بیان معنوی-ناشر آثار و اندیشه های حجت الاسلام علیرضا پناهیان

سایت جدید بیان معنوی راه اندازی شد برای مشاهده کلیک کنید.

عکس العمل جالب یک جوان به سخنرانی اخیر حجت الاسلام پناهیان

یکی از کاربران سایت بیان معنوی(ناشر اثار استاد پناهیان) به نام مهرداد ذیل خبر مربوط به سخنرانی اخیر حجت الاسلام پناهیان ​با موضوع «خانواده خوب»* نوشته است:

سلام
من جلسه اول و دوم استاد رو شرکت کردم​.​

​​در جلسه دوم بیان شد که بهترین مکان برای رشد انسان، خانواده هست. اگر به دنبال کسب ثواب هستی آن را در خانه جستجو کن. مثلا بیان شد که اگر دل پدر یا مادر خود را شاد کنی و آنها دعایی در حق تو کنن، حتما دعایشان مستجاب می شود و بالعکس اگر دل آنها را بشکنی و اذیت کنی و آنها هم تورا نفرین کنن حتما نفرینشان در حق تو اثر می کند و خیلی مطالب دیگر​.​

من هم تصمیم گرفتم که دست پدر خودم را ببوسم.

شاید باور نکنید برا​ی​ اولین بار در عمرم دست ایشان رو بوسیدم​؛​

جلوی جمع دوستانشان​.​

ایشان مات و مبهوت مونده بودن!!!

خودم هم همینطور!

آخه با خودم عهد کردم که دستشون رو به خاطر این همه زحمت که برای من کشیدن ببوسم. خودم فهمیدم که پدرم شکه شده بود​.​

یه جورایی هل شده بود نمی دونست چی کار کنه! باورش نمیشد. اما فهمیدم که خیلی خوشحال شده​.​

از دیشب تا حالا یه جور دیگه های باهام برخورد میکنه :)

من باید از استاد تشکر کنم که این جرات رو پیدا کردم که دست پدرم رو ببوسم.​

حتما در جلسات بعدی ایشان اگر خدا بخواهد شرکت میکنم​.​

خدا به شما و دوستانتان توفیق هر چه بیشتری در نشر حقایق دینی بدهد

والسلام

 

* گفتنی است، این سخنرانی با موضوع «خانواده خوب» ار روز سه شنبه 12 آذر، هر روز پس از اذان ظهر، حدود ساعت 12:10 از شبکه دوم سیما پخش می شود.

۹۲/۰۹/۱۱

نظرات (۲۴)

خوشا به سعادت شما کاش ماهم این توفیق نصیبمان شود
سلام
حالا که می شه با یک کار کوچولو (بوسیدن دست پدر یا مادر) این قدر تأثیر گذاشت و موجب یک تغییر بزرگ شد (شاید تا آخر عمر بیمه شد!) پس ما هم دست به کار شیم تا کمتر بکِشیم از آن چه که می کِشیم و بریم سراغ تعمیر جاهای دیگه که خیلی خرابیم.
آخه چند وقتی بود رفتارم در قبال آنها خیلی عذابم می داد و قرار را از کفم می رُبود (بعدش اشکم در می اومد)... انگاری یاری خدا رسید!
۱۱ آذر ۹۲ ، ۲۳:۱۵ یه بنده خدا
خیلی جالب بود...خدا لعنت کنه این شیطان رجیم رو که این فرصت های طلایی رو از آدم میگیره.....بعد وقتی میفهمیم که .......خیلی دیر شده
یه جوری تیتر زدید آدم فکر می کنه ، چی شده؟
از این اتفاق ها که توی جلسات حاج آقا زیاد می افته و حتی نمونه هایی از این دست را برخی از دوستان در کامنت ها ذکر کردند ؛ حادثه جدیدی نیست ، که سربرگ و تیتر مجزا به اون اختصاص می دهید!
واقعا از تیم مدیریت سایت تعجب کردم ..
سلام..خدا قوت به بچه هایی ک زحمت فراوون میکشن.. چقدرخوبه که آدم شنیده هاشو به عمل تبدیل کنه..ما خیلی وقتا علم زیادداریم وعمل کم..انشاالله خدا توفیق بده به دانسته هامون عمل کنیم وهمچنین خدا علمایی چون استاد پناهیان رو برا اسلام حفظ کنن تا ما فراموشی نگیریم.. اللهم اهدنا الصراط المستقیم..

بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدمت دوستان بیان بله دوستان این جور کارها یه جور پا گذاشتن رو منیت هاست که سختیش فقط برا شروعشه و آنقدر لذت داره که نمی خوای هیچ وقت کنارش بذاری.

دوست عزیز "میهمان"

اگر این چیز ها برای شما عادیه!برای ما و اکثر مردم عادی نیست. این که ایشون انقدر تاثیر کلام و نفس گرمی داره خیلی خوبه
من با خوندن این مطلب انگیزم برای شنیدن سخنرانی های آقای پناهیان بیشتر شد چون امیدوارم رذیله هایی که نمی تونم تغییر بدم را با نفس گرم ایشون تغییر بدم
از شما هم به خاطر انتشار این خاطره تشکر می کنم
ولی ای کاش سایتتون مرتب بود یا جستو داشت که می شد چیزی که دنبالشم پیدا کنم.
دنبال بحث حسادت می گردم می شه کمکم کنید

پاسخ:
با سلام و تشکر
امیدواریم با تکمیل سایت جدید، بخشی از ایرادهای به حق شما برطرف شود.
بحث "حسادت پنهان"  در محصول بیان معنوی 6 ارائه شده است.(اینجا)
۱۲ آذر ۹۲ ، ۱۰:۲۳ شنونده سخنرانی ها

با سلام. راستش منم نجربه این جوان رو داشتم من 19 ساله و فقط توی عیدا و مناسبت ها دست بابام رو می بوسیدم. یه با استاد اخلاقمون گفت که هر روز دست پدر و مادرتون رو ببوسید راستش من خیلی خجالت می کشیدم که این کارو بکنم اما بالاخره یه روز همین جوری بدون این که مناسبت خاصی در کار باشه دست باببام رو بوسیدم و برای این که خجالتمو پنهان کنم با شوخی و خنده گفتم استاد اخلاقمون گفته هیچی دیگه از اون روز واقعا رفتار بابام عوض شد اصلا یه جور دیگه شده ...خیلی مهربون

عالیه، بسیار روحیه بخش بود. من دوازده ساله سخنرانی های استاد پناهیان را دنبال میکنم، همین سخنرانی ها دین رو به مردم معرفی میکنه، خدا لعنت کنه کسانی رو که با تهمت ها شون مردم رو نسبت به روحانیت بد بین میکنند و نمیگذارند همه جوانها پای منبر ها بیاند.
۱۲ آذر ۹۲ ، ۱۸:۴۵ Soldier Of Imam Muhammad Mahdi Aj
سلام دمت گرم که مردی

سلام اگر سوالی از  اقای پناهیان داشته باشم  بهشون میرسونید تا جواب بگیرم؟؟در مورد همین موضوع هست.

وخوبه بگم من هم همین تجربه را داشتم هنگام رفتن به کربلا باورتون نمیشه لذتی را در زیارت امام حسین نصیبم شد که تا به حال نشده بود و این لذت زیارت چنان کاری در حرم با من کرد که همونجا برای همه چنین زیارتی رو خواستم. اما....

