران، نور و معنویت فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند و تشعشعات این نور و معنویت، همۀ عالم را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در نخستین دوره کشوری همایش «خط امام» ویژه مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های سراسر کشور که در صحن دارالهدایه حرم مطهر رضوی برگزار شد سخنرانی کرد. در ادامه گزارش مشروح این سخنرانی را می‌خوانید:

پس از انقلاب اسلامی به وضوح می‌بینیم که تغییری در روند حرکت تاریخ به‌وجود آمده است/ این تغییر را باید عمیقاً درک کنیم

  • اگر کسی ایمان و اعتقاد مستحکمی نداشته باشد، وقتی تاریخ اسلام را مطالعه کند و غربت اولیاء خدا و مظلومیت‌ها و محرومیت‌های مؤمنین را ببیند، تقریباً از نصرت و پیروزی اسلام ناامید می‌شود و به پیروزی جبهۀ حق صرفاً به عنوان یک آرمان نگاه خواهد کرد. منتها پس از انقلاب اسلامی، به وضوح می‌بینیم که تغییری در روند حرکت تاریخ به‌وجود آمده است، تغییری که روز به روز بیشتر می‌شود. این تغییر را باید عمیقاً درک کنیم و الّا از زمان عقب خواهیم بود.
  • خصوصاً در این دهۀ اخیر، نسبت به دو دهۀ اول انقلاب، تفاوت‌های فاحشی به‌وجود آمده است. و این تفاوت‌ها عمدتاً در این است که دیگر غربت‌ها و مظلومیت‌های مؤمنین زیاد طول نمی‌کشد، حقّ زیاد پشت پرده نمی‌ماند و چهرۀ نفاق به سهولت و سرعت برملا می‌شود و حقانیت سخنان حق به آسانی به اثبات می‌رسد. حقایقی که یک‌زمانی حتی تصور نمی‌شد قابل «درک» باشند، چه رسد به اینکه قابل «اثبات» باشند، در اوج وضوح و روشنایی قرار میگیرند و به سهولت به اثبات می‌رسند. شما با یک مقایسۀ سادۀ تاریخی به این نتیجه خواهید رسید.
  • یک نمونه از این تفاوت را با این مقایسۀ ساده می‌توان فهمید: ما در جنگ و دفاع مقدس، از میان ارزشمندترین انسان‌های این مملکت، حدود 250 هزار کشته دادیم ولی در کلّ جهان، شاید یک تظاهرات هم به نفع ما برگزار نشد. اما الان برای حدود دو هزار شهید در غزه، تقریباً در تمام نقاط جهان تظاهرات برگزار می‌شود. ببینید اوضاع چقدر نسبت به آن موقع، متفاوت شده است! البته مظلومیت مردم غزه از جهاتی بیشتر است ولی اصل مظلومیت همان است و چه بسا از جهاتی ما مظلوم‌تر بودیم.

امروز حقانیت سخنان حقّ در زمان کوتاهتری به اثبات می‌رسد و نفاق زیاد پشت پرده باقی نمی‌ماند 

  • امروز می‌بینیم که حقانیت سخنان حقّ در زمان کوتاهتری به اثبات می‌رسد و نفاق زیاد پشت پرده باقی نمی‌ماند. یکی از شخصیت‌های با سابقۀ انقلابی که بعد از امام(ره) حاضر نشد از ولایت فقیه تبعیت کند، در جریان دادگاهی که در ارتباط با روزنامۀ او تشکیل شده بود، رسماً گفت: فلسطینی‌ها خودشان می‌خواهند با اسرائیلی‌ها صلح کنند ولی ما در این میان کاسۀ داغ‌تر از آش شده‌ایم و می‌گوییم اسرائیل باید از بین برود؟! آن موقع این صحبت خیلی خطرناک به نظر می‌رسید، ولی پس از مدت کوتاهی ماجرای انتفاضۀ فلسطین و کشتار مردم مظلوم فلسطین شروع شد و در نتیجه زمینۀ ترویج چنین سخنان فریبنده‌ای به طور کلی از بین رفت.
  • کمی قبل از آن هم یک جریان سیاسی در کشور لزوم ارتباط با صدام را مطرح کرده و گفتند: امروز که صدام در مقابل آمریکا ایستاده است مثل خالد بن ولید است و ما باید علیه آمریکا با صدام همدست شویم! این جریان سیاسی در روزنامه‌های خودشان در تقابل با مقام معظم رهبری که موافق همدستی با صدام نبودند، می‌گفتند: امام(ره) از دنیا رفت و مبارزه با آمریکا هم از بین رفت! اما چیزی نگذشت که در جریان قتل‌عام قیام مردم عراق(معروف به انتفاضۀ شعبانیه) توسط صدام، وابستگی تامّ و تمام صدام به آمریکا مشخص شد. و لذا این گروه هم دیگر از شرم نمی‌توانستند سر بلند کند و سخن خود را تکرار کند.
  • چندی پیش برخی جریان‌های سیاسی که راه حل مشکلات را نزدیک شدن به غرب و به طور مشخص آمریکا می‌دانستند، با فاصلۀ چند ماه، الان با دیدن چنین فجایع بزرگی که در غزه در حال رخ دادن است و حمایت‌های صریح غرب و آمریکا از اسرائیل، دیگر روی آن را ندارند که حرف‌های خود را تکرار کنند و کسی جرأت نمی‌کند تمایل خود به سازش با غرب و امریکا را همچون گذشته اظهار نماید.

سرعت زمانۀ ما در روشن شدن و اثبات حقّ، بسیار زیاد است / به کسانی که می‌گفتند: «ما اسلحه نداریم که جنگ را ادامه دهیم!» باید مقاومت غزّه را نشان داد

  • شرایط به گونه‌ای شده که خداوند در مدت زمان کوتاهی حقانیت حق را روشن می‌کند. گویا در شرایط کنونی خداوند دیگر ضرورتی برای صبرهای طولانی نمی‌بیند. و ما در پی هر غربتی منتظریم به سرعت حق آشکار شود و غربت حق برطرف گردد. ما واقعاً داریم در جهان متفاوتی زندگی می‌کنیم.
  • امروز با واقعیت‌های مختلفی که در کمال عظمت دارند خود را به ما نشان می‌دهند حقانیت اموری که در سال‌های قبل پنهان بوده نیز روشن می‌شود. مثلاً امروز به آن کسانی که می‌گفتند: «ما اسلحه نداریم که جنگ را ادامه بدهیم!» می‌توان مقاومت غزّه را نشان داد تا مسأله کاملاً روشن شود. نیاز به توضیح و تفسیر هم نیست. کافی است جنگ 33 روزه حزب الله لبنان را نشان دهیم. اگرچه این همۀ مقاومت‌ها نتیجۀ درس‌هایی است که مسلمانان از مقاومت ایران اسلامی در برابر زورگویان گرفته‌اند.

در مقام کار فرهنگی  از سرعت زمانه عقب هستیم/ اگر ندانیم الان آخرالزمان هست یا نه ولی می‌بینیم که فتنه‌ها موجب رسوایی نفاق می‌شود

