علیرضا پناهیان

۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صوت» ثبت شده است

صوت | مدیریت زمان

  • زمان: ماه مبارک رمضان - 93
  • مکان: تهران - مسجد امام حسین(ع)
  • تعداد: 9 جلسه
  • موضوع سخنرانی: مدیریت زمان

معرفی بحث:

یکی از مقوله‌های مهم در حیات بشر، مقوله زمان است. زمانی که در آن زندگی می‌کنیم از هویت خاص و با ارزشی برخوردار است که برای لحظه لحظه آن باید برنامه‌ریزی کرد. زمان دارای حرمت ویژه‌ای است که از بسیاری مقولات دیگر با ارزش‌تر است. زمان، مدت محدود ولی نامعلومی است که برای زندگی کردن در اختیار داریم. زمان دارای سرعت و نظم ویژه‌ای است که تغییری در آن ایجاد نمی‌شود. ولی علی‌رغم ویژگی‌های منحصر به فرد زمان، ما ارزش نعمت زمان را به درستی درک نمی‌کنیم. ما نباید در مورد زمان سخاوت داشته باشیم و آن را در هر جایی بذل و بخشش کنیم. در مورد مدیریت زمان و نحوه استفاده از آن باید دقت ویژه داشت. مدیریت زمان بسیار مهم است.

فهرست:

جلسه 1: ارزش زمان و ضرورت مدیریت آن

  • زمان، مقوله‌ای مهم در حیات بشر

  • ویژگی‌های خاص زمان

  • تعریف زمان

  • ارزش زمان و ضرورت مدیریت آن

  • ما قدر زمان را نمی‌دانیم

  • بذل و بخشش زمان نداشته باشیم

  • وقت گذاشتن برای هر چیزی، یعنی فدای آن شدن

  • وقت خود را برای خدا بگذاریم

  • آموزش و پرورش و اتلاف زمان دانش‌آموزان

  • عبادت، وقت گذاشتن برای خدا

  • روضه شب عاشورا

جلسه دوم: درک ارزش زمان

  • گریه بر زمان‌های از دست رفته

  • آثار حسرت گذشته برای جبران آن در آینده

  • برخورد فرحبخش با زمان

  • خدا، گذشته را جبران می‌کند

  • لزوم توجه به مجالس ذکر

  • الآن که فرصت داریم، قدر زمان را بدانیم

  • تأثیر منفی رسانه بر فوت زمان

  • آثار توجه به مرگ برای دانستن قدر زمان

  • چگونه قیمت زمان را برای خود افزایش دهیم

  • روضه حضرت زینب(س)

جلسه 3: درک ابهت و سیطره زمان

  • زمان؛ عنصری بی‌رحم و خشن

  • اقرار به تحت تسلیم زمان بودن

  • تأثیر زمان بر نابودی غم و شادی

  • سیطره زمان بر خویش را درک کنیم

  • طغیان، نتیجه نپذیرفتن سیطره زمان

  • پیر شدن، نتیجه سیطره زمان بر دنیا

  •  نتایج درک ابهت زمان

    • 1.درک ارزش زمان

    • 2.متواضع شدن  

  • ضرورت درک اقتدار زمان

  • روضه اسارت اهل بیت(ع)

جلسه 4: زمان، کوتاه است

  • دشواری شناخت زمان و اهمیت آن

  • زمان را چه زمانی می‌توان شناخت؟

  • زمان کوتاه است، اگر چه طولانی باشد

  • نگاه اشتباه ما به زمان

  • تأثیر واقع‌گرایی بر شناخت زمان

    • تخیل و آرزوهای طولانی، مانع درک صحیح از زمان 

  • آثار کوتاه دانستن زمان

    • راحت تحمل کردن مشکلات

    • سرد شدن محبت‌های غیراصیل

  • نقش مادران در تعلیم نگاه درست به زمان

  • روضه حضرت زینب(س)

جلسه 5: زمان، فرصت‌ها را سلب می‌کند

  • ناشناخته ماندن ارزش زمان

  • مروری بر برخی از ویژگی‌های زمان

    • زمان، سارق است

    • زمان، فرصت‌ها را سلب می‌کند

  • زمان فعلی را غنیمت بدانیم

  • بی‌ارزش بودن وقت در نظام آموزش و پرورش

  • تغییر آداب و رسوم مردم در مورد وقت

  • ضعف فیلم‌سازی در مورد زمان

  • قمار در چه دینی حرام می‌شود؟

  • اسلام، چه زمانی و چگونه جلوی فساد را می‌گیرد

  • روضه امام حسین(ع)

جلسه 6: درک سرعت زمان

  • مرور برخی از ویژگی‌های زمان

  •  سخن گفتن امیرالمؤمنین(ع) با زمان

  • سرعت زمان

  • مرگ، تحولی اساسی برای درک زمان

  • فرآیند کسب آرامش در نتیجه سریع دانستن زمان

روضه امام سجاد(ع)

جلسه 7: در برخورد با زمان چه باید کرد؟

  • نگاه خود را به زمان اصلاح کنیم

  • هویت و ارزش زمان

  • اولین قدم در مورد زمان: ایجاد نظم و برنامه داشتن

  • تقسیم‌بندی زمانی برنامه‌ها: روزانه، هفتگی و ماهانه

  • ضرورت برنامه‌ریزی روزانه

  • پیشنهادی در مورد برنامه‌های روزانه

  • همیشگی بودن برنامه‌ریزی

  • برنامه‌ریزی، حداقل یک ساله است

  • اهمیت نظم در زندگی بزرگان

  • تأثیر نظم در مبارزه با نفس

  • اشاره به روضه امام حسین(ع)

جلسه 8: برای تقسیم زمان چه باید کرد؟

  • امتحان انسان با زمان

  • چگونه بپذیریم که زمان سریع است؟

  • تقسیم زمان، عامل لذت و بهره بیشتر از زمان

  • برنامه داشتن عامل آرامش بیشتر

  • زمان‌بندی چه نتیجه معنوی دارد؟

  • رابطه تقوا و مراقبت زمان      

  •  بررسی روایی در مورد نحوه تقسیم وقت

    • 1.زمانی برای مناجات با خدا

    • 2.زمانی برای محاسبه نفس

    • 3.زمانی برای کسب معارف دینی

    • 4.زمانی برای لذت بردن حلال از دنیا

    • 5.زمانی برای معاش و کار

  • امتحان با نظم

  • روضه حضرت علی‌اکبر(ع)

جلسه 9: ضرورت زمان‌شناس و زمانه‌شناس بودن

  • برای چه کارهایی باید وقت گذاشت؟

  • ارزش وقت گذاشتن برای خدا

  • مهار نفس به هنگام نظم

  • ضرورت نظم برای مبارزه با نفس

  • سختی منظم شدن و با ارزش دانستن زمان

  • تغییر برنامه در زمان‌های ویژه

  • ضرورت سهل بودن برنامه

  • ضرورت زمان شناس بودن

  • هردوران برای چه کاری است؟

  • هر کاری، زمانی دارد

  • زمانه ما چه اقتضائاتی دارد؟

  • روضه حضرت خدیجه(س) و حضرت رقیه(س)

۲۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۳
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | مناجات کامل ابوحمزه ثمالی و جوشن کبیر

دسترسی سریع:


فایل صوتی دعای ابوحمزه ثمالی، با نوای استاد پناهیان:

بخش اول - مدت: 0:39

بخش دوم - مدت: 0:42

بخش سوم - مدت: 0:21

متن دعای ابوحمزه ثمالی

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِلَهِی لا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ وَ لا تَمْکُرْ بِی فِی حِیلَتِکَ مِنْ أَیْنَ لِیَ الْخَیْرُ یَا رَبِّ وَ لا یُوجَدُ إِلا مِنْ عِنْدِکَ وَ مِنْ أَیْنَ لِیَ النَّجَاةُ وَ لا تُسْتَطَاعُ إِلا بِکَ لا الَّذِی أَحْسَنَ اسْتَغْنَى عَنْ عَوْنِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ لا الَّذِی أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَیْکَ وَ لَمْ یُرْضِکَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ یَا رَبِّ یَا رَبِّ یَا رَبِّ-
خدایا مرا به کیفرت ادب منما،و با نقشه‌اى با من نیرنگ مکن،پروردگارا از کجا برایم خیرى هست،درحالى‌که جز نزد تو یافت نمى‌شود،و از کجا برایم نجاتى است،درحالى‌که جز به تو فراهم نمى‌گردد،نه آن‌که نیکى کرد از کمک و رحمتت‌ بى‌نیاز شد،و نه آن‌که بدى کرد و بر تو گستاخى روا داشت،و تو را خشنود نساخت از عرصه قدرتت بیرون رفت. پروردگارا،پروردگارا،پروردگارا....
آنقدر بگوید تا نفس قطع گردد.
بِکَ عَرَفْتُکَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْکَ وَ دَعَوْتَنِی إِلَیْکَ وَ لَوْ لا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَدْعُوهُ فَیُجِیبُنِی وَ إِنْ کُنْتُ بَطِیئا حِینَ یَدْعُونِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی وَ إِنْ کُنْتُ بَخِیلا حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أُنَادِیهِ کُلَّمَا شِئْتُ لِحَاجَتِی وَ أَخْلُو بِهِ حَیْثُ شِئْتُ لِسِرِّی بِغَیْرِ شَفِیعٍ فَیَقْضِی لِی حَاجَتِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا أَدْعُو غَیْرَهُ وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لَمْ یَسْتَجِبْ لِی دُعَائِی ،
تو را به تو شناختم،و تو مرا بر هستى خود راهنمایى فرمودى،و به سوى خود خواندى،و اگر راهنمایى تو نبود،من نمیدانستم تو که هستى؟،سپاس خداى را که مى‌خوانمش و او جوابم را مى‌دهد،گرچه سستى‌ مى‌کنم گاهى که او مرا مى‌خواند،و سپاس خداى را که از او درخواست مى‌کنم و او به من عطا مى‌نماید،گرچه بخل مى‌ورزم هنگامى که از من قرض بخواهد، و سپاس خداى را که هرگاه خواهم براى رفع حاجتم صدایش کنم،و هرجا که خواهم براى رازونیاز با او بى‌پرده‌ خلوت کنم و او حاجتم را برآورد،سپاس خداى را که غیر او را نمى‌خوانم،که اگر غیر او را مى‌خواندم دعایم را مستجاب نمى‌کرد،
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا أَرْجُو غَیْرَهُ وَ لَوْ رَجَوْتُ غَیْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجَائِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَکَلَنِی إِلَیْهِ فَأَکْرَمَنِی وَ لَمْ یَکِلْنِی إِلَى النَّاسِ فَیُهِینُونِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إِلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنِّی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنِّی حَتَّى کَأَنِّی لا ذَنْبَ لِی فَرَبِّی أَحْمَدُ شَیْ‌ءٍ عِنْدِی وَ أَحَقُّ بِحَمْدِی.
و سپاس خداى را که به غیر او امید نبندم،که اگر جز به او امید مى‌بستم ناامیدم مى‌نمود،و سپاس‌ خداى را که مرا بخویش وا گذاشت،ازاین‌رو اکرامم نمود،و به مردم وا نگذاشت تا مرا خوار کنند،و سپاس خداى را که با من دوستى ورزید،درحالى‌که از من بى‌نیاز است،و سپاس خداى را که بر من بردبارى مى‌کند تا آنجاکه گویى مرا گناهى نیست!پروردگارم ستوده‌ترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَةً وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ إِلَیْکَ [لَدَیْکَ‌] مُتْرَعَةً وَ الاسْتِعَانَةَ بِفَضْلِکَ لِمَنْ أَمَّلَکَ مُبَاحَةً وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ إِلَیْکَ لِلصَّارِخِینَ مَفْتُوحَةً وَ أَعْلَمُ أَنَّکَ لِلرَّاجِی [لِلرَّاجِینَ‌] بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ وَ لِلْمَلْهُوفِینَ [لِلْمَلْهُوفِ‌] بِمَرْصَدِ إِغَاثَةٍ وَ أَنَّ فِی اللَّهْفِ إِلَى جُودِکَ وَ الرِّضَا بِقَضَائِکَ عِوَضا مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ [الْآمَالُ‌] دُونَکَ وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِطَلِبَتِی،
خدایا راههاى درخواست حاجتهایم را به جانب تو باز مى‌یابم،و آبشخورهاى امید را نزد تو پر مى‌بینم،و یارى خواستن از فضل براى آن‌که تو را آرزو کرد بى‌مانع مى‌بینم،و درهاى دعا را براى فریاد کنندگان گشوده مى‌نگرم،و مى‌دانم که تو براى امیدواران در جایگاه اجابتى،و براى دل سوختگان‌ در کمین‌گاه فریادرسى،و به یقین در اشتیاق به جودت،و خشنودى به قضایت جایگزینى از منع بخیلان‌ است،و گشایشى از آنچه در دست ثروت‌اندوزان،و همانا مسافر به سوى تو مسافتش نزدیک است، و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستى،جز اینکه کردارشان آنان را از تو محجوب نماید،من با درخواستم آهنگ تو کردم
وَ تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِحَاجَتِی وَ جَعَلْتُ بِکَ اسْتِغَاثَتِی وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ وَ لَجَئِی إِلَى الْإِیمَانِ بِتَوْحِیدِکَ وَ یَقِینِی [وَ ثِقَتِی‌] بِمَعْرِفَتِکَ مِنِّی أَنْ لا رَبَّ لِی غَیْرُکَ وَ لا إِلَهَ [لِی‌] إِلا أَنْتَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْقَائِلُ وَ قَوْلُکَ حَقٌّ وَ وَعْدُکَ صِدْقٌ [الصِّدْقُ‌] وَ اسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیما وَ لَیْسَ مِنْ صِفَاتِکَ یَا سَیِّدِی أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤَالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِیَّةَ وَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطِیَّاتِ عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِکَ
و با حاجتم روى به تو آوردم،نیاز خواهى‌ام را به پیشگاه تو قرار دادم،و خواندت را دست‌آویز خویش نمودم‌ بى‌آنکه مستحق شنیدن خواهشم،و شایسته گذشت از من باشى،بلکه براى اطمینان به کرمت، و آرامش به درستى وعده‌ات،و پناه‌جستن به ایمان به یگانگى‌ات و یقین به معرفتت که مرا پروردگارى جز تو نیست،و معبودى جز تو نیست،یگانه و بى‌شریکى.خدایا تو گفتى و گفتارت بر حق،و وعده‌ات درست است]فرمودى:[از فضل خدا بخواهید که خدا به شما مهربان است،اى‌ آقاى من در شأن تو این نیست که دستور به درخواست دهى و از بخشش خوددارى کنى،تو با عطاهایت بر اهل مملکتت بسیار کریمى،
وَ الْعَائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِکَ [بِحُسْنِ نِعْمَتِکَ‌] إِلَهِی رَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِکَ وَ إِحْسَانِکَ صَغِیرا وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِی کَبِیرا فَیَا مَنْ رَبَّانِی فِی الدُّنْیَا بِإِحْسَانِهِ وَ تَفَضُّلِهِ [بِفَضْلِهِ‌] وَ نِعَمِهِ وَ أَشَارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ کَرَمِهِ مَعْرِفَتِی یَا مَوْلایَ دَلِیلِی [دَلَّتْنِی‌] عَلَیْکَ وَ حُبِّی لَکَ شَفِیعِی إِلَیْکَ وَ أَنَا وَاثِقٌ مِنْ دَلِیلِی بِدَلالَتِکَ وَ سَاکِنٌ مِنْ شَفِیعِی إِلَى شَفَاعَتِکَ أَدْعُوکَ یَا سَیِّدِی بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِیکَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ أَدْعُوکَ یَا رَبِّ رَاهِبا رَاغِبا رَاجِیا خَائِفا إِذَا رَأَیْتُ مَوْلایَ ذُنُوبِی فَزِعْتُ وَ إِذَا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْتُ
و بر آنان با محبّت و رأفت بسیار احسان کننده‌اى.خدایا مرا در کودکى در میان نعمتها و احسانت‌ پروریدى،و در بزرگسالى نامم را بلند آوازه ساختى،اى آن‌که مرا در دنیا به احسان و فضل نعمتهایش پرورید و برایم در آخرت به گذشت و کرمش اشاره نمود،اى مولاى من معرفتم راهنمایم به سوى تو،و عشقم به‌ تو واسطه‌ام به پیشگاه توست،من از دلیلم به دلالت تو مطمئن،و از واسطه‌ام به شفاعت تو در آرامشم، اى آقایم تو را به زبانى مى‌خوانم که گناهش او را ناگویا نموده،و با دلى با تو مناجات مى‌کنم که جرمش او را هلاک ساخته، تو را مى‌خوانم اى پروردگارم در حال هراس و اشتیاق و امید و بیم،مولاى من هرگاه گناهانم را مى‌بینم بى‌تاب مى‌گردم،و هرگاه کرمت‌ را مشاهده مى‌کنم،به طمع مى‌افتم،
فَإِنْ عَفَوْتَ [غَفَرْتَ‌] فَخَیْرُ رَاحِمٍ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَیْرُ ظَالِمٍ حُجَّتِی یَا اللَّهُ فِی جُرْأَتِی عَلَى مَسْأَلَتِکَ مَعَ إِتْیَانِی مَا تَکْرَهُ جُودُکَ وَ کَرَمُکَ وَ عُدَّتِی فِی شِدَّتِی مَعَ قِلَّةِ حَیَائِی رَأْفَتُکَ وَ رَحْمَتُکَ وَ قَدْ رَجَوْتُ أَنْ لا تَخِیبَ بَیْنَ ذَیْنِ وَ ذَیْنِ مُنْیَتِی فَحَقِّقْ رَجَائِی وَ اسْمَعْ دُعَائِی یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ عَظُمَ یَا سَیِّدِی أَمَلِی وَ سَاءَ عَمَلِی فَأَعْطِنِی مِنْ عَفْوِکَ بِمِقْدَارِ أَمَلِی وَ لا تُؤَاخِذْنِی بِأَسْوَإِ عَمَلِی فَإِنَّ کَرَمَکَ یَجِلُّ عَنْ مُجَازَاةِ الْمُذْنِبِینَ وَ حِلْمَکَ یَکْبُرُ عَنْ مُکَافَاةِ الْمُقَصِّرِینَ ،
پس اگر از من درگذرى بهترین رحم‌کننده‌اى،و اگر عذاب کنى ستم نکرده‌اى،خدایا حجّت من‌ در گستاخى بر درخواست از تو،با ارتکاب آنچه از آن کراهت دارى جود و کرم توست،و ذخیره‌ام در سختیها با کمى حیا همانا رأفت و رحمت توست،و امیدم بر ان است که بین حجّت و ذخیره‌ام آرزویم را نومید نکنى، پس امیدم را تحقق بخش،و دعایم را بشنو،اى بهترین کسى‌که خواننده‌اى او را خوانده،و برترین کسى‌که امیدوارى به او امید بسته،اى آقاى‌ من آرزویم بزرگ شده،و کردارم زشت گشته،پس به اندازه آرزیم از عفوت به من ببخش،و به زشت‌ترین کردارم مرا سرزنش مکن،زیرا کرمت برتر از کیفر گنهکاران و بردباریت بزرگتر از مکافات تبهکاران است،
وَ أَنَا یَا سَیِّدِی عَائِذٌ بِفَضْلِکَ هَارِبٌ مِنْکَ إِلَیْکَ مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِکَ ظَنّا وَ مَا أَنَا یَا رَبِّ وَ مَا خَطَرِی هَبْنِی بِفَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ أَیْ رَبِّ جَلِّلْنِی بِسَتْرِکَ وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِکَرَمِ وَجْهِکَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلَى ذَنْبِی غَیْرُکَ مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ [إِلَیَ‌] وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ [عَلَیَ‌] بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ ،
و من اى آقایم پناهنده به فضل توام،گریزان از تو به سوى توام، خواستار تحقق چیزى هستم که وعده کردى،و آن گذشت تو از کسى‌که گمانش را به تو نیکو کرده،چه هستم من اى پروردگارم،و اهمیت من چیست؟ به فضلت مرا ببخش،و به گذشتت بر من صدقه بخش،پروردگارا مرا به پرده پوشى‌ات بپوشان،و از توبیخم به کرم‌ ذاتت درگذر،اگر امروز جز تو بر گناهم آگاه مى‌شد،آن را انجام نمى‌دادم،و اگر از زود رسیدن عقوبت مى‌ترسیدم، از آن دورى مى‌کردم،گناهم نه به این خاطر بود که تو سبک‌ترین بینندگانى و بى‌مقدارترین آگاهان،بلکه پروردگارا از این جهت‌ بود که تو بهترین پرده‌پوشى،و حاکم‌ترین حاکمان،و کریم‌ترین کریمانى،