پاسخ:
با سلام و تشکر. سولاتی که مخاطب آن آقای پناهیان باشند، به ایشان منعکس می شود.
خوش به حالتون! اشک تو چشام جمع شد
مامان وبابام بچه که بودم فوت کردن
خیلی آرزو دارم بدونم از من راضی اند یانه...
پدر من هیچ وقت نذاشتن لب هام به دستاشون برسه
هر وقت خواستم دستشون رو ببوسم محکم کشیدن دستشون رو . . .
سلام به همه دوستان
سالها بود که بهم میگفتن دست پدر و مادر خود را ببوسید اما نمیدونم چرا هیچ وقت نمیشد
شاید خجالت یا ترس از رفتار پدر و مادر با عکس العمل من ! نمی دونم شاید هم به خاط این بود که فکر میکردم چون من با پدر و مادرم دوست هستم و یه جورایی نداریم با هم ! اگه دستشون رو ببوسم بگن این چه کاریه
اما با حرفای اون شب استاد واقعا تصمیم گرفتم که حتی یک بار هم که شده این کار رو بکنم
واقعا سخت بود!
از لحظه ای که از جلسه سخنرانی اومدم بیرون تا موقعه ای که پدرم رو ببینم کلی با خودم کلنجار رفتم که این کار رو بکنم یا نه! باور نمی کنین خیلی دو دل بودم اما آخرش گفتم که هر چی باداباد :)
خدا هم کمک کرد
شاید بعضی ها بگن برو با با این که کاری نداره همچین با آب و تاب تعریف می کنی انگار که شق و القمر کردی
باید بگم که توی این زمونه که بچه ها پدرشون رو با لفظ پدر صدا نمی کنن و به اسم صدا میکنن مثلا میگن رضا حمید و ... این عمل خیلی سخت بود برا من
همش می ترسیدم نمی دونم چرا اما خدا کمک کرد بعدش چنان احساس خوبی بهم دست داد که حاظر نبودم با هیچ چیز عوضش کنم
بچه ها! باید بگم که من تمام این 5 شب جلسه استاد رو شرکت کردم
خلاصه این جلسات این بود که دیدمون رو نسبت به همه چی عوض کنیم
بفهمیم که هدف اصلی ارتباط با خدا و بندگی اوست!
همه چیز برای بندگی او آفریده شده
حتی خانواده، انتخاب همسر، کار و تلاش، درس خواندن ، بچه دار شدن و ...
اگر اینها برای بندگی خدا نباشد نتنها کمک نمی کنه به آرامش و رشد انسان بلکه باعث گرفتاری انسان هم میشه
نتیجه این شد که باید دیدمون رو نسبت به خانواده هم عوض کنیم و بدونیم که خانواده بهترین مکان برای رشد و نزدیک شدن به خدا و بندگی اوست :)
پس بسیار مهمه که بدونیم چه آدابی و قوانینی در خانواده اسلامی باید حاکم باشه که رضای خدا رو جلب کنیم
من هم تصمیم گرفتم که برای رضای خدا دست پدرم رو ببوسم نه به خاطر خود ایشان
عشق به خدا باعث شد که من قدرت این کار رو پیدا کنم و الا هیچ وقت نمیشد که بتونم
خدا بهم قدرت بهده و به همه جوونا قدرت بده که به نهایت بندگی تو برسن!
از استاد هم تشکر می کنم که زحمت می کشن در نشر حقایق دین
اجرتون با خدا
سلام به دوستان
تبریک به اخوی مون جناب مهرداد
من یک سوال دارم:
به نظر شما اگه یک موقعیت کاری خوب توی یک شهر دیگه داشته باشی، موقعیتی که شاید سالها به دنبالش بودی و شاید آینده اتو تضمین کنه.
همه راضی اند. فقط پدر آدم نمیگه ناراضی ام ولی هی آیه یأس میخونن.
آدم باید چیکار کنه؟؟؟
من میدونم که رضایت پدر و مادر شرطه. مهمه. از واجباته.
ولی من با داشتن تحصیلات خوب 2 سال بیکار بودم. تمام زندگی ام تحت شعاع همین قضیه قرار گرفته. اگه نرم باید دوباره بشینم خونه و خون دل بخورم...
خواهشا راهنماییم کنین
این موضوع ساده ای نیست که بشه به همین راحتی در موردش تصمیم گرفت
پیشنهاد میکنم که با یه آدم اهل فن مشورت کنی
هم از لحاظ کاری و هم از لحاظ خانوادگی
از یک مشاور با ایمان مشورت بگیر
بقیش رو بسپر به خدا
انشاء الله که موفق باشی

سلام

من یک مشکلی با پدر و مادرم دارم آن هم این است که دلشان نسبت به من نرم نیست اصلاً برایشان ارزشی ندارم و این خیلی اذیتم می کند. وقتی مطلب برادرمان را خواندم گفتم می توانم با بوسیدن دست آنها زرنگی کنم و کلی از مشکلاتم را حل کنم (بالاخره عقل می گوید زندگی این جهان و آن جهان نداریم به هم پیوسته هستند و زندگی آن جهان بی نهایت وابسته به این جهان) می خواهم از گناهان مربوطه در قبال آنها جلوگیری کنم به نظرتان با چنین قصدی برای این کار نفسم دارد زرنگی می کند یا نه نیتم درست است و برای خدا است؟ (هم می خواهم رابطه من و خدا خوب بشود چون بعد از یک تنش واقعاً عذاب می کشم هم فکر می کنم وقتی می توانم دل آنها را نسبت به خودم نرم کنم چرا نکنم) آخر من هم ضعیفم و طاقت این نگاه از سمت آنها را ندارم فوقش دو سه بار تحمل کنم تازه از نظر زبان، نگاه چشم را چه کارش کنم؟ طرز حرکت دست را موقع گذاشتن و برداشتن چه کنم؟ و از همه مهم تر با این دل بی صاحاب چه کار کنم تا نسبت به آنها زلال باشد؟