  • سرعت زمانۀ ما در روشن شدن و اثبات حقّ، بسیار زیاد است ولی ما در مقام کار فرهنگی از سرعت زمانه به شدت عقب هستیم و به آن نمی‌رسیم. نمی‌توانیم تحولات سریع زمانۀ خود را تحلیل کنیم یا از روند چیرگی حقّ بر باطل تقدیر کنیم. یعنی باز هم بسیاری از اتفاقات از کنار ما عبور می‌کنند و نمی‌توانیم حتی یک جمله دربارۀ آن بگوییم.
  • همین سال گذشته، آمار برخی از فعالیت‌های تکفیری‌ها (در انحراف و جذب کردن افراد به سمت خودشان) خیلی‌ها را نگران کرده بود و می‌گفتند: وقتی یک جریانی بتواند هزاران عامل انتحاری درست کند که خیلی راحت حاضرند دیگر مسلمان‌ها را بکُشند، این خیلی خطرناک است. خیلی‌ها واقعاً نگران این بودند که تکفیری‌ها چقدر می‌توانند گمراهی ایجاد کنند. اما در همین ماجرای اخیر غزه، موضع‌گیری تکفیری‌ها در قبال مسألۀ فلسطین باعث شد که امکان فریب آنها به شدت کاهش پیدا کند و قافیه را ببازند و آبروی خود را به کلی از دست بدهند. هرچند قبل از این هم با احکام مسخره‌ای مثل جهاد نکاح، و اخیراً با حرام خواندن نماز عید فطر، به کلّی آبروی خودشان را برده‌اند. این‌ها لااقل برای فریب دادن مردم هم نمی‌توانند آبروی خودشان را حفظ کنند.
  • سرعت تحولات زمانه، بسیار بالا رفته و همۀ جریانهای باطل خیلی زود آبروی خود را از دست می‌دهند. در این‌جا انسان به یاد این حدیث شریف پیامبر(ص) می‌افتد که فرمود: «در آخرالزمان از فتنه‌ کراهت نداشته باشید که منافقین را نابود و رسوا می‌کند؛ لا تَکرَهُوا الفِتنَهَ فِی آخِرالزَّمانِ فَاِنَّها تُبیرُ المُنافِقِینَ»(کنزالعمال/٣١١٧٠) هر فتنه‌ای در صدر اسلام یا بعد از آن رخ می‌داد، چه بسا تا قرن‌ها باعث غربت اسلام و مؤمنین می‌شد ولی در آخرالزمان هر فتنه‌ای ایجاد می‌شود به سرعت موجب از بین رفتن نفاق می‌شود. اگر ما ندانیم الان آخرالزمان هست یا نه ولی میبینیم که فتنه‌ها موجب رسوایی نفاق می‌شود.
  • مقام معظم رهبری در سخنان خودشان مهمترین گراها و سرنخ‌ها را به ما داد‌ه‌اند. ولی گویی ما با این همه امکانات و مهمات در جبهۀ فرهنگی، نیروی کافی نداریم که دشمن را بزنیم! یکی از این سرنخ‌ها و آدرس‌ها همین بود که اخیراً مقام معظم رهبری در صحبت با دانشجویان فرمودند: «ببینید! دشمن ما این است؛ ببینید چطور دارند از جنایت‌کارهای عالم حمایت می‌کند... ما باید تکلیف خود را با این دشمن روشن کنیم.» (امروز دنیاى استکبار و در رأس آنها آمریکا از این فاجعه‌‌آفرینى، از این جنایت، از این خشونت غیر قابل توصیف حمایت می‌کنند، دفاع می‌کنند...امروز منطق لیبرال‌‌دموکراسى - این منطق و نظام فکرى که امروز کشورهاى غربى بر اساس آن دارند هدایت و اداره می‌شوند - از کمترین ارزش اخلاقى برخوردار نیست. هیچ ارزش اخلاقى در آن وجود ندارد، احساس انسانیت در آن وجود ندارد؛ در واقع دارند خودشان را رسوا می‌کنند، دارند خودشان را در مقابل نگاه قضاوتگرِ امروز ملتهاى دنیا و فرداى تاریخ، رسوا می‌کنند. ما این را به‌‌عنوان یک تجربۀ مهم باید براى خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم. آمریکا این است، نظام لیبرال‌‌دموکراسى این است. این در عمل ما، در قضاوت ما، در برخورد ما، اثر خواهد گذاشت و باید اثر بگذارد... در تحلیل‌‌هایمان، در قضاوتهایمان، در عملکردمان بفهمیم با چه کسى طرفیم و اینهایى که در مقابل ما قرار می‌گیرند چه کسانى هستند؛ تَهِ فکرشان چیست؛ ما باید تکلیف خودمان را مشخص بکنیم...؛ بیانات 1/5/93)
  • این گِرا و آدرسی که مقام معظم رهبری به ما می‌دهند آن‌قدر باید برای ما مهم باشد که بتوانیم بسیاری از مشکلات فکری فرهنگی و سیاسی جهان اسلام و جامعۀ خودمان را با آن حل کنیم؛ و از این نقطه به دشمن ضربه بزنیم. چون در این صورت دیگر هیچ نوعی از گرایش به غرب، نمی‌تواند سر بلند کند و در کلّ جهان هم هیچ کسی روی سخنان آمریکا حساب نخواهد کرد.

فتنه‌های امروز، نفاق در فضای کفر و نفاق در جهان اسلام و نفاق در جامعۀ ما را نابود می‌کند

  • امروز داریم می‌بینیم که فتنه‌ها دارد منافقین را نابود می‌کند؛ هم نفاق در فضای کفر و هم نفاق در فضای اسلام را نابود می‌کند. یعنی هم نفاق امریکایی‌ها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر را نابود می‌کند و هم انواع نفاق در جهان اسلام را، و هم نفاق در جامعۀ ما را. امروزه حتی برخی از فتنه‌ها قبل از شروع شدن و شکل گرفتن، از بین می‌روند. و اگر هم هر فتنه‌ای آغاز شود، زمان زیادی طول نمی‌کشد که از بین می‌رود. به عنوان نمونه آیا با این رسوایی آمریکا در زمینۀ حقوق بشر در حمایت از کشتار غزه، در جهان کسی هست که سخنان آمریکا علیه حقوق بشر در ایران را بپذیرد؟!
  • این سرعتی است که خداوند به تاریخ داده است. با این حساب، دیگر جای نگرانی و حزن و اندوه برای طولانی شدن دوران آشکار شدن حق وجود ندارد. مقام معظم رهبری در سالهای اخیر بارها در سخنان خودشان به وعدۀ نصرت الهی اشاره و تصریح کرده‌اند و به این آیه قرآن اشاره فرموده‌اند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»(محمد/7)

الان افکار عمومی مردم منطقه و دنیا آمادۀ شنیدن حق است؛ از این فرصت استفاده کنید

  • یک نمونۀ دیگر نیز همین محکوم کردن جنایات غزّه توسط شاه عربستان سعودی است، البته با تأخیر بسیار زیاد! (فارس-13930510000450 و انتخاب- 174599) این مسأله هم خبر از رسوایی و نابودی اینها دارد؛ اینهایی که مفتی‌های‌شان همین چند روز قبل می‌گفتند اولویت ما اسرائیل نیست و تظاهرات علیه اسرائیل حرام است، حالا به فاصلۀ چند روز به قدری مفتضح شده‌اند که مجبور شده‌اند برای جلوگیری از بی‌آبرویی بیشتر چنین بیانیه‌ای بدهند. اینها دارند به زباله‌دانی تاریخ می‌پیوندند.
  • متاسفانه ما از این فضا عقب هستیم و نمی‌توانیم از آن بهره‌برداری کنیم. بیایید به فعالیت بپردازیم و از این سرزمین حاصل خیز استفاده کنیم. اگر 24 ساعته هم در این زمینه کار کنیم، باز هم وقت کم می‌آوریم. الان افکار عمومی مردم اروپا، آمریکا، آمریکای لاتین، و همین منطقۀ خودمان آمادۀ شنیدن سخنان حق شماست. باید از این فرصت استفاده کنید. وقت این رسیده که در چند پاراگراف کلّ فلسفۀ انقلاب اسلامی را برای تمام مردم جهان بگویید. الان وقت آن است که دفاع مقدس را به مردم جهان معرفی کنید؛ چون الان می‌فهمند و می‌پذیرند.