سَتَّارُ الْعُیُوبِ غَفَّارُ الذُّنُوبِ عَلامُ الْغُیُوبِ تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِکَرَمِکَ وَ تُؤَخِّرُ الْعُقُوبَةَ بِحِلْمِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَى حِلْمِکَ بَعْدَ عِلْمِکَ وَ عَلَى عَفْوِکَ بَعْدَ قُدْرَتِکَ وَ یَحْمِلُنِی وَ یُجَرِّئُنِی عَلَى مَعْصِیَتِکَ حِلْمُکَ عَنِّی وَ یَدْعُونِی إِلَى قِلَّةِ الْحَیَاءِ سَتْرُکَ عَلَیَّ وَ یُسْرِعُنِی إِلَى التَّوَثُّبِ عَلَى مَحَارِمِکَ مَعْرِفَتِی بِسَعَةِ رَحْمَتِکَ وَ عَظِیمِ عَفْوِکَ یَا حَلِیمُ یَا کَرِیمُ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا غَافِرَ الذَّنْبِ یَا قَابِلَ التَّوْبِ،
پوشنده عیبها،آمرزنده‌ گناهان،داناى نهانها،گناه را با کرمت مى‌پوشانى،و کیفر با بردبارى‌ات به تاخیر مى‌افکنى،سپاس‌ تو را سزاست بر بردبارى‌ات پس از انکه دانستى،و بر گذشتت پس از آنکه توانستى،بردبارى‌ات مرا به جانب گناه مى‌کشد و بر نافرمانى‌ات جرأت مى‌دهد،پرده‌پوشى‌ات بر من مرا به کم‌حیایى مى‌خواند،و شناختم از رحمت گسترده و بزرگى عفوت،به من در تاختن بر محرّماتت سرعت مى‌دهد!اى شکیبا،اى گرامى،اى زنده،اى‌ اى به خود پاینده،اى آمرزگار،اى توبه پذیر،
یَا عَظِیمَ الْمَنِّ یَا قَدِیمَ الْإِحْسَانِ أَیْنَ سَتْرُکَ الْجَمِیلُ أَیْنَ عَفْوُکَ الْجَلِیلُ أَیْنَ فَرَجُکَ الْقَرِیبُ أَیْنَ غِیَاثُکَ السَّرِیعُ أَیْنَ رَحْمَتُکَ الْوَاسِعَةُ أَیْنَ عَطَایَاکَ الْفَاضِلَةُ أَیْنَ مَوَاهِبُکَ الْهَنِیئَةُ أَیْنَ صَنَائِعُکَ السَّنِیَّةُ أَیْنَ فَضْلُکَ الْعَظِیمُ أَیْنَ مَنُّکَ الْجَسِیمُ أَیْنَ إِحْسَانُکَ الْقَدِیمُ أَیْنَ کَرَمُکَ یَا کَرِیمُ بِهِ [وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ] فَاسْتَنْقِذْنِی وَ بِرَحْمَتِکَ فَخَلِّصْنِی یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ،
اى بزرگ نعمت،اى دیرینه احسان،پرده‌پوشى زیبایت‌ کجاست،گذشت بزرگت کجاست،گشایش نزدیکت کجاست،فریادرسى زودت کجاست،رحمت گسترده‌ات‌ کجاست،عطاهاى برترت کجاست،موهبتهاى گوارایت کجاست،جایزه‌هاى شایانت کجاست، فضل بزرگت کجاست،عطاى عظیمت کجاست،احسان دیرینه‌ات کجاست،کرمت کجاست،اى کریم،به حق‌ کرمت‌و«به محمّد و خاندان محمّد»مرا رهایى بخش،و به رحمتت مرا خلاص کن،اى نیکوکار،اى زیباکار،
یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ لَسْتُ أَتَّکِلُ فِی النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِکَ عَلَى أَعْمَالِنَا بَلْ بِفَضْلِکَ عَلَیْنَا لِأَنَّکَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالْإِحْسَانِ نِعَما وَ تَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ کَرَما فَمَا نَدْرِی مَا نَشْکُرُ أَ جَمِیلَ مَا تَنْشُرُ أَمْ قَبِیحَ مَا تَسْتُرُ أَمْ عَظِیمَ مَا أَبْلَیْتَ وَ أَوْلَیْتَ أَمْ کَثِیرَ مَا مِنْهُ نَجَّیْتَ وَ عَافَیْتَ یَا حَبِیبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَیْکَ وَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ مَنْ لاذَ بِکَ وَ انْقَطَعَ إِلَیْکَ أَنْتَ الْمُحْسِنُ،
اى نعمت‌ده،اى فزونى‌بخش،من آن نیستم که در رهایى از کیفرت بر اعمالمان تکیه کنم،بلکه به احسانت بر ما اعتماد دارم،چرا که تو اهل تقوا و مغفرتى،از باب نعمت‌دهى ابتداى به احسان مى‌کنى،و از جهت کرم از گناه در مى‌گذرى،پس نمى‌دانم از چه سپاس گویم،از زیبایى که‌ مى‌گسترانى،یا کار زشتى که مى‌پوشانى،یا بزرگ آزمونى که آزمودى و شایسته نیکى نمودى،یا آن همه مشکلى که مرا از آن رهانیدى،و سلامت‌ کامل بخشیدى؟!اى محبوب آن‌که به تو دوستى ورزید،اى نور چشم کسى‌که به تو پناه آورد و براى رسیدن به تو از دیگران گسست،تو نیکوکارى‌
وَ نَحْنُ الْمُسِیئُونَ فَتَجَاوَزْ یَا رَبِّ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدَنَا بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکَ وَ أَیُّ جَهْلٍ یَا رَبِّ لا یَسَعُهُ جُودُکَ أَوْ أَیُّ زَمَانٍ أَطْوَلُ مِنْ أَنَاتِکَ وَ مَا قَدْرُ أَعْمَالِنَا فِی جَنْبِ نِعَمِکَ وَ کَیْفَ نَسْتَکْثِرُ أَعْمَالا نُقَابِلُ بِهَا کَرَمَکَ [کَرَامَتَکَ‌] بَلْ کَیْفَ یَضِیقُ عَلَى الْمُذْنِبِینَ مَا وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِکَ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ فَوَ عِزَّتِکَ یَا سَیِّدِی لَوْ نَهَرْتَنِی [انْتَهَرْتَنِی‌] مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِکَ وَ لا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ لِمَا انْتَهَى إِلَیَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ وَ أَنْتَ الْفَاعِلُ لِمَا تَشَاءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشَاءُ بِمَا تَشَاءُ کَیْفَ تَشَاءُ وَ تَرْحَمُ مَنْ تَشَاءُ بِمَا تَشَاءُ کَیْفَ تَشَاءُ لا تُسْأَلُ عَنْ فِعْلِکَ وَ لا تُنَازَعُ فِی مُلْکِکَ وَ لا تُشَارَکُ فِی أَمْرِکَ،
و ما بدکارانیم،به زیبایى آنچه نزد توست،از زشتى آنچه پیش ماست درگذر،پروردگارا کدام جهلى است که‌ جود تو گنجایش آن را نداشته باشد،و کدام زمان طولانى‌تر از مهلت دادن توست،در کنار نعمتهایت ارزش اعمال ما چیست،چگونه‌ اعمال خود را بسیار انگاریم،تا با آنها با کرمت برابرى کنیم،بلکه چگونه بر گنهگاران تنگ شود آنچه از رحمتت‌ شاملشان شده؟،اى گسترده آمرزش،اى گشاده‌دست به رحمت،اى آقاى من به عزّتت سوگند،اگر مرا برانى‌ از درگاهت دور نخواهم شد،و از چاپلوسى و تملق نسبت به تو دست نخواهم کشید،به خاطر شناختى که به جود و کرمت‌ پیدا کرده‌ام،تو انجام دهى آنچه را که خواهى،هرکه را بخواهى عذاب مى‌کنى به هرچه که بخواهى و به هر صورتى که بخواهى،و رحم مى‌کنى هرکه را بخواهى،به هرچه که بخواهى و به هر کیفیت که بخواهى،از آنچه کنى بازخواست نشوى،و در فرمانروایى‌ات نزاع در نگیرد،و کسى در کارت‌ شریکت نگردد،
وَ لا تُضَادُّ فِی حُکْمِکَ وَ لا یَعْتَرِضُ عَلَیْکَ أَحَدٌ فِی تَدْبِیرِکَ لَکَ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ یَا رَبِّ هَذَا مَقَامُ مَنْ لاذَ بِکَ وَ اسْتَجَارَ بِکَرَمِکَ وَ أَلِفَ إِحْسَانَکَ وَ نِعَمَکَ وَ أَنْتَ الْجَوَادُ الَّذِی لا یَضِیقُ عَفْوُکَ وَ لا یَنْقُصُ فَضْلُکَ وَ لا تَقِلُّ رَحْمَتُکَ وَ قَدْ تَوَثَّقْنَا مِنْکَ بِالصَّفْحِ الْقَدِیمِ وَ الْفَضْلِ الْعَظِیمِ،
و در داورى‌ات با تو هماورد نشود،و در تدبیرت احدى بر تو اعتراض نکند،آفرینش و فرمان‌ توراست،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،پروردگارا این است جایگاه کسى‌که به پناهت آمد،و به کرمت پناهنده گشت،و به احسان و نعمتهایت الفت جست،تویى آن سخاوتمندى که گذشتت به تنگى نمى‌رسد،و احسانت‌ کاهش نمى‌پذیرد،و رحمتت کم نمى‌شود،و به یقین از چشم‌پوشى دیرینت،و فضل‌ بزرگت،
وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ أَ فَتَرَاکَ [تُرَاکَ‌] یَا رَبِّ تُخْلِفُ ظُنُونَنَا أَوْ تُخَیِّبُ آمَالَنَا کَلا یَا کَرِیمُ فَلَیْسَ هَذَا ظَنَّنَا بِکَ وَ لا هَذَا فِیکَ طَمَعَنَا یَا رَبِّ إِنَّ لَنَا فِیکَ أَمَلا طَوِیلا کَثِیرا إِنَّ لَنَا فِیکَ رَجَاءً عَظِیما عَصَیْنَاکَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنَا وَ دَعَوْنَاکَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتَجِیبَ لَنَا فَحَقِّقْ رَجَاءَنَا مَوْلانَا فَقَدْ عَلِمْنَا مَا نَسْتَوْجِبُ بِأَعْمَالِنَا وَ لَکِنْ عِلْمُکَ فِینَا وَ عِلْمُنَا بِأَنَّکَ لا تَصْرِفُنَا عَنْکَ وَ إِنْ کُنَّا غَیْرَ مُسْتَوْجِبِینَ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیْنَا وَ عَلَى الْمُذْنِبِینَ بِفَضْلِ سَعَتِکَ ،
و رحمت گسترده‌ات اعتماد نمودیم،آیا ممکن است پروردگارا برخلاف گمانهاى ما به خویش رفتار کنى،یا آرزوهایمان را نسبت به رحمتت نومید سازى‌ هرگز اى بزرگوار،چنین گمانى به تو نیست،و طمع ما درباره تو این چنین نمى‌باشد،پروردگارا،ما را درباره تو آروزى طولانى بسیارى است،ما را در حق تو امید بزرگى است،از تو نافرمانى کردیم و حال آنکه امیدواریم گناه را بر ما بپوشانى،و تو را خواندیم،و امیدواریم که بر ما اجابت‌ کنى،مولاى ما امیدمان را تحقق بخش،ما دانستیم که با کردارمان سزاوار چه خواهیم بود،ولى دانش تو درباره ما،و و آگاهى ما به اینکه ما را از درگاهت نمیرانى،گرچه ما سزاوار رحمتت نیستیم ولى تو شایسته آنى که بر ما و بر گنهکاران به فضل گسترده‌ات جود کنى،
فَامْنُنْ عَلَیْنَا بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ جُدْ عَلَیْنَا فَإِنَّا مُحْتَاجُونَ إِلَى نَیْلِکَ یَا غَفَّارُ بِنُورِکَ اهْتَدَیْنَا وَ بِفَضْلِکَ اسْتَغْنَیْنَا وَ بِنِعْمَتِکَ [فِی نِعَمِکَ‌] أَصْبَحْنَا وَ أَمْسَیْنَا ذُنُوبُنَا بَیْنَ یَدَیْکَ نَسْتَغْفِرُکَ اللَّهُمَّ مِنْهَا وَ نَتُوبُ إِلَیْکَ تَتَحَبَّبُ إِلَیْنَا بِالنِّعَمِ وَ نُعَارِضُکَ بِالذُّنُوبِ خَیْرُکَ إِلَیْنَا نَازِلٌ وَ شَرُّنَا إِلَیْکَ صَاعِدٌ وَ لَمْ یَزَلْ وَ لا یَزَالُ مَلَکٌ کَرِیمٌ یَأْتِیکَ [عَنَّا] بِعَمَلٍ قَبِیحٍ فَلا یَمْنَعُکَ ذَلِکَ مِنْ أَنْ تَحُوطَنَا بِنِعَمِکَ وَ تَتَفَضَّلَ عَلَیْنَا بِآلائِکَ فَسُبْحَانَکَ مَا أَحْلَمَکَ وَ أَعْظَمَکَ وَ أَکْرَمَکَ،
پس آنگونه که شایسته آنى بر ما منّت گذار،و بر ما جود کن،که ما نیازمند به عطاى توییم،اى آمرزگار،به نور تو هدایت شدیم،و به فضل تو بى‌نیاز گشتیم،و به نعمتت بامداد نمودیم‌ و شامگاه کردیم،گناهان ما پیش روى توست،خدایا از گناهانمان از تو آمرزش مى‌خواهیم،و به سوى تو باز مى‌گردیم،تو با نعمتها به ما مهر مى‌ورزى و ما با گناهان با تو مقابله مى‌کنیم،خیرت به سوى ما سرازیر است،و بدى ما به سوى تو بالا مى‌آید،همواره فرشته‌ کریمى،از ما کردار زشت به جانب تو مى‌آید،و این امر مانع نمى‌شود از اینکه ما را با نعمتهایت فراگیرى، و به عطاهاى برجسته‌ات بر ما تفضّل نمایى،منزّهى تو،چه بردبار و بزرگ و کریمى،
مُبْدِئا وَ مُعِیدا تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُکَ وَ کَرُمَ صَنَائِعُکَ وَ فِعَالُکَ أَنْتَ إِلَهِی أَوْسَعُ فَضْلا وَ أَعْظَمُ حِلْما مِنْ أَنْ تُقَایِسَنِی بِفِعْلِی وَ خَطِیئَتِی فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ سَیِّدِی سَیِّدِی سَیِّدِی.
آغاز کننده به نیکى و تکرار کننده آنى،نامهایت مقدس،و ثنایت عظیم،و رفتارها و کردارهایت کریمانه است،خدایا،فضلت‌ گسترده‌تر،و بردبارى‌ات بزرگ‌تر از آن است که مرا به کردار ناپسند و خطاکارى‌ام بسنجى،پس گذشت نما،گذشت نما، گذشت نما،آقاى من،آقاى من،آقاى من.
اللَّهُمَّ اشْغَلْنَا بِذِکْرِکَ وَ أَعِذْنَا مِنْ سَخَطِکَ وَ أَجِرْنَا مِنْ عَذَابِکَ وَ ارْزُقْنَا مِنْ مَوَاهِبِکَ وَ أَنْعِمْ عَلَیْنَا مِنْ فَضْلِکَ وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَیْتِکَ وَ زِیَارَةَ قَبْرِ نَبِیِّکَ صَلَوَاتُکَ وَ رَحْمَتُکَ وَ مَغْفِرَتُکَ وَ رِضْوَانُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ إِنَّکَ قَرِیبٌ مُجِیبٌ وَ ارْزُقْنَا عَمَلا بِطَاعَتِکَ وَ تَوَفَّنَا عَلَى مِلَّتِکَ وَ سُنَّةِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرا اجْزِهِمَا بِالْإِحْسَانِ إِحْسَانا وَ بِالسَّیِّئَاتِ غُفْرَانا ،
ما را به ذکرت مشغول کن،و از خشمت پناه ده،و از عذابت‌ نجات بخش،و از مواهبت روزى کن،و از فضلت بر ما انعام فرما،و زیارت خانه‌ات، و زیارت مرقد پیامبرت را روزى ما کن،صلوات و رحمت و مغفرت و رضوانت بر پیامبر و خاندانش، تو نزدیک و جواب‌دهنده هستى،عمل به طاعتت را روزى ما گردان،و ما را بر دینت و بر روش پیامبرت‌ (درود خدا بر او و خاندانش)بمیران.خدایا من و پدر و مادرم را بیامرز و به هر دو آنها رحم کن،چنان‌که مرا به گاه کودکى پروردند،احسان‌ هردو را به احسان،و بدیهایشان را به آمرزش پاداش ده.