 حتماً می گویید به جای اینکه خودش را درست کند دارد از آن طرف فضا را برای خودش هموارتر می کند! حالا به نظرتان من هم مانند این دوستان این کارم پیش خدا ارزش دارد که به آن برکت بدهد و دستم را با همین کار بگیرد؟

خدا استاد رو برامون حفظ کنه
ای کاش سوالات بچه ها رو استاد می تونستن جواب بدن
از کسانی که در سایت کار می کنن خواهشمندیم که  شرایطی رو فراهم کنن که استاد بتونن جواب بچه را رو بدن
همین

با سلام،اول خسته نباشید میگم بابت گذاشتن این سخنرانی ها،بعدش یه خواهشی دارم اگه میشه فایل تصویریشونو هم بذارین واسه دانلود

با تشکر

با سلام
عاقا سلام برسونید به آقای پناهیان بگید خواهشا بحث خانواده خوب رو ادامه بدید بسیار عالی است
سلام می خواستم من هم از تجربه ام بگم. من هم از حاج آقا شنیده بودم که گفته بودند که من نمی فهمم این حرف رو که بعضی جوون ها می گن که ما خجالت می کشیم دست مادر و پدرمون رو ببوسیم من از این حرف استاد فهمیدم که این خیلی کار سختی نیست ما نوع نگاهمون اشکال داره شاید هیچ وقت به پدر و مادرهامون اون جوری که باید نگاه نمی کنیم یا اصلا اون ها رو نمی فهمیم اضطراب و خجالت برای زمانی است که فکر کنیم اون ها کار ما رو مسخره می کنند یا پیششون ضایع میشیم ولی وقتی این کار رو اولین بار کردم فهمیدم که اون ها نه ما رو مسخره می کنند نه بی توجهی می کنند بلکه دلشون خیلی نرم میشه . احساس می کنند کسی رو دارند که براشون عزت و احترام زیادی نگه دارد یا بهشون خیلی علاقه دارد. فکر می کنند حتما من تا حالا فکر می کردم بچه ام لجباز و یه دنده است این طوری نبود پس من هم باید خودم رو عوض کنم من هم باید مهربون تر بشم . من هم می خوام خوب باشم.
و این جور کار هاست که هر کسی رو در جایگاه خودش قرار می دهد. دیگه لجبازی ها تمام می شه.
ببخشید این قدر حرف زدم . ممنون
سلام.من این معجزه دست بوسیدن رو بعد از توصیه حضرت آقا ک فرمودن فرهنگ بوسیدن دست مادر رو دوباره رایج کنید دیدم... 
رابطم خیلی خراب بود... با شوخی و خنده هم گفتم دیگه آقا گفتن من مجبورم اطاعت کنم... بعد از اونم دیگه سختیش از بین رفت... هرچند بازم گاهی با رفتارام و کم صبریام کدورتایی پیش میاد... اما حقیقتا بوسیدن دست پدر و مادر معجزه می کنه.
خوش ب حال اونایی ک از بچگی فرهنگ اسلامی برخورد با پدر و مادر براشون جا افتاده بوده... فقط غبطه می خورم.

۱۹ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۳۵ راهنماییم کنید
بوسیدن دست پدرمادری که زندگی فرزندشونو نابود کردن فقط برای هوای نفسشون چه معنی میده والدین متکبری که حاضر نیستن ظلمشونو در حق بچشون بپذیرن .. دستبوسیشون چه معنی داره؟
واقعا حیرانم نمیدونم باید باهاشون چه برخوردی کنم .. نمیتونم درکشون کنم انگار عاطفه ندارن و از سنگن . بین بچه هاشون من از همه مظلوم ترم و با بقیه اینطور نیستن . منو مجبور کردن با کسیکه دوستش نداشتم ازدواج کنم بعد هم چه مشکلات و زجری که نکشیدم وهنوزم درگیر این زندگی سختم
حالا برم دستشونوببوسم بگم متشکرم جوونیمو حروم کردین..من هنوزم بهشون احترام میزارم و از بقیه بچهاشون بیشتر احترامشونو دارم فقط به خاطر خدا اما دستبوسی ..
حاج آقا این بنده خدای سردرگم رو راهنمایی کنید لطفا
۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۹:۳۸ بنای محبوب ( پایگاه نکته های طلایی برای همسران )
تاثیر بیانات استاد پناهیان فوق العاده ست ،
از این اتفاق ها که خیییییلی زیاد میافته ...
کاش یه جایی رو میزاشتین برای بیان این تجربیات تا میدیدین استاد چه ها کرده با دلها !

سایت جدید بیان معنوی راه اندازی شد برای مشاهده کلیک کنید.