چرا سرعت اثبات حقّ و رسوایی منافقین بالا رفته است؟

  • فضای تاریخ واقعاً عوض شده است و شاید یکی از معانی «پیچ تاریخی» همین باشد. یعنی دیگر تاریخ مثل گذشته‌ها به نفع ظالمان، تا مدتهای طولانی ورق نخواهد خورد. اما سؤال این است که چرا فضا این‌طور شده است؟ چرا سرعت اثبات حقانیت و روشن شدن حقّ و منکوب شدن باطل و رسوایی منافقین بالا رفته است؟
  • در پاسخ به این سؤال نمی‌توانیم به همین سادگی بگوییم: خداوند تصمیم گرفته است روش خود را تغییر دهد! چون خداوند با یک‌سری قواعد کار می‌کند و جهان را طبق یک سنت‌هایی اداره می‌کند. همچنین در پاسخ به این سؤال نمی‌توانیم صرفاً خوب بودن رهبران خودمان را مطرح کنیم، چون در تاریخ اسلام، غربت و مظلومیت رهبران بزرگی مثل امیرالمؤمنین(ع) و اباعبدالله(ع) را دیده‌ایم و الان رهبران ما خودشان را شاگردان مکتب امیرالمؤمنین(ع) و اباعبدالله(ع) می‌دانند.
  • قطعاً یک اتفاقی در عالم افتاده است که این سرعت بالا رفته است؛ کانون مرکزی این اتفاق «ولایتمداری» است. ولایتمداری مردمی که مقاومتشان هم مرهون این ولایتمداری بود که درس‌آموز ملت‌ها شدند.

تفاوت فضای امروز با گذشتۀ تاریخ، رشد ولایتمداری است

  • تفاوت بسیار مهم فضای کنونی نسبت به گذشتۀ تاریخ اسلام، رشد ولایتمداری در میان مومنان است. در صدر اسلام، ولیّ خدا بوده است ولی ولایتمدارانی که پای امر او بایستند نبوده‌اند. ولایتمداری در زمان ما تازه یک‌مقداری رخ نشان داده است؛ همین‌مقداری که الان می‌بینید و البته هنوز کامل نیست. حالا ببیند اگر این ولایتمداری کامل شود چه خواهد شد! «باش تا صبح دولتش بدمد؛ کاین هنوز از نتایج سحر است»
  • قرآن، نماز، روزه و سایر بخش‌های دین، از قبل هم بوده است و این تفاوت ناشی از این بخش‌های دین نیست. این موضوعِ ولایتمداری است که توانسته است این‌قدر در تاریخ جهان تغییر و تحول ایجاد کند. و شما می‌دانید که امامت اصل و اساس اسلام است(امام رضا(ع): إِنَّ الْإِمَامَةَ أُسُّ الْإِسْلَامِ النَّامِی وَ فَرْعُهُ السَّامِی؛ کافی/1/200)
  • ولایتمداریِ یک قوم و حرمت‌گزاری برای امر ولایت آثار و برکات بیشماری در جهان به جای می‌گذارد، و محدود به همان منطقه باقی نمی‌ماند. اگر فتنۀ 88 را از زاویۀ ولایتمداری نگاه کنید، می‌بینید که نه‌تنها شعار توهین به اصل ولایت فقیه و شخص ولایت فقیه در این مملکت نگرفت، بلکه یک خروشی در این مملکت در جهت تثبیت ولایتمداری ایجاد کرد و این نور ولایتمداری باعث شد که نصرت خدا به دنبال بیاید. شما یک فتنه‌ای که علیه نظام ولایی بود را پشت سر گذاشتید، خدا تمام جهان را به نفع شما تغییر داد؛ یعنی آثار و برکاتش فقط در همین منطقۀ خودمان هم باقی نماند. ولایتمدارانی که در همین یک‌سال اخیر در منطقه ظهور کرده‌اند را نگاه کنید. تقریباً در تمام خاورمیانه در یک‌سال اخیر، آمار ولایتمداران نسبت به سال‌های گذشته چند برابر شده است. این ولایتمداران هم با یک احترام خاصی از مقام ولایت سخن می‌گویند، ببینید نور این ولایتمداری در جهان چه خواهد کرد! این یک واقعیت در عالم است هرچند در محاسبات بعضی‌ها نمی‌آید.

توسعۀ ولایتمداری در چیست؟/ ولایتمداری در تبعیت از ولیّ زمان خلاصه نمی‌شود؛ رکن دوم ولایتمداری «ارتباط ولایتمداران با یکدیگر» است

  • سؤال این است که الان ما در قبال این مسأله باید چکار کنیم؟ طبیعتاً باید این ولایتمداری را توسعه دهیم، اما توسعۀ ولایتمداری در چیست؟ ولایتمداری در تبعیت از ولیّ زمان خلاصه نمی‌شود؛ البته رکن اول ولایتمداری تبعیت توام با بصیرت و اقبال دل‌ها نسبت به جایگاه ولیّ زمان و اقناع اندیشه‌هاست. اما رکن دوم ولایتمداری «ارتباط ولایتمداران و مؤمنین با یکدیگر» است. کمااینکه خداوند می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ»(فتح/29) در این‌جا «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» به همین مسأله اشاره دارد.
  • شخصی نزد امام محمد باقر(ع) آمد و گفت: شما قیام کنید؛ ما تعداد زیادی هستیم که آماده‌ایم از شما تبعیت کنیم. حضرت فرمودند: آیا این‌گونه هست که یکی از شما بدون اجازه به سراغ کیف پول(جیب) برادر دینی‌اش برود و به مقدار نیازش پول بردارد؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: یاران قائم ما این‌گونه هستند که به سراغ کیف پول برادرشان می‌روند و به مقدار نیاز از آن برمی‌دارند و برادرشان هم مانع نمی‌شود(قِیلَ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: إِنَّ أَصْحَابَنَا بِالْکُوفَةِ لَجَمَاعَةٌ کَثِیرَةٌ فَلَوْ أَمَرْتَهُمْ لَأَطَاعُوکَ وَ اتَّبَعُوکَ قَالَ: یَجِی‏ءُ أَحَدُکُمْ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ؟ فَقَالَ: لَا... إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَامَلَةُ وَ أَتَى الرَّجُلُ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا یَمْنَعُهُ‏؛ اختصاص شیخ مفید/ص24) یعنی ممکن است شما از امام خودتان تبعیت کنید ولی رابطۀ شما با همدیگر هنوز در حدّ مطلوب و ایده‌آل نیست. شما ببینید آیا ما به این‌جا رسیده‌ایم که انتظار داریم امام زمان(ع) تشریف بیاورد؟!

نحوۀ برخورد شما با سایر مؤمنین، در واقع استمرار ولایتمداری شماست/ ارتباط خوب مؤمنین با یکدیگر حتی با ضعفای از مومنین دلیل صداقت در ولایتمداری است

  • این ارتباط مؤمنین با یکدیگر در کجا باید درست شود؟ طبیعتاً باید در میدان کار و تلاش و فعالیت درست شود. اگر همۀ شما بیکار باشید و فعالیت نکنید، هیچ‌وقت با هم اختلاف پیدا نخواهید کرد! مهم این است که در جریان کار و فعالیت، خودتان را بسنجید و آفت‌ها و آسیب‌ها، خودشان را نشان دهند.
  • مسألۀ ولایتمداری فقط در ارادت نسبت به مقام معظم رهبری خلاصه نمی‌شود. هر یک از شما باید ببیند که نسبت به مؤمنین ضعیفی که رفیق شما هستند یا در اطراف شما هستند، چگونه برخورد می‌کند؟ این استمرار ولایتمداری است. ارتباط خوب مومنین با یکدیگر حتی با ضعفای از مؤمنین دلیل صداقت انسان در ولایتمداری است.