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ الْأَحْیَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ وَ تَابِعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ بِالْخَیْرَاتِ [فِی الْخَیْرَاتِ‌] اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِحَیِّنَا وَ مَیِّتِنَا وَ شَاهِدِنَا وَ غَائِبِنَا ذَکَرِنَا وَ أُنْثَانَا [إِنَاثِنَا] صَغِیرِنَا وَ کَبِیرِنَا حُرِّنَا وَ مَمْلُوکِنَا کَذَبَ الْعَادِلُونَ بِاللَّهِ وَ ضَلُّوا ضَلالا بَعِیدا وَ خَسِرُوا خُسْرَانا مُبِینا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اخْتِمْ لِی بِخَیْرٍ وَ اکْفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی وَ لا تُسَلِّطْ عَلَیَّ مَنْ لا یَرْحَمُنِی وَ اجْعَلْ عَلَیَّ مِنْکَ وَاقِیَةً بَاقِیَةً،
خدایا مردان و زنان مؤمن را بیامرز،چه زنده و چه مرده آنها را،و بین ما و آنان با نیکیها پیوند ده.خدایا بیامرز زنده و مرده ما را، حاضر و غائب ما را،مرد زن ما را،کوچک و بزرگ ما را،آزاد و غیر آزاد ما را،برگشتگان از خدا دروغ‌ گفتند،و گمراه شدند گمراهى دورى،و زیان کردند،زیانى آشکار.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و برایم ختم به خیر فرما،و مرا از آنچه که بى‌قرارم کرده از کار دنیا و آخرتم کفایت کن،و کسى‌که مرا رحم نمى‌کنم بر من چیره مساز، و بر من از سوى خود نگهبانى همیشگى قرار ده،
وَ لا تَسْلُبْنِی صَالِحَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ وَ ارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِکَ رِزْقا وَاسِعا حَلالا طَیِّبا اللَّهُمَّ احْرُسْنِی بِحَرَاسَتِکَ وَ احْفَظْنِی بِحِفْظِکَ وَ اکْلَأْنِی بِکِلاءَتِکَ وَ ارْزُقْنِی حِجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِنَا هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ وَ زِیَارَةَ قَبْرِ نَبِیِّکَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَ لا تُخْلِنِی یَا رَبِّ مِنْ تِلْکَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِیفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْکَرِیمَةِ.
و از من شایسته‌هاى آنچه را که انعام کردى مگیر،و از فضلت روزى گسترده حلال پاکیزه نصیب من کن.خدایا به نگهبانى‌ات مرا نگهبانى کن،و به نگهدارى‌ات مرا نگهدار و به پاسدارى‌ات از من پاسدارى فرما،و زیارت خانه‌ات را در این سا و در هر سال،و زیارت‌ مرقد پیامبرت و امامان(درود بر آنان)را روزى من کن،پروردگارا از این مشاهد پر شرف و مواقف بس گرامى‌ مرا محروم مساز.
اللَّهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتَّى لا أَعْصِیَکَ وَ أَلْهِمْنِی الْخَیْرَ وَ الْعَمَلَ بِهِ وَ خَشْیَتَکَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ مَا أَبْقَیْتَنِی یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ [تَعَبَّیْتُ‌] وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ
خدایا به من روى آور تا نافرمانى‌ات نکنم،و خیر و عمل به آن وحشت از خویش‌ را در شب و روز،تا گاهى که زنده‌ام مى‌دارى اى پروردگار جهانیان به من الهام فرما.خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم‌ و در پیشگاهت به نماز ایستاد و با تو راز گفتم،چرتى بر من افکندى،آنگاه که وارد نماز شدم،و حال راز گفتن را از من گرفتى آنگاه که با تو رازونیاز کردم،مرا چه شده؟هرگاه گفتم نهانم شایسته شد،و جایگاهم به‌ جایگاه توبه‌کنندگان نزدیک گشته برایم گرفتارى پیش آمد،بر اثر آن گرفتارى پایم لغزید،و میان من و خدمت به تو مانع شد
سَیِّدِی لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ [الْکَذَّابِینَ‌] فَرَفَضْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شَاکِرٍ لِنَعْمَائِکَ فَحَرَمْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِینَ فَبَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیْتَنِی،
سرور من شاید مرا از درگاهت رانده‌اى،و از خدمتت عز نموده‌اى،یا مرا دیده‌اى که حقّت را سبک‌ مى‌شمارم پس از پیشگاهت دورم ساختى،یا شاید مرا روى‌گردان از خود مشاهده کردى،پس مرا مورد خشم قرار دادى یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتى،پس به دورم انداختى،یا شاید مرا نسبت به نعمتهایت ناسپاس دیدى،پس محرومم نمودى،یا شاید مرا از همنشینى دانشمندان غایب یافتى،پس خوارم نمودى،یا شاید مرا در گروه غافلان دیدى،پس از رحمتت‌ ناامیدم کردى،یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره‌ها دیدى.پس مرا به آنان واگذاشتى،یا شدى دوست نداشتى دعایم را بشنوى پس دورم نمودى،یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودى،
أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی فَإِنْ عَفَوْتَ یَا رَبِّ فَطَالَمَا عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبِینَ قَبْلِی لِأَنَّ کَرَمَکَ أَیْ رَبِّ یَجِلُّ عَنْ مُکَافَاةِ الْمُقَصِّرِینَ وَ أَنَا عَائِذٌ بِفَضْلِکَ هَارِبٌ مِنْکَ إِلَیْکَ مُتَنَجِّزٌ [مُنْتَجِزٌ] مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِکَ ظَنّا إِلَهِی أَنْتَ أَوْسَعُ فَضْلا وَ أَعْظَمُ حِلْما مِنْ أَنْ تُقَایِسَنِی بِعَمَلِی أَوْ أَنْ تَسْتَزِلَّنِی بِخَطِیئَتِی وَ مَا أَنَا یَا سَیِّدِی وَ مَا خَطَرِی هَبْنِی بِفَضْلِکَ سَیِّدِی ،
یا شاید براى کمى‌ حیایم از تو مجازاتم نمودى،پس اگر پروردگارا عفو کنى،سابقه اینکه از گناهکاران پیش ار من گذشته‌اى طولانى است،زیرا کرمت‌ پروردگارا از مجازات اهل تقصیر بسیار بزرگ‌تر است،و من پناهنده به فضل توام،از تو به تو گریزانم، خواهان چیزى هستم که وعده داده‌اى.و آن چشم‌پوشى از کسانى است که به تو گمان نیک برده‌اند،خدایا فضل تو گسترده‌تر،و بردبارى‌ات‌ بزرگ‌تر از آن است که مرا به کردارم بسنجى،یا به خطایم بلغزانى،اى آقایم من چیستم،و چه ارزشى دارم، سرور من مرا به فضلت ببخش،
وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ وَ جَلِّلْنِی بِسَتْرِکَ وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِکَرَمِ وَجْهِکَ سَیِّدِی أَنَا الصَّغِیرُ الَّذِی رَبَّیْتَهُ وَ أَنَا الْجَاهِلُ الَّذِی عَلَّمْتَهُ وَ أَنَا الضَّالُّ الَّذِی هَدَیْتَهُ وَ أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ وَ أَنَا الْخَائِفُ الَّذِی آمَنْتَهُ وَ الْجَائِعُ الَّذِی أَشْبَعْتَهُ وَ الْعَطْشَانُ الَّذِی أَرْوَیْتَهُ وَ الْعَارِی الَّذِی کَسَوْتَهُ وَ الْفَقِیرُ الَّذِی أَغْنَیْتَهُ وَ الضَّعِیفُ الَّذِی قَوَّیْتَهُ وَ الذَّلِیلُ الَّذِی أَعْزَزْتَهُ،
و با گذشت بر من کرم فرما،و به پرده‌پوشى‌ات خطاهایم را بپوشان،و به کرم وجودت از توبیخم درگذر،آقاى من منم کودکى که پروریدى،منم نادانى که دانا نمودى،منم‌ گمراهى که هدایت کردى،منم افتاده‌اى که بلندش نمودى،منم هراسانى که امانش دادى،و گرسنه‌اى که‌ سیرش نمودى،و تشنه‌اى که سیرابش کردى،و برهنه‌اى که لباسش پوشاندى،و تهیدستى که توانگرش‌ ساختى،و ناتوانى که نیرومندش نمودى،و خوارى که عزیزش فرمودى،
وَ السَّقِیمُ الَّذِی شَفَیْتَهُ وَ السَّائِلُ الَّذِی أَعْطَیْتَهُ وَ الْمُذْنِبُ الَّذِی سَتَرْتَهُ وَ الْخَاطِئُ الَّذِی أَقَلْتَهُ وَ أَنَا الْقَلِیلُ الَّذِی کَثَّرْتَهُ وَ الْمُسْتَضْعَفُ الَّذِی نَصَرْتَهُ وَ أَنَا الطَّرِیدُ الَّذِی آوَیْتَهُ أَنَا یَا رَبِّ الَّذِی لَمْ أَسْتَحْیِکَ فِی الْخَلاءِ وَ لَمْ أُرَاقِبْکَ فِی الْمَلَإِ أَنَا صَاحِبُ الدَّوَاهِی الْعُظْمَى أَنَا الَّذِی عَلَى سَیِّدِهِ اجْتَرَى أَنَا الَّذِی عَصَیْتُ جَبَّارَ السَّمَاءِ أَنَا الَّذِی أَعْطَیْتُ عَلَى مَعَاصِی الْجَلِیلِ الرُّشَا أَنَا الَّذِی حِینَ بُشِّرْتُ بِهَا خَرَجْتُ إِلَیْهَا أَسْعَى أَنَا الَّذِی أَمْهَلْتَنِی فَمَا ارْعَوَیْتُ وَ سَتَرْتَ عَلَیَّ فَمَا اسْتَحْیَیْتُ وَ عَمِلْتُ بِالْمَعَاصِی فَتَعَدَّیْتُ
و بیمارى که شفایش دادى، و خواهشمندى که عطایش کردى،و گنهکارى که گناهش را بر او پوشاندى،و خطاکارى که نادیده‌اش گرفتى،و اندکى که‌ بسیارش فرمودى،و ناتوان شمرده‌اى که یارى‌اش دادى،و رانده شده‌اى که مأوایش بخشیدى،من پروردگارا کسى‌ هستم که در خلوت از تو حیا نکردم،و در آشکار از تو ملاحظ ننمودم،منم صاحب مصیبتهاى بزرگ،منم آن‌که بر آقایش گستاخى کرد،منم آن‌که جبّار آسمان را نافرمانى کرد،منم آن‌که بر معاصى بزرگ‌ رشوه دادم،منم آن‌که هرگاه به گناهى مژده داده مى‌شدم شتابان به سویش مى‌رفتم،منم آن‌که‌ مهلتم دادى باز نایستادم،و بر من پرده پوشاندى حیا نکردم،و مرتکب گناهان شدم و از اندازه گذراندم‌
وَ أَسْقَطْتَنِی مِنْ عَیْنِکَ [عِنْدِکَ‌] فَمَا بَالَیْتُ فَبِحِلْمِکَ أَمْهَلْتَنِی وَ بِسِتْرِکَ سَتَرْتَنِی حَتَّى کَأَنَّکَ أَغْفَلْتَنِی وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِی جَنَّبْتَنِی حَتَّى کَأَنَّکَ اسْتَحْیَیْتَنِی إِلَهِی لَمْ أَعْصِکَ حِینَ عَصَیْتُکَ وَ أَنَا بِرُبُوبِیَّتِکَ جَاحِدٌ وَ لا بِأَمْرِکَ مُسْتَخِفٌّ وَ لا لِعُقُوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ وَ لا لِوَعِیدِکَ مُتَهَاوِنٌ لَکِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَ غَلَبَنِی هَوَایَ وَ أَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَ غَرَّنِی سِتْرُکَ الْمُرْخَى عَلَیَّ فَقَدْ عَصَیْتُکَ وَ خَالَفْتُکَ بِجُهْدِی فَالْآنَ مِنْ عَذَابِکَ مَنْ یَسْتَنْقِذُنِی وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَدا مَنْ یُخَلِّصُنِی،
و مرا از چشمت انداختى،اهمیت ندادم،پس با بردبارى‌ات مهلتم دادى،و با پرده‌پوشى‌ات مرا پوشاندى تا آنچا که گویى‌ مرا از یاد برده‌اى،و از مجازات گناهان برکنارم داشته‌اى،گویا تو از من حیا کرده‌اى!!خدایا،آنگاه که نافرمانى کردم‌ نافرمانى‌ات نکردم چنان‌که پروردگارى‌ات باشم،و نه چنان‌که سبک شمارنده فرمانت باشم،و نه با گستاخى در معرض کیفرت قرار گیرم، و نه تهیدست را ناچیز شمارم،ولى خطایى بود که بر من عارض شد و نفسم آن را برایم آراست،و بدبختى‌ام مرا بر آن‌ یارى نمود،و پرده افتاده‌ات بر من مغرورم نمود،در نتیجه با کوششم نافرمانى‌ات نمودم و به مخالفتت برخاستم‌ اکنون چه کس مرا از عذابت نجات مى‌دهند،و فردا از چنگ ستیره‌جویان و دشمنى‌کنندگان چه کسى رهایم مى‌کند،
وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَکَ عَنِّی فَوَا سَوْأَتَا [أَسَفَا] عَلَى مَا أَحْصَى کِتَابُکَ مِنْ عَمَلِیَ الَّذِی لَوْ لا مَا أَرْجُو مِنْ کَرَمِکَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ وَ نَهْیِکَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَکَّرُهَا یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ اللَّهُمَّ بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ إِلَیْکَ وَ بِحُبِّی النَّبِیَّ االْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهَاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهَامِیَّ الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ أَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَیْکَ فَلا تُوحِشْ اسْتِینَاسَ إِیمَانِی،
و به رشته چه‌ کسى بپیوندم اگر تو رشته‌ات را از من بگسلى،مرا چه رسوایى بزرگى است از آنچه کتاب تو از کردارم در شمار آورده،اگر امیدوار به کرم فراوانى رحمتت نبودم،و هم اینکه مرا از ناامیدى نهى نموده‌اى هرآینه ناامید مى‌شدم به هنگامى‌ که گناهانم را بیاد مى‌آوردم،اى بهترین کسى‌که خواننده‌اى او را خواند،و برترین کسى‌که امیدوارى به او امید بست.خدایا به پیمان اسلام به‌ تو توسّل مى‌جویم،و به حرمت قرآن بر تو تکیه مى‌کنم،و به محبّتم نسبت به پیامبر درس ناخوانده قریشى هاشمى عربى تهامى مکّى مدنى،همجوارى نزد تو را امید مى‌نمایم،پس انس ایمانى مرا در عرصه وحشت نینداز،
وَ لا تَجْعَلْ ثَوَابِی ثَوَابَ مَنْ عَبَدَ سِوَاکَ فَإِنَّ قَوْما آمَنُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ لِیَحْقِنُوا بِهِ دِمَاءَهُمْ فَأَدْرَکُوا مَا أَمَّلُوا وَ إِنَّا آمَنَّا بِکَ بِأَلْسِنَتِنَا وَ قُلُوبِنَا لِتَعْفُوَ عَنَّا فَأَدْرِکْنَا [فَأَدْرِکْ بِنَا] مَا أَمَّلْنَا وَ ثَبِّتْ رَجَاءَکَ فِی صُدُورِنَا وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ فَوَ عِزَّتِکَ لَوِ انْتَهَرْتَنِی مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِکَ وَ لا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ لِمَا أُلْهِمَ قَلْبِی [یَا سَیِّدِی‌] مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِکَرَمِکَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ إِلَى مَنْ یَذْهَبُ الْعَبْدُ إِلا إِلَى مَوْلاهُ وَ إِلَى مَنْ یَلْتَجِئُ الْمَخْلُوقُ إِلا إِلَى خَالِقِهِ.
و و پاداش مرا،پاداش کسى‌که غیر تو را عبادت کرده قرار مده،چه اینکه مردمى به زبانشان ایمان آوردند تا جانشان را به این وسیله حفظ کنند،پس به آنچه آرزو داشتند رسیدند،و ما با زبان و دلمان به تو ایمان آوردیم،تا از ما درگذرى،پس ما را به آنچه آرزومندیم‌ برسان،و امیدت را در سینه‌هایمان استوار کن،و دلهایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودى گمراه مکن،و از جانب خود ما را ببخش،که تو بسیار بخشنده‌اى،به عزتت سوگند اگر مرا برانى،از درگاهت نخواهم رفت،و از چاپلوسى نسبت به تو باز نخواهم ایستاد،به‌ خاطر الهامى که از معرفت به کرمت و گستردگى رحمتت به قلب من شده،بنده به جانب چه کسى جز مولایش‌ مى‌رود؟و آفریده به چه کسى جز آفریدگارش پناه مى‌برد؟
إِلَهِی لَوْ قَرَنْتَنِی بِالْأَصْفَادِ وَ مَنَعْتَنِی سَیْبَکَ مِنْ بَیْنِ الْأَشْهَادِ وَ دَلَلْتَ عَلَى فَضَائِحِی عُیُونَ الْعِبَادِ وَ أَمَرْتَ بِی إِلَى النَّارِ وَ حُلْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْأَبْرَارِ مَا قَطَعْتُ رَجَائِی مِنْکَ وَ مَا صَرَفْتُ تَأْمِیلِی لِلْعَفْوِ عَنْکَ وَ لا خَرَجَ حُبُّکَ مِنْ قَلْبِی أَنَا لا أَنْسَى أَیَادِیَکَ عِنْدِی وَ سَتْرَکَ عَلَیَّ فِی دَارِ الدُّنْیَا سَیِّدِی أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیَا مِنْ قَلْبِی وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
خدایا،اگر مرا با زنجیر ببندى،و عطایت را در میان مردم از من بازدارى،و بر رسواییهایم دیدگان بندگانت را بگشایى،و مرا به سوى دوزخ فرمان دهى، و بین من و نیکان پرده گردى،امیدم را از تو نخواهم برید،و آرزویم را از عفو تو باز نخواهم گرداند، و محبتت از قلبم بیرو ن نخواهد رفت،من فراوانى عطایت را نزد خود،و پرده‌پوشى‌ات را در دار دنیا بر گناهانم فراموش‌ نخواهم کرد،اى آقاى من محبت دنیا را از دلم بیرون کن،و میان من و مصطفى پیامبرت و خاندانش،بهترین برگزیدگان‌ از آفریدگانت و پایان‌بخش پیامبران محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)جمع کن،
وَ انْقُلْنِی إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَیْکَ وَ أَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَى نَفْسِی فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی [حَیَاتِی‌] فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالا مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی [قَبْرٍ] لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی وَ مَا لِی لا أَبْکِی وَ لا أَدْرِی إِلَى مَا یَکُونُ مَصِیرِی وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ [فَوْقَ‌] رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ فَمَا لِی لا أَبْکِی أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ،
و مرا به مقام توبه به پیشگاهت برسان، و هر گریه بر خویشتن مرا یارى ده،من عمرم را به امروز و فردا کردن و آرزوهاى باطل نابود ساختم،و اینک به جایگاه به ناامیدان از خیر و صلاح فرود آمده‌ام،پس بدحال‌تر از من کیست؟اگر من بر چنین حالى به قبرم‌ وارد شوم،قبرى که آن را براى خواب آماده نساخته‌ام،و براى آرمیدن به کار نیک فرش ننموده‌ام،و مرا چه شده که گریه نکنم،و حال‌ آنکه نمیدانم بازگشت من به جانب چه خواهد بود،من نفسم را مى‌نگرم که با من نیرنگ مى‌بازد،و روزگار را مشاهده مى‌کنم که مرا مى‌فریبد،و حال آنکه بالهاى‌ مرگ بالاى سرم به حرکت درآمده،پس مرا چه شده که گریه نکنم،گریه مى‌کنم براى بیرون رفتن جان از بدنم،گریه مى‌کنم براى تاریکى قبرم،گریه مى‌کنم براى‌ تنگى لحدم،گریه مى‌کنم براى پرسش دو فرشته قبر منکر و نکیر از من،
أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَانا ذَلِیلا حَامِلا ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ یَمِینِی وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِی إِذِ الْخَلائِقُ فِی شَأْنٍ غَیْرِ شَأْنِی لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضَاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ وَ ذِلَّةٌ سَیِّدِی عَلَیْکَ مُعَوَّلِی وَ مُعْتَمَدِی وَ رَجَائِی وَ تَوَکُّلِی وَ بِرَحْمَتِکَ تَعَلُّقِی تُصِیبُ بِرَحْمَتِکَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَهْدِی بِکَرَامَتِکَ مَنْ تُحِبُّ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا نَقَّیْتَ مِنَ الشِّرْکِ قَلْبِی وَلَکَ الْحَمْدُ عَلَى بَسْطِ لِسَانِی أَ فَبِلِسَانِی هَذَا الْکَالِّ أَشْکُرُکَ،
گریه مى‌کنم براى درآمدنم از قبر عریان و خوار،درحالى‌که بار سنگینى را بر دوش مى‌کشم،یک بار از طرف راست و بار دیگر از جانب چپم نگاه مى‌کنم،هنگامى‌که مردمان در کارى جز کار منند،چه براى هرکسى از آنان در آن روز کارى است که او را بس است،چهره‌هایى در آن روز روشن و خندان خوشحال‌اند،و چهره‌هایى در آن روز بر آنها غبار بدفرجامى نشسته،و سیاهى و خوارى آنها را پوشانده،اى آقاى من،تکیه و اعتمادم و امید و توکلّم بر تو،و آویختنم بر رحمت توست،هرکه را خواهى به رحمتت رسانى،و با کرامتت هرکه را دوست‌ دارى هدایت کنى،پس تو را سپاس بر اینکه قلبم را از شرک پاک نمودى،و براى تو سپاس بر گشودن زبانم،آیا با این‌ زبان کندم تو را شکر کنم،
أَمْ بِغَایَةِ جُهْدِی [جَهْدِی‌] فِی عَمَلِی أُرْضِیکَ وَ مَا قَدْرُ لِسَانِی یَا رَبِّ فِی جَنْبِ شُکْرِکَ وَ مَا قَدْرُ عَمَلِی فِی جَنْبِ نِعَمِکَ وَ إِحْسَانِکَ [إِلَیَ‌] إِلَهِی إِنَّ [إِلا أَنَ‌] جُودَکَ بَسَطَ أَمَلِی وَ شُکْرَکَ قَبِلَ عَمَلِی سَیِّدِی إِلَیْکَ رَغْبَتِی وَ إِلَیْکَ [مِنْکَ‌] رَهْبَتِی وَ إِلَیْکَ تَأْمِیلِی وَ قَدْ سَاقَنِی إِلَیْکَ أَمَلِی وَ عَلَیْکَ [إِلَیْکَ‌] یَا وَاحِدِی عَکَفَتْ [عَلِقَتْ‌] هِمَّتِی وَ فِیمَا عِنْدَکَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتِی وَ لَکَ خَالِصُ رَجَائِی وَ خَوْفِی وَ بِکَ أَنِسَتْ مَحَبَّتِی وَ إِلَیْکَ أَلْقَیْتُ بِیَدِی وَ بِحَبْلِ طَاعَتِکَ مَدَدْتُ رَهْبَتِی [یَا] مَوْلایَ بِذِکْرِکَ عَاشَ قَلْبِی وَ بِمُنَاجَاتِکَ بَرَّدْتُ أَلَمَ الْخَوْفِ عَنِّی فَیَا مَوْلایَ وَ یَا مُؤَمَّلِی وَ یَا مُنْتَهَى سُؤْلِی فَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ ذَنْبِیَ الْمَانِعِ لِی مِنْ لُزُومِ طَاعَتِکَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُکَ لِقَدِیمِ الرَّجَاءِ فِیکَ وَ عَظِیمِ الطَّمَعِ مِنْکَ الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَى نَفْسِکَ مِنَ الرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ فَالْأَمْرُ لَکَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ
یا با نهایت کوشش در کارم تو را خشنود نمایم،پروردگارا ارزش زبانم در کنار شکرت چیست،و قیمت کارم در برابر نعمتهایت و احسانت چه اندازه است؟!خدایا،جودت آرزویم‌ را گسترد،و سپاست عملم را پذیرفت،اى آقاى من میلم به سوى توست،و ترسم از جانب توست،و آرزویم به پیشگاه توست،آرزویم مرا به سوى تو کسانده و همّتم بر درگاه تو اى خداى یگانه معتکف شده،و رغبتم در آنچه‌ نزد توست فزونى یافته،امید خالص و بیمم براى توست،و محبّتم به تو انس گرفته،و دستم را به جانب‌ تو انداختم،و ترسم را به سوى رشته طاعت تو کشیدم،اى مولاى من دلم به یاد تو زندگى کرد،و با مناجات با تو آتش هراس را بر خود سرد نمودم،اى مولایم و اى آرزویم و اى نهایت خواسته‌ام،میان من و گناهم جدایى‌ انداز،گناهى که بازدارنده من از ملامت طاعت توست،تنها از تو درخواست مى‌کنم،به خاطر امید دیرینه به تو،و بزرگى طمع از تو، که از مهر و رحمت بر خود واجب کرده‌اى،پس فرمان توراست،یگانه‌اى و شریکى ندارى،
وَ الْخَلْقُ کُلُّهُمْ عِیَالُکَ وَ فِی قَبْضَتِکَ وَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ خَاضِعٌ لَکَ تَبَارَکْتَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ إِلَهِی ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَتْ حُجَّتِی وَ کَلَّ عَنْ جَوَابِکَ لِسَانِی وَ طَاشَ عِنْدَ سُؤَالِکَ إِیَّایَ لُبِّی فَیَا عَظِیمَ رَجَائِی لا تُخَیِّبْنِی إِذَا اشْتَدَّتْ فَاقَتِی وَ لا تَرُدَّنِی لِجَهْلِی وَ لا تَمْنَعْنِی لِقِلَّةِ صَبْرِی أَعْطِنِی لِفَقْرِی وَ ارْحَمْنِی لِضَعْفِی سَیِّدِی عَلَیْکَ مُعْتَمَدِی وَ مُعَوَّلِی وَ رَجَائِی وَ تَوَکُّلِی وَ بِرَحْمَتِکَ تَعَلُّقِی وَ بِفِنَائِکَ أَحُطُّ رَحْلِی وَ بِجُودِکَ أَقْصِدُ [أَقْصُرُ] طَلِبَتِی وَ بِکَرَمِکَ أَیْ رَبِّ أَسْتَفْتِحُ دُعَائِی وَ لَدَیْکَ أَرْجُو فَاقَتِی [ضِیَافَتِی‌] وَ بِغِنَاکَ أَجْبُرُ عَیْلَتِی وَ تَحْتَ ظِلِّ عَفْوِکَ قِیَامِی وَ إِلَى جُودِکَ وَ کَرَمِکَ أَرْفَعُ بَصَرِی وَ إِلَى مَعْرُوفِکَ أُدِیمُ نَظَرِی،
و همه خلق جیره‌خوار تو،و در دست قدرت تواند،و هرچیز براى تو فروتن است،منزّهى تو اى پروردگار جهانیان، خدایا به من رحم کن آنگاه که حجّتم بریده شود،و زبانم از پاسخت ناگویا گردد،و به هنگام بازپرسى‌ات هوش از سرم‌ برود،اى بزرگ امیدم،زمانى‌که بیچارگى‌ام شدّت گیرد محرومم مکن،و به خاطر نادانى‌ام از درگاهت مران،و به علت کم تابى‌ام از رحمتت دریغ مفرما،به جهت تهیدستى‌ام عطایم کن،و به خاطر ناتوانى‌ام به من رحم کن،آقایم اعتماد و تکیه،امید و توکلم بر توست،و آویختنم به رحمت توست،و بارم را به آستان تو اندازم،و خواسته‌ام را به جود و کرم تو جویم،پروردگارا دعایم را آغاز مى‌کنم،و رفع تنگدستى‌ام را به تو امید مى‌بندم،و به توانگرى تو نادارى‌ام را جبران مى‌کنم،و ایستادنم زیر سایه عفو توست،و به جانب جود و کرمت دیده‌ام را بلند مى‌کنم،و به سوى احسانت نگاهم را ادامه مى‌دهم،