فروتنی نسبت به مؤمنین، ویژگی مهم قوم مقدمه‌ساز ظهور است

  • خداوند می‌فرماید: «ای مؤمنین! اگر پای دین خودتان خوب نایستید، خداوند یک قوم دیگری را خواهد آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند، آنها نسبت به سایر مؤمنین فروتن هستند و...؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»(مائده/54) این آیه دربارۀ مؤمنینی است که مژدۀ ظهور آنها در آخرالزمان داده شده است. پیامبر(ص) فرمود که این آیه دربارۀ یاران صاحب‌الزمان(ع) نازل شده است و وقتی از پیامبر(ص) پرسیدند آنها از کدام قوم هستند ایشان به ایرانی‌ها(قوم سلمان فارسی) اشاره فرمود(نزلت فی القائم و أصحابه الذین‏ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ... سئل عن هذه الایة فضرب بیده على عاتق‏ سلمان‏ فقال هذا و ذووه؛ تفسیر نورالثقلین/1/641)
  • در این آیه، بعد از اینکه ویژگی محبت بین خدا و این قوم را بیان فرموده، بلافاصله ویژگی بعدی این قوم را بیان می‌فرماید و آن ویژگی این است که «نسبت به دیگر مؤمنین فروتن هستند» و بعد از آن، ویژگی‌های بعدی این قوم را بیان می‌فرماید. جالب این‌جاست که آیۀ بعد از این آیه نیز آیۀ ولایت امیرالمؤمنین(ع) است(إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُمْ رَاکِعُون؛ مائده/55) و در آیه بعد هم می‌فرماید: «سرانجام غلبه با حزب خداست؛ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُون»(مائده/56)

چرا بعضی حزب‌اللهی‌ها زیاد رفیق ندارند و هم‌افزایی نمی‌کنند؟/ تعامل خوب و سازندۀ مؤمنین با یکدیگر استمرار ولایتمداری است

  • چرا بعضی حزب‌اللهی‌ها زیاد رفیق ندارند؟ بعضی‌ها آن‌قدر گوشت‌تلخ هستند که نمی‌شود به آنها نزدیک شد! بعضیها ساز خودشان را می‌زنند و با همدیگر هم‌افزایی نمی‌کنند. به تیم‌های همدیگر کمک نمی‌کنند، به رونق گرفتن بیشترِ هیات‌های همدیگر کمک نمی‌کنند. مثلاً گروهی که دعای ندبه می‌گیرند، به گروهی که دعای توسل می‌گیرند کمک نمی‌کنند. یا مثلاً کسانی که در زمینۀ قرآن کار می‌کنند به کسانی که در زمینۀ مهدویت کار می‌کنند، کمک نمی‌کنند.
  • وجود این هم‌افزایی و این تعامل خوب و سازنده در بین مؤمنین، ادامه و استمرار ولایتمداری است. اگر کسی اهل تعامل بسیار خوب و سازنده با مؤمنین بود، این نشانۀ ولایتمداری اوست. کما اینکه امروز آن‌قدر حقّ واضح و آشکار شده است که اگر کسی مرگ بر اسرائیل بگوید، دیگر هنر نکرده است. کسی هم که به فقط به ولیّ ارادت داشته باشد، دیگر هنر نکرده است؛ باید دید آیا اهل تعامل خوب با ولایتمداران و دیگر مردمان هست یا نه؟

رابطۀ سازندۀ بین ولایتمداران نور و معنویت فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند که همۀ عالم را تحت تأثیر قرار می‌دهد

  • استمرار ولایت‌پذیری و ولایتمداری در تعامل و رابطۀ خوب در بین ولایتمداران است. این رابطه، نور و معنویت فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند و تشعشعات این نور و معنویت، همۀ عالم را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
  • خداوند در آیۀ آخر سورۀ آل‌عمران می‌فرماید: «ای مؤمنین، صبر کنید(تک‌تک شما باید صابر باشید) و با هم صبر و مقاومت کنید، و هم‌افزایی کنید؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا»(آل‌عمران/200) ما فکر می‌کنیم اگر تک تک مردم صابر باشند، یک جامعۀ صابر خواهیم داشت در حالی که این کافی نیست، بلکه علاوه بر اینکه هر یک از ما باید صابر باشیم، باید «با هم صبر کنیم». یعنی زندگی فردیِ خوب فایده ندارد، زندگی جمعیِ خوب لازم است.
  • در این آیه «رابطوا» یعنی هم‌افزایی کنید. بالاخره خداوند به هر کسی یک‌ توانایی‌ها و استعداد‌هایی داده است که مؤمنین باید این‌ها را به‌اشتراک بگذارند، یعنی نیروهای خودشان را روی هم جمع کنند. البته این نیاز به از خودگذشتگی دارد، چون در این میان امتیازات شخصی شما حذف می‌شود و ممکن است شما دیده نشوید. اگر یک حزب‌اللهی‌ در این جهت تلاش نکند که عُرضه‌‌های خودش را در کارهای دیگران پنهان کند، حتماً دچار خودخواهی و کار ناخالص خواهد شد.
  • یکی از اتفاقاتی که در جبهه‌های دفاع مقدس افتاده بود، ارتباط رزمندگان با همدیگر بود. بعید می‌دانم کسی توانسته باشد رفاقت و محبت شدید بین رزمندگان را برای دیگران ترسیم کند. البته در دفاع مقدس این محبت و ارتباط قوی بین هم‌رزمان طبیعی بود ولی ما الان هم باید بین خودمان همان فضا را ایجاد کنیم. این محبت شدید بین مؤمنین باید خودش را در ارتباط‌ها و در اتحادها نشان دهد. همین رفاقت‌ها شعاعی از نور را ایجاد می‌کند و دیگران را هم جلب می‌کند. این رفاقت‌ها، تواضع‌آفرین است و نشأت‌گرفته از بذر تواضع است و اگر نباشد، غرور و کبر و خودپسندی در چهره‌ها دیده خواهد شد.
  • ولایتمداری اصحاب امام حسین(ع) در کربلا، در ارادتمند آنها به امام حسین(ع) خلاصه نمی‌شد. بلکه نقطۀ لطیف ولایتمداری آنها در این تجلی پیدا می‌کرد که اجازه ندهند حتی یکی از بچه‌های امام حسین(ع) و بنی‌هاشم قبل از شهادت آنها به میدان برود...
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۱۴
مجید سینی ساز شهشهانی

در حرم رضوی، در تشریح روش تزکیۀ مردم توسط پیامبر(ص) بیان شد:

تحقق «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر با وضع و اجرای قانون ممکن است/ مهمترین عامل صلاح و فساد جامعه «قوانین»ی است که رفتار مردم را تنظیم می‌کند/ دولت‌ها موظفند زمینۀ بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در آستانۀ مبعث رسول خدا(ص) در جمع زائران آستان قدس رضوی(ع) پیرامون معنای «یُزَکِّیهِم» و «تزکیۀ مردم توسط پیامبران» در قرآن کریم سخنرانی کرد. اهم مطالب این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

پیامک خبری

  • معنای «یُزَکِّیهِمْ» که رکن دوم رسالت انبیاء الهی است و بر تعلیم هم مقدم شده، چیست؟ ابتدا باید ببینیم مهمترین و قدرتمندترین عامل در فساد یا صلاح یک جامعه کدام است؟
  • مهمترین عامل فساد و اصلاح یک جامعه قوانینی است که رفتار مردم جامعه را تنظیم می‌کند. بحث‌های اخلاقی بعد از این عامل کلیدی، مطرح می‌شوند.
  • با یک قانون در یک جامعه آ‌ن‌قدر می‌شود فساد ایجاد کرد و با یک قانون آن‌قدر می‌شود اصلاح کرد که با هزار توصیۀ اخلاقی و کار فرهنگی نمی‌شود، به همین دلیل حکومت در اسلام آنقدر اهمیت پیدا کرده است.
  • تحقق «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر با وضع و اجرای قانون ممکن است. و اگر قوانین واقعاً اسلامی نباشد بیش از هر چیز مردم را فاسد خواهد کرد
  • پیامبر(ص) فرمود اثر اجرای حدود الهی در تزکیه جامعه از سالها عبادت کردن بیشتر است؛ حَدٌّ یُقَامُ فِی الْأَرْضِ أَزْکَى مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة» یعنی اگر یک قانون اسلامی اجرا شود، از ده‌ها سال عبادت، برای جامعه پاک‌کننده‌تر است. همین‌مقدار معنویتی که امروز در جامعۀ ما هست، صدقۀ سر همین مقدار قوانینِ اسلامی‌ای است که الان در جامعۀ خود داریم.
  • اینکه اسلامی رفتار کردن اجباری است یا نه، و یا دولت دربارۀ آن مسئولیتی دارد یا خیر؟ پاسخش معلوم است: اگر حکم اسلام در مقام قانون باشد اجرای آن اجباری است و دولت دربارۀ آن مسئولیت دارد و اگر رفتار اسلامی در حد یک توصیۀ اخلاقی باشد اجباری نیست و تنها به سطح معنویت و اخلاق جامعه وابسته خواهد بود.
  • در حالی که دولت و حاکمیت نقش اول را در اصلاح جامعه دارد اما بسیاری از سیاسیون ما اهل این معنا نیستند و نقش مهم ساختارها و نظامات حقوقی را گُم کرده‌اند.
  • ما حکومت اسلامی را برای اسلامی‌ شدن قوانین و اجرای قوانین اسلامی می‌خواهیم. و این قانون الهی است که اگر دقیق اجرا شود زمینۀ فساد را از بین می‌برد.
  • حکومت باید قوانین اسلامی وضع کند و این قوانین را درست اجرا کند تا مملکت اسلامی شود. ولی برخی در عرصۀ سیاسی می‌گویند نباید مردم را به زور به بهشت فرستاد! معنای این سخن چیست؟ آیا معنایش این است که قانون اسلامی را اجرا نکنیم؟ اگر قانون اجرا نشود که زندگی مردم مختل می‌شود. کمااینکه اگر سر چهارراه‌ها قانون اجرا نشود، ترافیک، زندگی مردم را مختل می‌کند.
  • مملکت اسلامی باید با قانون اسلامی، محکم اداره شود، البته در میان احکام اسلامی، هرچه غیر از قانون است و اخلاقی و معنوی است مردم می‌توانند در آن موارد به میل خود عمل کنند و حکومت دخالت نمی‌کند؛ مگر از طریق برخی کارهای فرهنگی؛ اما هرچه قانون است همه باید ملتزم باشند. اینجا بحث زور و اجبار و آزادی نیست، بلکه بحث قانون و بی‌قانونی است.