فَلا تُحْرِقْنِی بِالنَّارِ وَ أَنْتَ مَوْضِعُ أَمَلِی وَ لا تُسْکِنِّی الْهَاوِیَةَ فَإِنَّکَ قُرَّةُ عَیْنِی یَا سَیِّدِی لا تُکَذِّبْ ظَنِّی بِإِحْسَانِکَ وَ مَعْرُوفِکَ فَإِنَّکَ ثِقَتِی وَ لا تَحْرِمْنِی ثَوَابَکَ فَإِنَّکَ الْعَارِفُ بِفَقْرِی إِلَهِی إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الاعْتِرَافَ إِلَیْکَ بِذَنْبِی وَسَائِلَ عِلَلِی إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِالْعَفْوِ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ أَعْدَلُ مِنْکَ فِی الْحُکْمِ ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غُرْبَتِی وَ عِنْدَ الْمَوْتِ کُرْبَتِی وَ فِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَیْنَ یَدَیْکَ ذُلَّ مَوْقِفِی وَ اغْفِرْ لِی مَا خَفِیَ عَلَى الْآدَمِیِّینَ مِنْ عَمَلِی،
پس مرا به آتش مسوزان،و حال آنکه تو جایگاه آرزوى منى،و در دوزخ جایم مده که تو نور چشم منى،اى آقاى من گمانم را به‌ احسان و نیکى‌ات تکذیب مکن که تویى مورد اطمینانم،و از پاداشت محرومم مگردان که تو عارف به تهیدستى منى‌ خدایا اگر مرگم فرا رسیده و کردارم مرا به تو نزدیک نکرده پس اعتراف به گناهم را به پیشگاهت وسیله عذرخواهى‌ام‌ قرار دادم.خدایا اگر گذشت کنى،پس سزاوارتر از وجود تو به گذشت کیست،و اگر عذاب نمایى پس دادگرتر از تو در داورى کیست؟،د راین دنیا به غربت،و به گاه مرگ به سختى جان دادنم،و در قبر به تنهایى‌ام،و در لحد به هراسم رحم کن،و زمانى‌که براى حساب در برابرت برانگیخته شدم و به خوارى جایگاهم رحمت آور،و آنچه از کردارم‌ بر انسانها پوشیده مانده بیامرز،
وَ أَدِمْ لِی مَا بِهِ سَتَرْتَنِی وَ ارْحَمْنِی صَرِیعا عَلَى الْفِرَاشِ تُقَلِّبُنِی أَیْدِی أَحِبَّتِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ مَمْدُودا عَلَى الْمُغْتَسَلِ یُقَلِّبُنِی [یُغَسِّلُنِی‌] صَالِحُ جِیرَتِی وَ تَحَنَّنْ عَلَیَّ مَحْمُولا قَدْ تَنَاوَلَ الْأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی وَ جُدْ عَلَیَّ مَنْقُولا قَدْ نَزَلْتُ بِکَ وَحِیدا فِی حُفْرَتِی وَ ارْحَمْ فِی ذَلِکَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی حَتَّى لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِکَ یَا سَیِّدِی إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى نَفْسِی هَلَکْتُ،
و آنچه را که مرا به آن پوشاندى تداوم بخش،و به من در حال افتادن در بستر مرگ که دستهاى‌ دوستانم مرا این طرف و آن طرف کند رحم فرما،و به من محبت فرما در آن حال که روى تخت غسّالخانه به صورت درازا افتاده‌ام،و همسایگان شایسه‌ مرا به این سو و آن سو برمى‌گردانند بر من تفضّل کن،و در وقت حمل شدنم که بستگانم گوشه‌هاى جنازه‌ام را به دوش برداشته‌اند،و در حالت حمل شدنم،که‌ تنها در قبرم وارد پیشگاه تو شده‌ام بر من جود نما،و در این خانه جدید بر غربتم رحم کن،تا به غیر تو انس نگیرم‌ اى آقاى من،اگر مرا به خودم واگذارى هلاک شده‌ام،
سَیِّدِی فَبِمَنْ أَسْتَغِیثُ إِنْ لَمْ تُقِلْنِی عَثْرَتِی فَإِلَى مَنْ أَفْزَعُ إِنْ فَقَدْتُ عِنَایَتَکَ فِی ضَجْعَتِی وَ إِلَى مَنْ أَلْتَجِئُ إِنْ لَمْ تُنَفِّسْ کُرْبَتِی سَیِّدِی مَنْ لِی وَ مَنْ یَرْحَمُنِی إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی وَ فَضْلَ مَنْ أُؤَمِّلُ إِنْ عَدِمْتُ فَضْلَکَ یَوْمَ فَاقَتِی وَ إِلَى مَنِ الْفِرَارُ مِنَ الذُّنُوبِ إِذَا انْقَضَى أَجَلِی سَیِّدِی لا تُعَذِّبْنِی وَ أَنَا أَرْجُوکَ إِلَهِی [اللَّهُمَ‌] حَقِّقْ رَجَائِی وَ آمِنْ خَوْفِی فَإِنَّ کَثْرَةَ ذُنُوبِی لا أَرْجُو فِیهَا [لَهَا] إِلا عَفْوَکَ سَیِّدِی أَنَا أَسْأَلُکَ مَا لا أَسْتَحِقُّ وَ أَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ فَاغْفِرْ لِی وَ أَلْبِسْنِی مِنْ نَظَرِکَ ثَوْبا یُغَطِّی عَلَیَّ التَّبِعَاتِ وَ تَغْفِرُهَا لِی وَ لا أُطَالَبُ بِهَا إِنَّکَ ذُو مَنٍّ قَدِیمٍ وَ صَفْحٍ عَظِیمٍ وَ تَجَاوُزٍ کَرِیمٍ.
اى آقاى من،اگر لغزشم را نادیده نگرى از چه کسى فریادرسى خواهم،و به چه‌ کسى پناه ببرم اگر عنایتت را در آرامگاهمم نداشته باشم،و به چه کسى التجا برم اگر غم و اندوهم را برطرف نکنى؟،اى آقاى من‌ که را دارم و چه کسى بر من رحم مى‌کند،اگر تو به من رحم نکنى،و احسان که را آرزو کنم،اگر احسان تو را روز بیچارگى‌ام نداشته باشم، و گریز از گناهان به سوى کیست،وقتى که عمرم سرآید؟اى آقاى من،مرا عذاب مکن که امید به تو دارم،خدایا امیدم‌ را تحقق بخش،و ترسم را ایمنى ده،زیرا من در عین فراوانى گناهانم امیدى جز به گذشت تو ندارم،اى آقاى من چیزى‌ را از تو درخواست دارم که شایسته آن نیستم،و تو اهل تقوا و آمرزشى،پس مرا بیامرز،و جامه‌اى از لطفت بر من‌ بپوشان،که گناهانم را بر من بپوشاند،و آنها را بیامرزى و نسبت به آنه بازخواست نشوم،که تو دارى کرم دیرینه،و چشم‌پوشى بزرگ و گذشت کریمانه‌اى.
إِلَهِی أَنْتَ الَّذِی تُفِیضُ سَیْبَکَ عَلَى مَنْ لا یَسْأَلُکَ وَ عَلَى الْجَاحِدِینَ بِرُبُوبِیَّتِکَ فَکَیْفَ سَیِّدِی بِمَنْ سَأَلَکَ وَ أَیْقَنَ أَنَّ الْخَلْقَ لَکَ وَ الْأَمْرَ إِلَیْکَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ سَیِّدِی عَبْدُکَ بِبَابِکَ أَقَامَتْهُ الْخَصَاصَةُ بَیْنَ یَدَیْکَ یَقْرَعُ بَابَ إِحْسَانِکَ بِدُعَائِهِ [وَ یَسْتَعْطِفُ جَمِیلَ نَظَرِکَ بِمَکْنُونِ رَجَائِکَ‌] فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ عَنِّی وَ اقْبَلْ مِنِّی مَا أَقُولُ فَقَدْ دَعَوْتُ [دَعْوَتُکَ‌] بِهَذَا الدُّعَاءِ وَ أَنَا أَرْجُو أَنْ لا تَرُدَّنِی مَعْرِفَةً مِنِّی بِرَأْفَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ إِلَهِی أَنْتَ الَّذِی لا یُحْفِیکَ سَائِلٌ وَ لا یَنْقُصُکَ نَائِلٌ أَنْتَ کَمَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا نَقُولُ.
خدایا تویى که عطایت را پى‌درپى فرو ریزى،بر کسى‌که از تو درخواست نمى‌کند،و بر آنان‌که منکر پروردگاریت‌ هستند،چه رسد آقاى من بر کسى‌که از تو خواهش کرده و یقین نمود که آفرینش از تو و فرمان تنها به دست توست،منزّه و والایى اى پروردگار جهانیان،اى آقاى من بنده‌ات به درگاه توست،تنگدستى او را پیش رویت قرار داده‌ با دعایش در خانه احسانت را مى‌کوبد،پس روى کریمانه‌ات را از من برمگردان،و آنچه مى‌گویم از من بپذیر،من تو را به این دعا خواندم،امید دارم که به خاطر معرفتم به رأفت و مهرت‌ مرا باز نگردانى.خدایا تویى آن‌که پرسنده‌اى ناتوانت نکند،و عطاگیرى از تو نکاهد،تو چنانى که خود گویى،و بالاتر از آنچه ما مى‌گوییم.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ صَبْرا جَمِیلا وَ فَرَجا قَرِیبا وَ قَوْلا صَادِقا وَ أَجْرا عَظِیما أَسْأَلُکَ یَا رَبِّ مِنَ الْخَیْرِ کُلِّهِ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَ مَا لَمْ أَعْلَمْ أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ مِنْ خَیْرِ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى أَعْطِنِی سُؤْلِی فِی نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ وَالِدَیَّ وَ وُلْدِی [وَلَدِی‌] وَ أَهْلِ حُزَانَتِی وَ إِخْوَانِی فِیکَ [وَ] أَرْغِدْ عَیْشِی وَ أَظْهِرْ مُرُوَّتِی وَ أَصْلِحْ جَمِیعَ أَحْوَالِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ أَطَلْتَ عُمُرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ أَتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَکَ وَ رَضِیتَ عَنْهُ وَ أَحْیَیْتَهُ حَیَاةً طَیِّبَةً فِی أَدْوَمِ السُّرُورِ وَ أَسْبَغِ الْکَرَامَةِ وَ أَتَمِّ الْعَیْشِ
خدایا از تو صبرى زیبنده،و گشایشى نزدیک و گفتارى درست و مزدى بزرگ درخواست میکنم‌ پروردگارا از خیر تمامش را از تو مى‌خواهم،آنچه را از آن دانسته‌ام و آنچه را ندانسته‌ام،خدایا از تو مى‌خواهم بهترین چیزهایى را که‌ بندگان شایسته‌ات از تو خواستند،اى بهرتین کسى‌که از او خواسته مى‌شود،و سخى‌ترین کسى‌که عطا فرمود،خواسته‌ام را در حق خودم و خانواده‌ام و پدر و مادرم و فرزندانم و خاصانم و برادران دینى‌ام به من عطا کن،زندگى‌ام را گوارا گردان،مرّوتم‌ را آشکار ساز،و همه احوالم را اصلاح کن،و مرا از کسانى قرار ده که عمرش را طولانى کردى،و کردارش را نیکو ساختى،و نعمتت را بر او تمام کردى،و از او خشنود شدى،و او را به زندگانى پاکیزه زنده داشتى،در بادوام‌ترین خوشیها،و کامل‌ترین کرامتها و کامل‌ترین زندگیها،
إِنَّکَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ وَ لا تَفْعَلُ [یَفْعَلُ‌] مَا یَشَاءُ غَیْرُکَ اللَّهُمَّ خُصَّنِی مِنْکَ بِخَاصَّةِ ذِکْرِکَ وَ لا تَجْعَلْ شَیْئا مِمَّا أَتَقَرَّبُ بِهِ فِی آنَاءِ اللَّیْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ رِیَاءً وَ لا سُمْعَةً وَ لا أَشَرا وَ لا بَطَرا وَ اجْعَلْنِی لَکَ مِنَ الْخَاشِعِینَ اللَّهُمَّ أَعْطِنِی السَّعَةَ فِی الرِّزْقِ وَ الْأَمْنَ فِی الْوَطَنِ وَ قُرَّةَ الْعَیْنِ فِی الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ وَ الْمُقَامَ فِی نِعَمِکَ عِنْدِی وَ الصِّحَّةَ فِی الْجِسْمِ وَ الْقُوَّةَ فِی الْبَدَنِ وَ السَّلامَةَ فِی الدِّینِ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَبَدا مَا اسْتَعْمَرْتَنِی وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْفَرِ عِبَادِکَ عِنْدَکَ نَصِیبا فِی کُلِّ خَیْرٍ أَنْزَلْتَهُ وَ تُنْزِلُهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ،
همانا تو هرچه را بخواهى انجام مى‌دهى و جز تو هرچه را بخواهد توان انجام آن را ندارد.خداى از جانب خود مرا به ذکر خاصت‌ اختصاص ده،و چیزى از آنچه که به وسیله آن به تو تقرّب مى‌جویم را در همّ اوقات شب و روز وسیله ریا و شهرت‌خواهى‌ و هوس‌رانى و طغیانگرى قرار مده،و مرا از خاشعان درگاهت بگردان،خداى از تو مى‌خواهم که به من عطا کنى:گشایش در روزى‌ امنیّت در وطن،نوز چشم در خانواده و مال و اولاد،و پایدارى در نعمتهایى که نزد من است،و تندرستى در جسم،و توانمندى در بدن،و سلامت در دین،و مرا به طاعتت و طاعت‌ رسولت محمّد که درود خدا بر او و خاندانش باد،به کار گمار،همیشه و تا هنگامى‌که عمرم داده‌اى،و مرا از پر نصیب‌ترین بندگانت در نزد خود قرار ده،پر نصیب‌تر در هر خیرى که فرو فرستادى،و در ماه رمضان در شب قدر نازل مى‌کنى،
وَ مَا أَنْتَ مُنْزِلُهُ فِی کُلِّ سَنَةٍ مِنْ رَحْمَةٍ تَنْشُرُهَا وَ عَافِیَةٍ تُلْبِسُهَا وَ بَلِیَّةٍ تَدْفَعُهَا وَ حَسَنَاتٍ تَتَقَبَّلُهَا وَ سَیِّئَاتٍ تَتَجَاوَزُ عَنْهَا وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِنَا [عَامِی‌] هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ وَ ارْزُقْنِی رِزْقا وَاسِعا مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ وَ اصْرِفْ عَنِّی یَا سَیِّدِی الْأَسْوَاءَ وَ اقْضِ عَنِّی الدَّیْنَ وَ الظُّلامَاتِ حَتَّى لا أَتَأَذَّى بِشَیْ‌ءٍ مِنْهُ وَ خُذْ عَنِّی بِأَسْمَاعِ وَ أَبْصَارِ أَعْدَائِی وَ حُسَّادِی وَ الْبَاغِینَ عَلَیَّ وَ انْصُرْنِی عَلَیْهِمْ وَ أَقِرَّ عَیْنِی [وَ حَقِّقْ ظَنِّی‌] وَ فَرِّحْ قَلْبِی،
و نازل کننده آنى در هر سال،از رحمتى که مى‌گسترى،و عافیتى که مى‌پوشانى،و بلایى که دفع مى‌کنى،و خوبیهایى که مى‌پذیرى، و بدیهایى که از آن درمى‌گذرى،و در این سال و هر سال زیارت خانه‌ات را نصیبم فرما، و از فضل گسترده‌ات روزى فراخ ارزانى من کن،و بدیها را اى آقاى من از من برگردان،و بدیه مرا بپرداز و جبران ستمهایى که بر عهده من است را ادا فرما تا به خاطر چیزى از آنها آزار نبینیم و گوشها و دیدگان‌ دشمنان و حسودان و متجاوزان بر من را از من برگیر،و مرا بر آنان پیروز کن،و چشمم را روشن فرما،و دلم را شادى بخش‌
وَ اجْعَلْ لِی مِنْ هَمِّی وَ کَرْبِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ اجْعَلْ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ مِنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ تَحْتَ قَدَمَیَّ وَ اکْفِنِی شَرَّ الشَّیْطَانِ وَ شَرَّ السُّلْطَانِ وَ سَیِّئَاتِ عَمَلِی وَ طَهِّرْنِی مِنَ الذُّنُوبِ کُلِّهَا وَ أَجِرْنِی مِنَ النَّارِ بِعَفْوِکَ وَ أَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ وَ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعِینِ بِفَضْلِکَ وَ أَلْحِقْنِی بِأَوْلِیَائِکَ الصَّالِحِینَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَبْرَارِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْأَخْیَارِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمْ وَ عَلَى أَجْسَادِهِمْ وَ أَرْوَاحِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ عِزَّتِکَ وَ جَلالِکَ لَئِنْ طَالَبْتَنِی بِذُنُوبِی لَأُطَالِبَنَّکَ بِعَفْوِکَ وَ لَئِنْ طَالَبْتَنِی بِلُؤْمِی لَأُطَالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ،
و برایم از اندوه و غم گشایش و بیرون‌رو قرار ده،و هرکه از میان مخلوقاتت نسبت به من به بدى‌ قصد کرده،و زیر گامم قرار ده،و مرا از گزند شیطان و گزند پادشاه و بدیهاى کردارم کفایت کن،و از همه گناهان‌ پاکم فرما،و به گذشتت از آتش امانم ده،و به رحمتت به بهشت واردم کن،و به احسانت از حور العین به همسرى‌ام درآور،و مرا به دوستان شایسته‌ات محمّد و خاندانش آن خوبان و نیکان پاکیزه‌ و پاک ملحق کن،درود بر آنان و بر تنها و جانهایشان،و رحمت خدا و برکاتش بر ایشان،خداى اى آقاى من،به عزّت و جلالت سوگند،اگر مرا به گناهانم پى‌جویى کنى،من تو را به عفوت پى مى‌جویم‌ و اگر مرا به پستى‌ام تعقیب نمایى،من تو را به کرمت مى‌خواهم،
وَ لَئِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّی لَکَ إِلَهِی وَ سَیِّدِی إِنْ کُنْتَ لا تَغْفِرُ إِلا لِأَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ طَاعَتِکَ فَإِلَى مَنْ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ وَ إِنْ کُنْتَ لا تُکْرِمُ إِلا أَهْلَ الْوَفَاءِ بِکَ فَبِمَنْ یَسْتَغِیثُ الْمُسِیئُونَ إِلَهِی إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ فَفِی ذَلِکَ سُرُورُ عَدُوِّکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی الْجَنَّةَ فَفِی ذَلِکَ سُرُورُ نَبِیِّکَ وَ أَنَا وَ اللَّهِ أَعْلَمُ أَنَّ سُرُورَ نَبِیِّکَ أَحَبُّ إِلَیْکَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّکَ ،
و اگر به دوزخم دراندازى اهل دوزخ را به محبتم به تو آگاه مى‌سازم.خدایم و آقایم اگر جز اولیا و اهل طاعتت را نیامرزى،پس گنهکاران به چه کسى‌ پناه برند،و اگر جز اهل وفا را اکرام ننمایى،پس بدکاران از چه کسى فریادرسى خواهند؟،خدایا اگر مرا وارد دوزخ کنى این موجب خرسندى دشمن توست،و اگر مرا به بهشت وارد نمایى،این سبب خوشحالى‌ پیامبر توست،و من به خدا سوگند این را مى‌دانم،که دلشادى پیامبرت نزد تو،از خرسندى دشمنت محبوب‌تر است.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِی حُبّا لَکَ وَ خَشْیَةً مِنْکَ وَ تَصْدِیقا بِکِتَابِکَ وَ إِیمَانا بِکَ وَ فَرَقا مِنْکَ وَ شَوْقا إِلَیْکَ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ حَبِّبْ إِلَیَّ لِقَاءَکَ وَ أَحْبِبْ لِقَائِی وَ اجْعَلْ لِی فِی لِقَائِکَ الرَّاحَةَ وَ الْفَرَجَ وَ الْکَرَامَةَ اللَّهُمَّ أَلْحِقْنِی بِصَالِحِ مَنْ مَضَى وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِ مَنْ بَقِیَ وَ خُذْ بِی سَبِیلَ الصَّالِحِینَ وَ أَعِنِّی عَلَى نَفْسِی بِمَا تُعِینُ بِهِ الصَّالِحِینَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ اخْتِمْ عَمَلِی بِأَحْسَنِهِ وَ اجْعَلْ ثَوَابِی مِنْهُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ وَ أَعِنِّی عَلَى صَالِحِ مَا أَعْطَیْتَنِی وَ ثَبِّتْنِی یَا رَبِّ وَ لا تَرُدَّنِی فِی سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِی مِنْهُ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ .
خدایا از تو درخواست مى‌کنم که دلم را از محبت و خشیتت،و باور به کتابت،و ایمان به وجودت،و هراس از حضرتت،و اشتیاق به ذاتت پر کنى،اى داراى بزرگى و بزرگوارى،دیدارت را محبوب من کن،و تو نیز مرا محبوب خود بدار،و در لقایت‌ براى من آرامش و گشایش و کرامت قرار ده.خدایا مرا به شایستگان از بندگان گذشته‌ات ملحق ساز،و از شایستگان از آنان‌که در آینده‌اند قرار ده،و مرا بر راه شایستگان نگاهدار،و بر مخالفت با خواسته‌هاى نفسم یارى ده،آنگونه که شایستگان را بر مخالفت با خواسته‌هاى نفسانى یارى مى‌دذهى،و کردارم را به نیکوترین وجه ختم کن،و پاداشم را در کارها به برکت رحمتت بهشت قرار ده،و بر شایسته‌اى‌ آنچه عطا کردى یارى‌ام نما و ثابت قدمم کن،پروردگارا،و در ورطه بدیهایى که از آنها نجاتم دادى باز مگردان،اى پروردگار جهانیان.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَانا لا أَجَلَ لَهُ دُونَ لِقَائِکَ أَحْیِنِی مَا أَحْیَیْتَنِی عَلَیْهِ وَ تَوَفَّنِی إِذَا تَوَفَّیْتَنِی عَلَیْهِ وَ ابْعَثْنِی إِذَا بَعَثْتَنِی عَلَیْهِ وَ أَبْرِئْ قَلْبِی مِنَ الرِّیَاءِ وَ الشَّکِّ وَ السُّمْعَةِ فِی دِینِکَ حَتَّى یَکُونَ عَمَلِی خَالِصا لَکَ اللَّهُمَّ أَعْطِنِی بَصِیرَةً فِی دِینِکَ وَ فَهْما فِی حُکْمِکَ وَ فِقْها فِی عِلْمِکَ وَ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ وَرَعا یَحْجُزُنِی عَنْ مَعَاصِیکَ وَ بَیِّضْ وَجْهِی بِنُورِکَ وَ اجْعَلْ رَغْبَتِی فِیمَا عِنْدَکَ وَ تَوَفَّنِی فِی سَبِیلِکَ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ .
خدایا ایمانى از تو درخواست مى‌کنم،که پایانى جز دیدار تو نداشده باشد،بر آن ایمان پایدارم بدار تا زنده‌ام مى‌دارى‌ و بر آن بیمران زمانى‌که مرا میمرانى،و بر آن برانگیز،هنگامى‌که مرا برمى‌انگیزى،و دلم را از ریا و شک و شهرت‌خواهى در دینت پاک فرما،تا عملم براى تو حالص باشد.خدایا از تو مى‌خواهم که به من عطا کنى:بصیرت در دینت، و فهم در فرمانت،وآگاهى در علمت،و دو نصب از رحمتت،و پرهیزى که مرا از نافرمانیهایت بازدارد، و رخسارم را به فروغ نورت سپید کن،و رغبتم را در آنچه نزد توست قرار ده،و در راه خود و بر آئین‌ پیامبرت-درود خدا بر او و خاندانش-بمیران.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَسَلِ وَ الْفَشَلِ وَ الْهَمِّ وَ الْجُبْنِ وَ الْبُخْلِ وَ الْغَفْلَةِ وَ الْقَسْوَةِ [وَ الذِّلَّةِ] وَ الْمَسْکَنَةِ وَ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَةِ وَ کُلِّ بَلِیَّةٍ وَ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لا تَقْنَعُ وَ بَطْنٍ لا یَشْبَعُ وَ قَلْبٍ لا یَخْشَعُ وَ دُعَاءٍ لا یُسْمَعُ وَ عَمَلٍ لا یَنْفَعُ وَ أَعُوذُ بِکَ یَا رَبِّ عَلَى نَفْسِی وَ دِینِی وَ مَالِی وَ عَلَى جَمِیعِ مَا رَزَقْتَنِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ .
خدایا به تو پناه مى‌آورم از کسالت و سرافکندى و اندوه‌ و ترس و بخل و بى‌خبرى و سنگدلى و نادارى و تهیدستى و بیچارگى و همه بلاها و زشتیهاى آشکار و پنهان،و به تو پناه مى‌آورم از نفسى که قانع نمى‌شود،و از شکمى که سیر نمى‌گردد،و از قلبى که فروتنى نمى‌کند،و دعایى که به اجابت نمى‌رسد،و کردارى که سود نمى‌بخشد،پروردگارا براى حفظ جان و دین و مال و آنچه که نصیب من فرموده‌اى،از شیطان رانده شده به تو پناه مى‌آورم،همانا تو شنوا و دانایى.
اللَّهُمَّ إِنَّهُ لا یُجِیرُنِی مِنْکَ أَحَدٌ وَ لا أَجِدُ مِنْ دُونِکَ مُلْتَحَدا فَلا تَجْعَلْ نَفْسِی فِی شَیْ‌ءٍ مِنْ عَذَابِکَ وَ لا تَرُدَّنِی بِهَلَکَةٍ وَ لا تَرُدَّنِی بِعَذَابٍ أَلِیمٍ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّی وَ أَعْلِ [کَعْبِی وَ] ذِکْرِی وَ ارْفَعْ دَرَجَتِی وَ حُطَّ وِزْرِی وَ لا تَذْکُرْنِی بِخَطِیئَتِی وَ اجْعَلْ ثَوَابَ مَجْلِسِی وَ ثَوَابَ مَنْطِقِی وَ ثَوَابَ دُعَائِی رِضَاکَ وَ الْجَنَّةَ وَ أَعْطِنِی یَا رَبِّ جَمِیعَ مَا سَأَلْتُکَ وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ إِنِّی إِلَیْکَ رَاغِبٌ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ،
خدایا به یقین‌ جز تو احدى مرا پناه نمى‌دهد،و به جز تو پناهگاهى نمى‌یابم،پس هستى‌ام را در دامن عذابت‌ قرار نده،و به هلاکت و شکنجه دردناک بازمگردان.خدایا از من بپذیر و نامم را پرآوازه کن،و درجه‌ام را بالا ببر،و بار گناهم را بریز،و مرا به اشتباهم یاد مکن،و پاداش به عبادت نشستن و گفتار و دعایم را خشنودى‌ و بهشت قرار ده،پروردگارا،همه آنچه را از تو خواستم به من عطا فرما،و از احسانت بر من بیفزا،من‌ مشتاق توام،اى پروردگار جهانیان،
اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ فِی کِتَابِکَ [الْعَفْوَ وَ أَمَرْتَنَا] أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ قَدْ ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا فَاعْفُ عَنَّا فَإِنَّکَ أَوْلَى بِذَلِکَ مِنَّا وَ أَمَرْتَنَا أَنْ لا نَرُدَّ سَائِلا عَنْ أَبْوَابِنَا وَ قَدْ جِئْتُکَ سَائِلا فَلا تَرُدَّنِی إِلا بِقَضَاءِ حَاجَتِی وَ أَمَرْتَنَا بِالْإِحْسَانِ إِلَى مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُنَا وَ نَحْنُ أَرِقَّاؤُکَ فَأَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنَ النَّارِ یَا مَفْزَعِی عِنْدَ کُرْبَتِی وَ یَا غَوْثِی عِنْدَ شِدَّتِی إِلَیْکَ فَزِعْتُ وَ بِکَ اسْتَغَثْتُ وَ لُذْتُ لا أَلُوذُ بِسِوَاکَ وَ لا أَطْلُبُ الْفَرَجَ إِلا مِنْکَ فَأَغِثْنِی وَ فَرِّجْ عَنِّی یَا مَنْ یَفُکُّ الْأَسِیرَ [یَقْبَلُ الْیَسِیرَ] وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثِیرِ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ وَ اعْفُ عَنِّی الْکَثِیرَ إِنَّکَ أَنْتَ الرَّحِیمُ الْغَفُورُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ یَقِینا [صَادِقا] حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی إِلا مَا کَتَبْتَ لِی وَ رَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
خدایا تو خود در قرآن فرمودى که از کسى‌که به ما ستم روا داشته‌ گذشت کنیم،و ما بر خود ستم ورزیدیم،پس از ما درگذر،که حضرتت به گذشت از ما،شایسته‌تر از ماست،و هم فرمان دادى که فقیرى را دست خالى از در خانه‌هایمان نرانیم،و من اکنون به گدایى از تو به درگاهت آمدم،پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان و نیز به نیکى درباره‌ بردگانمان امر فرمودى،و هم اینک ما بردگان توییم،پس ما را از آتش دوزخ برهان،اى پناهگاهم به وقت غم و اندوه، اى فریادرس به هنگام سختى،به تو پناه آوردم،و از تو فریادرسى خواستم،و جز به تو پناه نمى‌آورم‌ و جز از تو درخواست گشایش نمى‌کنم،پس به فریادم رس و گشایشى در کارم قرار ده،اى که اسیر را آزاد مى‌کنى،و از گناه فراوان مى‌گذرى،از من عمل اندک را بپذیر،و از گناه بسیارم درگذر،همانا تو مهربان و آمرزنده.خدایا ایمانى از تو مى‌خواهم که دلم با آن همراه شود و باور صادقانه‌اى که بدانم هرگز چیزى به من نمى‌رسد،مگر آنچه که تو برایم ثبت کردى‌ و مرا از زندگى به آنچه که نصیبم فرمودى خشنود بدار،اى مهربان‌ترین مهربانان.