در ادامه مشروح مطالب بیان شده در این سخنرانی آمده است:

بر اساس قرآن، مأموریت پیامبران در چهار مفهوم کلیدی خلاصه شده

  • در آیات کریمۀ قرآن، مکرراً رسالت پیامبر اکرم(ص) و حتی مأموریت تمام انبیاء الهی در چهار مفهوم کلیدی خلاصه و تصریح شده است: 1- آیات خدا را بر مردم بخوانند 2-آنان را تزکیه کنند 3- کتاب خدا را آموزش دهند 4- به آنها حکمت یاد دهند (یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ؛ آل‌عمران/165 و جمعه/2) یعنی پیامبران به طور مشخص چهار مأموریت عمده بر عهده دارند.
  • اولین مرحله از مأموریت انبیاء این است که آیات خدا را بر مردم تلاوت کنند. این تلاوت اثر روشنگری، انذار و ایمان‌بخشی به انسان‌ها را دارد و باعث تألیف قلوب و نورانی کردن دلها می‌شود. مرحلۀ دوم، تزکیه کردن، به تعبیر رایج پاک کردن مردم است، که موضوع بحث ما خواهد بود. مرحلۀ سوم هم آموزش دادن کتاب خدا به مردم است و مرحلۀ چهارم این است حکمت را یاد بدهند یعنی مردم را طوری تعلیم دهند که خودشان تولید‌کنندۀ علم شوند. یک معنای حکمت این است که قلب انسان و اندیشۀ انسان معرفت‌زا باشد و خودش بتواند بدون معلم، علم بیابد.

پیامبر(ص) چگونه امت خود را تزکیه می‌کند؟/ تزکیه، غیر از تعلیم است

  • در اینجا می‌خواهیم دربارۀ دومین مرحله از مأموریت پیامبر(ص) یعنی «تزکیۀ» مردم گفتگو کنیم. پیامبر(ص) چگونه امت خود را تزکیه می‌کند؟ یک امام چگونه مردم را پاک و پاکیزه می‌کند؟ اینکه خداوند می‌فرماید: «رستگار می‌شود کسی که جان خود را تزکیه کند؛ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها»(شمس/9) یعنی جان خود را پاک کند و برای رشد و نمو آماده کند. این معنایش معلوم است، هر کسی باید به خودسازی بپردازد؛ اما پیامبر چگونه دیگران را تزکیه میکند؟
  • باید دید وقتی پیامبر(ص) می‌خواهد مردم را تزکیه کند، چه کارهایی باید انجام دهد؟ آیا معنای تزکیه کردن پیامبر(ص) این است که برای مردم سخنرانی کند یا به آنها اخلاق آموزش دهد؟! با توجه به برخی قرائن قابل تأمل، معنای «یُزَکِّیهِمْ» این نیست که پیامبر(ص) برای مردم سخنرانی اخلاقی انجام دهد، چون پیامبر(ص) در سخنرانی‌های خود، یا تلاوت آیات می‌کند، یا تعلیم کتاب می‌کند و یا به مردم حکمت یاد می‌دهد. درس‌های اخلاقی هم در ضمن همینها صورت می‌گیرد. پس تزکیه کار دیگری غیر از سخنرانی اخلاقی برای مردم است.
  • اوقاتی هم که پیامبر(ص) با رفتار خود به مردم چیزی یاد می‌دهد، باز هم بحث آموزش است، نه بحث تزکیه. انسان وقتی می‌خواهد مطلبی را به کسی یاد بدهد، یک‌وقت با سخن گفتن به او یاد می‌دهد و یک‌وقت هم عملاً با رفتار خودش به او نشان می‌دهد. ظاهرا «تزکیه» با «تعلیم» متفاوت است؛ چه تعلیمی که با رفتار باشد، چه تعلیمی که با گفتار باشد.
  • پس معنای «یُزَکِّیهِمْ» که رکن دوم رسالت انبیاء الهی است و بر تعلیم هم مقدم شده، چیست؟ آیا پیامبر در روح مردم دست می‌برد و قلب آنها را پاکسازی می‌کند و یک‌دفعه‌ای آنها احساس می‌کنند که آدم‌های خوبی شده‌اند و روح و جانشان پاکیزه شده است؟! اگر بنا بود پیامبر(ص) با معجزه بر قلب مردم تسلط پیدا کند و به قلب انسان‌ها دست ببرد و آنها را پاک کند، پس چرا این‌همه آدم‌های بد که در اطراف پیامبر(ص) بودند، آدم‌های خوبی نشدند؟
  • اینکه من خودم را تزکیه کنم، معنایش مشخص است، یعنی خودسازی کنم و جلوی بدی‌های خود را بگیرم و علیه هوای نفس خودم بایستم تا تزکیه شوم. باید در اعمال و رفتارم دقت کنم و جلوی رفتارهای ناشایست و هواپرستی خودم را بگیرم، یعنی باید جلوی رفتاری که دلم می‌خواهد ولی غلط است، بایستم و رفتار خوبی که دلم نمی‌خواهد و مخالفت هوای نفس من است انجام دهم. اما وقتی پیامبر(ص) بخواهد مرا را تزکیه کند، معنایش چیست و چه کاری باید انجام دهد؟ قطعاً معنایش این نیست که مدام همراه من باشد و هر وقت خواستم گناهی انجام دهم، جلوی مرا بگیرد؟! معنایش این هم نیست که پیامبر(ص) استاد خصوصی عرفان و اخلاق من شود، زیرا امکان ندارد پیامبر(ص) با تمام مردم جهان زندگی کند و آنان را به این صورت تزکیه کند و از گناه بازدارد.

مهمترین عامل صلاح و فساد یک جامعه چیست؟

  • برای اینکه ببینیم پیامبر(ص) چگونه مردم را تزکیه می‌کند، اول ببینیم مهمترین عوامل تربیتی یک جامعه، چه عواملی هستند؟ مهمترین عوامل خراب شدن یا خوب شدن مردم کدام هستند؟ مهمترین و قدرتمندترین عامل در فساد یا صلاح یک جامعه کدام است؟ مهمترین عامل بی‌حجابی‌ها، بی‌نمازی‌ها و رشوه‌خواری‌ها در جامعه چیست؟ آیا اساتید اخلاق در یک جامعه، نقش اول را در خراب شدن یا خوب شدن یک ملت دارند؟ آیا علم و آگاهی‌ها یا آموزش مردم یا جلسات و محافل معنوی نقش اول را دارد؟ آیا کسانی که کارهای خلاف انجام می‌دهند مشکل‌شان این است که آموزش لازم را ندید‌ه‌اند؟ آیا مشکل این است که مردم بی‌ایمان هستند؟ البته اگر مردم ایمان عرفا را داشته‌ باشند، گناه نمی‌کنند ولی خدا از همۀ مردم انتظار ندارد که ایمان اهل عرفان را داشته باشند. 

مهمترین عامل صلاح و فساد یک جامعه «قوانین»ی است که رفتار مردم را تنظیم می‌کند/با یک قانون آن‌قدر می‌شود اصلاح کرد که با هزار توصیۀ اخلاقی و کار فرهنگی نمی‌شود

  • مهمترین عامل فساد و اصلاح یک جامعه قوانینی است که رفتار مردم جامعه را تنظیم می‌کند. بحث‌های اخلاقی بعد از این عامل کلیدی، مطرح می‌شوند. وقتی قوانین و آیین‌نامه‌ها و ساختارها و نظامات اجرایی به‌گونه‌ای باشد که مردم را به سوی بدی‌ها سوق دهند، با هزارتا درس اخلاق و بهترین اسوه‌ها و الگوهای اخلاقی هم نمی‌شود آن جامعه را اصلاح کرد.
  • نظام پولی، نظام حقوقی، و قوانین و مقررات در یک جامعه، مهمترین عامل فساد و صلاح یک جامعه است. به همین دلیل، مهمتر از درس اخلاق، این حکومت است که باید اصلاح شود. زیرا حکومت است که قوانین و مقررات را تنظیم می‌کند، و نظام اقتصادی و نظام پولی و نظام بانکی است که مردم را به سوی فساد یا به سوی صلاح سوق می‌دهد.
  • بسیاری از انسان‌ها به‌قدر لازم آگاهی و ایمان دارند و مانع جدی برای دینداری ندارند، اما وقتی نظام اقتصادی فاسد باشد و تبعیض وجود داشته باشد با هزارتا حدیث و آیه قرآن هم نمی‌شود خیلی‌ها را به ‌راه آورد. می‌گویند: «وقتی می‌بینم حقم ضایع می‌شود، علاقه‌ای به سخنان اخلاقی و دینی ندارم.»
  • با یک قانون در یک جامعه آ‌ن‌قدر می‌شود فساد ایجاد کرد و با یک قانون آن‌قدر می‌شود اصلاح کرد که با هزار توصیۀ اخلاقی و کار فرهنگی نمی‌شود، به همین دلیل حکومت در اسلام آنقدر اهمیت پیدا کرده است.

تحقق «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر با وضع و اجرای قانون ممکن است/ اگر قوانین واقعاً اسلامی نباشد بیش از هر چیز مردم را فاسد خواهد کرد

  • ظاهرا اگر قرار باشد «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر(ص) تحقق پیدا کند، باید قانون بگذارد. نمونه‌اش قانون زکات است که نظام اقتصادی جامعه را درست می‌کند. یعنی یکی از مصادیق «یُزَکِّیهِمْ» زکات گرفتن از مردم است و زکات یک شأن حکومتی است. شاید معنای این آیه این باشد که: بعد از تلاوت آیات قرآن برای مردم(یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ) و بعد از اینکه مردم به خدا ایمان آوردند، پیامبر(ص) باید حکومت تشکیل دهد و قوانینی وضع کند و با آن قوانین، مردم را به سوی پاکی سوق بدهد، آنگاه کتاب و حکمت را تعلیم بدهد تا مردم رشد کنند.
  • مهمترین خاصیت حکومت طراحی قانون و سپس اجرای خوب آن است. پیامبر(ص) با تشکیل حکومت است که می‌تواند در جامعه قانون وضع کند، و الا اگر حکومت نباشد چگونه می‌تواند قانون وضع کند؟! اصلاً ما چرا انقلاب کردیم و حکومت اسلامی تشکیل دادیم؟ برای اینکه بتوانیم قوانین اسلام را برقرار کنیم. به همین دلیل، قوانین مجلس شورای اسلامی اگر واقعاً اسلامی نباشد بیش از هر چیزی مردم را فاسد خواهد کرد. لذا در این میان، شورای نگهبان قرار داده شده است تا این فقها ببینند آیا قوانینِ تصویب شده در مجلس، اسلامی هستند یا نه؟
  • شاید به همین دلیل حضرت امام(ره) فرمود اگر کسی در مقابل حکم شورای نگهبان بایستد، مفسد فی‌الارض است که حکمش معلوم است. (مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد؛ صحیفۀ امام/14/370)

خیلی از سیاسیون مسلمان در مقابل قوانین غربی تسلیم هستند و این قوانین را به راحتی می‌پذیرند

  • مردم ما به‌قدر لازم ایمان و معرفت و انگیزۀ خوب شدن و محبت به اهل‌بیت(ع) دارند، فقط ما باید قوانین و ساختارهای اجتماعی خودمان را روز به‌روز اسلامی‌تر کنیم چرا که هنوز تمام قوانین ما اسلامی نشده‌اند. مقام معظم رهبری دو سال پیش فرمودند که ما باید نظام‌های اسلامی طراحی کنیم. منظور از این نظامات، مجموعۀ قوانینی است که در کنار هم چیده می‌شود و می‌خواهد زندگی مردم را هدایت کند و رفتارها را در یک مسیر خاص قرار دهد. این نظامات ما هنوز اسلامی نشده‌اند و بسیاری از آنها هنوز شرقی و غربی هستند.
  • هنوز خیلی کار دارد که ما جزئیات قوانین خودمان را اسلامی کنیم. متاسفانه خیلی از سیاسیون مسلمان هم در مقابل قوانین غربی کاملاً تسلیم هستند و آنها را به راحتی می‌پذیرند. متأسفانه نمی‌دانند که بسیاری از قوانین غربی اگرچه به ظاهر ضد اسلامی نیستند و تاحدی ممکن است معقول به نظر برسند اما در درازمدت رفتار مردم را فاسد خواهند کرد.
  • رسول خدا(ص) می‌فرماید: «وقتی یک حدّ(قانون الهی) در زمین اقامه شود، اثر پاک‌کنندگی‌اش در جامعه از شصت سال عبادت بیشتر است و تزکیه‌کننده‌تر خواهد بود؛ حَدٌّ یُقَامُ فِی الْأَرْضِ أَزْکَى مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة»(مستدرک‌الوسایل/18/9) اگر مدام نماز بخوانیم ولی حدود و قوانین الهی برقرار نشود چه فایده‌ای دارد؟ درست است که برپایی نماز و عبادت در جامعه خیلی اثر دارد ولی اگر قوانین و حدود الهی برپا نشود اینها چقدر فایده خواهند داشت؟

خیلی اوقات رفتار غلط مردم به‌خاطر ساختارهای حقوقی غلطی است که غربزده‌ها در این جامعه تعبیه کرده‌اند/ اگر حکم اسلام در مقام قانون باشد اجرای آن اجباری است و دولت دربارۀ آن مسئولیت دارد

  • یکی از مهمترین وسائل «تزکیۀ» مردم که در قرآن کریم بارها به عنوان رسالت مهم پیامبران قبل از تعلیم کتاب و حکمت ذکر شده، همان قوانین اسلامی است که زمینه و بستر سعادت انسانها و به بهشت رفتن مردم را هموار می‌کند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: اجرای یک حد از شصت سال عبادت اثر تزکیه کنندگیش برای جامعه بیشتر است. یکی از مهمترین فوائد یک حاکمیت اسلامی وضع قوانین اسلامی است و بی تردید وضع قوانین اسلامی نیز نیاز به حاکمیت اسلامی دارد؛ و مسئولان و مجریان حکومت نیز باید به اجرای قوانین بپردازند. آنچه مهمتر از هر موعظه و کار فرهنگی در دینداری و رفتار صحیح و اخلاقی افراد جامعه موثر است همین قوانین و ساختارهای حقوقی است که موجب تنظیم روابط و رفتارها میشود. اجرای قانون نیز نیاز به ضابط و قوۀ قهریه و قضائیه دارد تا کسی نتواند تخطی کند. اینجا دیگر کار با موعظۀ صرف جلو نمیرود. اینکه اسلامی رفتار کردن اجباری است یا نه، و یا دولت دربارۀ آن مسئولیتی دارد یا خیر؟ پاسخش معلوم است: اگر حکم اسلام در مقام قانون باشد اجرای آن اجباری است و دولت دربارۀ آن مسئولیت دارد و اگر رفتار اسلامی در حد یک توصیۀ اخلاقی باشد اجباری نیست و تنها به سطح معنویت و اخلاق جامعه وابسته خواهد بود.
  • قانون باید اسلامی باشد و این قوانین اسلامی را باید دولت‌ها اجرا کنند؛ در این صورت است که تزکیۀ مردم(یُزَکِّیهِمْ) اتفاق می‌افتد. و بعد از این است که می‌توان به سراغ بحث تعلیم رفت. نمی‌شود یک طلبه مردم را موعظه کند و بگوید «ای مردم بیایید خوب شوید» ولی از آن طرف، ساختارها و نظامات اجتماعی و اقتصادی طوری باشد که رفتار و روحیات مردم را فاسد کند. حاکمیت اسلامی اگر به وضع قوانین اسلامی نپردازد و یا مجریان قانون به اجرای دقیق قوانین اقدام نکنند دیگر موعظۀ علماء اکثرا مفید نخواهد بود و وضع فرهنگی جامعه اصلاح‌پذیر نخواهد شد. خیلی از اوقات ساختارهای حقوقی و یا عدم اجرای صحیح قوانین است که موجب بد رفتاری افراد در جامعه می‌شود.
  • بنده گاهی اوقات به عنوان یک مبلغ دینی شرمندۀ مردم می‌شوم. مثلاً می‌خواهم موعظه کنم و به خانمها بگویم حجاب داشته باشید، ولی می‌بینم که بسیاری از غیرمحجبه‌ها به‌قدر کافی ایمان دارند، و محبت به خدا و علاقه به معنویت دارند اما باز هم رفتارشان غلط است؛ و خیلی اوقات رفتار غلط آنها به‌خاطر ساختارهای حقوقی غلطی است که غربزده‌ها در این جامعه تعبیه کرده‌اند. وقتی یک روحانی مصاحبه می‌کند و می‌گوید: من مبتکر وضع فلان قانون بودم و آن قانون را از فرانسه یا انگلستان گرفتم و دیگران را وادشتم آن را تصویب کنند، دیگر چه انتظاری از دیگران داشته باشیم. اگر غربی‌ها به این سادگی می‌توانند قانون سالم بگذارند، و کشورهایی که مبتنی بر نظام لیبرال سرمایه‌داری قوانینشان برای ما مفید است دیگر چه نیازی به دین و پیامبر(ص) داریم؟ آیا پیامبر(ص) فقط برای این است که یک سخن عارفانه‌ای بگوید و دل ما را نرم کند؟ نگاه بعضی‌ها به دین در همین حدّ است! مثلاً همین‌مقدار که دین صرفاً آمده تلطیف قلوب کند و چند سخن اخلاقی بگوید و برود! یعنی دین را به «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ» محدود می‌کنند و از «یُزَکِّیهِمْ» در دین سخن نمی‌گویند.

دولت و حاکمیت نقش اول را در اصلاح جامعه دارد، اما بسیاری از سیاسیون ما نقش مهم ساختارها و نظامات حقوقی را گُم کرده‌اند

  • در حالی که دولت و حاکمیت نقش اول را در اصلاح جامعه دارد اما بسیاری از سیاسیون ما اهل این معنا نیستند و نقش مهم ساختارها و نظامات حقوقی را گُم کرده‌اند. اولاً قوانین باید در مجلس شورای اسلامی دقیق طراحی شوند و کاملاً اسلامی باشند. حتی خوب است در مجلس شورای اسلامی یک بخشی مسئولیت داشته باشد تا ببیند کدام‌یک از قوانینی که در مملکت ما وجود دارد، دقیقاً اسلامی نیستند تا آنها را تغییر دهند. البته ما قانونی نداریم که صریحاً ضد اسلامی باشد ولی قوانینی که به‌صورت غیرمستقیم غیراسلامی هستند، کم نداریم.
  • برخی از این قوانین را می‌توانید در قوانین اقتصادی و نظام پولی و بانکداری ببینید. و برخی از این قوانین را در حقوق خانواده و برخی زمینه‌های دیگر می‌توانید ببینید. لذا مردم باید تلاش کنند نمایندگانی را انتخاب کنند که از اسلام بیشتر خبر داشته باشند، و اگر هم روحانی هستند، روحانی غربزده و شیفتۀ قوانین فرانسه و انگلستان نباشند.

مهمترین روش تزکیۀ مردم توسط پیامبر(ص) فراهم کردن زمینۀ خوب شدن با اجرای قوانین و حدود الهی است، نه اجبار به کارهای خوب/ با قوانین غیر اسلامی نمی‌شود اسلامی زندگی کرد

  • اینکه پیامبر(ص) مأموریت دارد مردم را تزکیه کند(یُزَکِّیهِمْ) معنایش این نیست که آنها را به زور به کارهای خوب وادار کند، یا قلب مردم را تصرف کند و قلب آنها را پاک کند، بلکه معنایش این است که زمینۀ خوب شدن را فراهم کند. حالا یک پیغمبر چگونه می‌تواند زمینۀ خوب شدن مردم را فراهم کند؟ با قوانین الهی که ابلاغ می‌کند و با حدود الهی که جاری می‌کند. لذا پیامبر(ص) فرمود اثر اجرای حدود الهی در تزکیه جامعه از سالها عبادت کردن بیشتر است(حَدٌّ یُقَامُ فِی الْأَرْضِ أَزْکَى مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة»(مستدرک‌الوسایل/18/9) یعنی اگر یک قانون اسلامی اجرا شود، از ده‌ها سال عبادت، برای جامعه پاک‌کننده‌تر است. همین‌مقدار معنویتی که امروز در جامعۀ ما هست، صدقۀ سر همین مقدار قوانینِ اسلامی‌ای است که الان در جامعۀ خود داریم.
  • مهمترین علت اهمیت حکومت این است که حکومت می‌تواند قانون بگذارد و قانون را اجرا کند و در یک حکومت اسلامی این قوانین باید دقیقاً اسلامی باشد. با قوانین غیر اسلامی نمی‌شود اسلامی زندگی کرد. به تعداد اندکی از مردم که در کشورهای غربی و اروپایی بدون قوانین اسلامی، اسلامی زندگی می‌کنند نگاه نکنید. بلکه به سران آن کشورها نگاه کنید که تمام قدرت آن کشور را در اختیار حمایت از تروریست‌های خون‌آشام قرار می‌دهند. صرفاً به این نگاه نکنید که در برخی کشورهای اروپایی عده‌ای مسلمان هم هستند که راحت می‌روند و نماز خود را می‌خوانند، به این نگاه کنید که چگونه سران فاسد حاکم در کشورهای اروپایی به چنین جایگاهی در رأس حاکمیت رسیده‌اند؟ چون قوانین آن کشورها اجازه می‌دهد این افراد فاسد به حکومت برسند و سرمایه‌داران زالو صفت خون ملت‌ها را بمکند و آنها را غارت کنند.
  • ما حکومت اسلامی را برای اسلامی‌ شدن قوانین و اجرای قوانین اسلامی می‌خواهیم. و این قانون الهی است که اگر دقیق اجرا شود زمینۀ فساد را از بین می‌برد.

اینکه می‌گویند نباید مردم را به زور به بهشت فرستاد، آیا معنایش اجرا نشدن قانون اسلامی است؟/ در متن قانون، جبر نهفته است؛ حکومت باید با کسی که خلاف قانون رفتار می‌کند با زور برخورد کند

  • حکومت‌ها در قبال دین مردم چه وظیفه‌ای دارند؟ وظیفۀ اصلی آنها این نیست که بیایند و برای مردم نصیحت‌های اخلاقی کنند. کسان دیگری مثل علماء، معلمان و اساتید اخلاق هستند که این کار را انجام دهند. حکومت باید قوانین اسلامی وضع کند و این قوانین را درست اجرا کند تا مملکت اسلامی شود. ولی برخی در عرصۀ سیاسی می‌گویند نباید مردم را به زور به بهشت فرستاد! معنای این سخن چیست؟ آیا معنایش این است که قانون اسلامی را اجرا نکنیم؟ اگر قانون اجرا نشود که زندگی مردم مختل می‌شود. کمااینکه اگر سر چهارراه‌ها قانون اجرا نشود، ترافیک، زندگی مردم را مختل می‌کند.
  • باید مردم را به اجرای قانون ملزم کرد و این قانون هم طبیعتا باید قانون اسلامی باشد. البته در متن قانون، جبر نهفته است. حکومت باید با کسی که خلاف قانون رفتار می‌کند با زور برخورد کند. قوۀ قضاییه را گذاشته‌اند که وقتی کسی قانون را اجرا نکرد او را به سزای کارش برساند. کمااینکه همین چند روز پیش یک اعدامی بود که قوانین اقتصادی را فریبکارانه زیر پا گذاشته بود.
  • مملکت اسلامی باید با قانون اسلامی، محکم اداره شود، البته در میان احکام اسلامی، هرچه غیر از قانون است و اخلاقی و معنوی است مردم می‌توانند در آن موارد به میل خود عمل کنند و حکومت دخالت نمی‌کند؛ مگر از طریق برخی کارهای فرهنگی؛ اما هرچه قانون است همه باید ملتزم باشند. اینجا بحث زور و اجبار و آزادی نیست، بلکه بحث قانون و بی‌قانونی است.
  • حکومت اسلامی چگونه زمینۀ بهشت رفتن مردم را فراهم می‌کند؟ با قانون. و با این قانون هم نمی‌توان شوخی کرد و همۀ دنیا هم این مسأله را می‌فهمند. بحث ما هم این است که این قانون باید اسلامی باشد. مگر اینکه یک کسی یک سخن خنده‌داری بزند و بگوید اسلام اصلاً قانون ندارد یا به قانون کاری ندارد! کسانی که می‌گویند «اسلام به حکومت کاری ندارد» سخن‌شان به همین دلیل خنده‌دار است چون اسلام قانون دارد و قانون هم بدون حکومت معنا ندارد. حدود 90 درصد حکومت یعنی قانون؛ بخش‌های متعددی از حکومت باید قانون اسلامی بگذارند، بخش‌های دیگری هم باید این قانون را اجرا کنند و بخش‌های دیگری از حکومت هم باید با کسانی که قانون را اجرا نمی‌کنند برخورد کنند و آنها را مجازات کنند. این فرآیند، وقتی منطبق با نظر اسلام باشد یعنی سوق دادن مردم به بهشت.

مجلس‌ها و دولت‌ها موظفند زمینۀ به بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست/ قدرت سیاسی برای این است که قانون اجرا شود

  • وقتی کسی خلاف قانون رفتار می‌کند، باید با زور با او برخورد کرد و اصلاً اینجا جای با زور برخورد کردن است. البته برای اجرای هر قانونی خوب است اول فرهنگ سازی بشود تا نیازی به زور نباشد. اما در اینجا به جای گفتن این سخن که اسلام نمی‌خواهد به زور مردم را به بهشت بفرستد؛ باید گفت که حاکمیت اسلامی مردم را در امر رعایت قانون مجبور می‌کند که رفتارشان درست باشد ولی اگر کسی رفتارش مطابق قانون بود اما نیتش فاسد بود و نخواست با نیت صحیح به بهشت برود، می‌تواند با نیت فاسد خودش به جهنم برود، و کسی به زور او را به بهشت نمی‌فرستد.
  • مجلس‌ها و دولت‌ها موظف هستند زمینۀ به بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست و شوخی ندارد. پس قوۀ قضاییه و زندان و دار مجازات را برای چه قرار داده‌اند؟ مثلاً کسی که از خانه‌ای دزدی کرده و سر صاحبخانه را هم بریده است، باید او را نصیحت اخلاقی کنیم؟! مثل اینکه بعضی‌ها اصلا فلسفۀ حکومت اسلامی را متوجه نیستند که کلا دخالت اسلام را در حکومت اینقدر ضعیف می‌دانند. قدرت سیاسی برای این است که قانون اجرا شود. قوۀ قضاییه با این‌همه عظمت برای این است که کنترل کند چه کسانی قانون را اجرا نمی‌کنند.

خداوند می‌فرماید: پیامبر قوانین غلط را در جامعه محو می‌کند و قوانین درست را برقرار می‌کند 

  • خداوند می‌فرماید: «آنان‌که این پیامبر را تبعیت می‌کنند، پیامبری که نامش در تورات و انجیل آمده، پیامبری که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؛ این پیامبر پاکی‌ها را برای مردم مشخص می‌کند و حرام‌ها را اعلام می‌کند (قوانین و احکام الهی را اعلام می‌کند) و غل و زنجیرها را از دست و پای مردم باز می‌کند؛ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ»(اعراف/157)
  • اینکه پیغمبران غل و زنجیرها را از دست و پای مردم برمی‌دارند یعنی چه؟ بر اساس تفاسیر، یعنی قوانین غلط را در جامعه محو می‌کنند.(از جمله: ترجمۀ المیزان/8/365) و البته پیش از آن، قوانین درست را و حلال و حرام‌ها را به مردم اعلام می‌کنند. در این میان برخی از حلال و حرام‌ها را حکومت باید اعمال کند و برخی از آنها نیز شخصی و فردی است که خود مردم باید انجام دهند.

دخالت پیامبران الهی در قوانین است که مستکبران را علیه آنها می‌شوراند

  • چرا قدرت‌طلب‌هایی که بی‌قانونی یا قوانین غلط را دوست دارند می‌خواهند با پیامبر بجنگند؟ چون پیامبر فقط نصیحت نمی‌کند، فقط قرآن را تلاوت نمی‌کند، بلکه قانون هم می‌گذارد و این دخالت پیامبران الهی در بحث قوانین است که مستکبران را علیه آنها می‌شوراند به حدی که پیامبران را به قتل می‌رسانند و الا بحث سلیقه و نظر شخصی افراد نیست. کدام آدم نادانی است که صرفاً به دلیل یک اختلاف سلیقه بخواهد یک پیغمبر را بکشد؟!
  • مخالفت و دشمنی قدرت‌طلب‌های قانون‌گریز با پیامبران الهی به خاطر این بود که انبیاء قانون می‌گذاشتند، و اگر کسی بخواهد قانون را اجرا کند، باید قدرت داشته باشد و کسی که بخواهد قدرت داشته باشد، باید حکومت داشته باشد. لذا «یُزَکِّیهِمْ» که جزء مأموریت انبیاء الهی است، کارش به بحث حکومت می‌کشد و الا بدون حکومت، امکان ندارد که این مأموریت اجرا شود.
  • ان‌شاءالله خداوند جامعۀ ما را بیش از پیش سرشار از قوانین و آیین‌نامه‌های صددرصد اسلامی قرار دهد و مجریان این قوانین را ملتزم به اجرای قوانین اسلامی و مدیر و مدبر برای اجرای درست قوانین اسلامی قرار دهد. ان‌شاءالله بهترین قوانین در ساختارهای اقتصادی، پولی و معیشتی مردم در این جامعه توسط اندیشمندان اسلامی مصوب شود و بعد اجرا شود تا مردم در معیشت دچار مضیقه نباشند که به‌خاطر مضیقۀ در معیشت، بی‌دینی کنند.

پیامک خبری

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۱۱
مجید سینی ساز شهشهانی

برنامه سخنرانی استاد پناهیان در مشهد مقدس

به گزارش بیان معنوی، سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در مشهد مقدس در دوشنبه و سه شنبه(5 و 6 خرداد) به شرح زیر می باشد:

  • دوشنبه :

    • ساعت 17:30|اجتماع هیئات در میدان شهدا

    • بعد از نماز مغرب و عشاء | حسینیه تهرانی ها| فلکه گنبد سبز

  • سه شنبه:

    • ساعت 10 صبح | جامعة الحسین(ع) | خ مصلی، مصلی 11

    • بعد از نماز مغرب و عشا | حرم امام رضا(ع)، رواق امام خمینی(ره)

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۰۴
بیان معنوی