ترجمه: استاد حسین انصاریان


فایل صوتی دعای جوشن کبیر، با نوای استاد پناهیان:

مدت زمان: 3:34

متن دعای جوشن کبیر

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‌اش همیشگى است
(1) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا کَریمُ یا مُقیمُ یا عَظیمُ یا قَدیمُ یا عَلیمُ یا حَلیمُ یا حَکیمُ سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ
(1)خدایا از تو خواستارم به نامت،اى خدا،اى بخشنده،اى مهربان،اى گرامى،اى پایدار،اى بزرگ،اى دیرینه‌ اى دانا،اى شکیفا،اى فرزانه،منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست،فریاد رس فریاد رس،ما را از آتش برهان‌ اى پروردگار من.
(2) یا سَیِّدَ السّاداتِ، یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا رافِعَ الدَّرَجاتِ یا وَلِىَّ الْحَسَناتِ یا غافِرَ الْخَطیئاَّتِ یا مُعْطِىَ الْمَسْئَلاتِ یا قابِلَ التَّوْباتِ یا سامِعَ الاْصْواتِ یا عالِمَ الْخَفِیّاتِ یا دافِعَ الْبَلِیّاتِ
(2)اى سرور سروران،اى برآورنده دعاها،اى بلندى‌بخش جایگاهها،اى‌ سرچشمه نیکیها،اى درگذرنده از خطاها،اى عطابخش خواسته‌ها،اى پذیرنده توبه‌ها،اى شنونده‌ نداها،اى داناى رازها،اى دور کننده بلاها
(3) یا خَیْرَالْغافِرینَ یا خَیْرَ الْفاتِحینَ یا خَیْرَ النّاصِرینَ یا خَیْرَ الْحاکِمینَ یا خَیْرَ الرّازِقینَ یا خَیْرَ الْوارِثینَ یا خَیْرَ الْحامِدینَ یا خَیْرَ الذّاکِرینَ یا خَیْرَ الْمُنْزِلینَ یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ
(3)اى بهترین آمرزگاران،اى بهترین گشایشگران‌ اى بهترین یاوران،اى بهترین داوران،اى بهترین روزى دهان،اى بهترین وارثان،اى بهترین ستایشگران‌ اى بهترین یادآوران،اى بهترین عطابخشان،اى بهترین نیکوکاران،
(4) یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ یَا مَنْ هُوَ الْکَبِیرُ الْمُتَعَالِ یَا مُنْشِئَ السَّحَابِ الثِّقَالِ یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَابِ یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْعِقَابِ یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَابِ
(4)اى آن‌که شکوه و زیبایى تنها از آن اوست‌ اى آن‌که توانایى و برازندگى تنها از آن اوست،اى آن‌که فرمانروایى و شوکت تنها از آن اوست،اى آنکه اوست بزرگ و برتر،اى‌ پدیدآورنده ابرهاى پرباران،اى آن‌که نیرومند،و پرتوان است،اى آن‌که حسابرسى چالاک است،اى آن‌که‌ کیفرش سخت و شدید است،اى آن‌که پاداش نیک تنها نزد اوست،اى آن‌که دفرت هستى پیش روى اوست
(5) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ یَا دَیَّانُ یَا بُرْهَانُ یَا سُلْطَانُ یَا رِضْوَانُ یَا غُفْرَانُ یَا سُبْحَانُ یَا مُسْتَعَانُ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْبَیَانِ
(5) خدایا!از تو خواستارم به نامت اى پرمهر،اى بخشایشگر،اى جزادهنده،اى روشنى خرد،اى فرمانروا،اى‌ خشنودى،اى آمرزش،اى پاک،اى پشتوانه،اى صاحب نعمت و بیان
(6) یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‌ءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ
(6)اى آن‌که همه در برابر عظمتش فروتن،اى آن‌که همه در برابر قدرتش تسلیم،اى آن‌که همه در برابر عزّتش خوار، اى آن‌که همه در برابر هیبتش هراسان،اى آن‌که همه از ترسش فرمانبردار،اى آن‌که کوهها از بیمش شکافته،اى آن‌که آسمانها به امرش بر پا،اى آن‌که زمینها به اجازه‌اش‌ بر جا،اى آن‌که رعد به ستایشش تسبیح‌گو است،اى آن‌که بر اهل مملکتش ستم نمى‌کند
(7) یَا غَافِرَ الْخَطَایَا یَا کَاشِفَ الْبَلایَا یَا مُنْتَهَى الرَّجَایَا یَا مُجْزِلَ الْعَطَایَا یَا وَاهِبَ الْهَدَایَا یَا رَازِقَ الْبَرَایَا یَا قَاضِیَ الْمَنَایَا یَا سَامِعَ الشَّکَایَا یَا بَاعِثَ الْبَرَایَا یَا مُطْلِقَ الْأُسَارَى (7)اى درگذرنده‌
از خطاها،اى برطرف کننده بلاها،اى اوج امیدواریها،اى بسیاردهنده عطاها،اى بخشنده هدایا، اى روزى‌رسان آفریده‌ها،اى برآورنده آرزوها،اى شنواى گلایه‌ها،اى برانگیزنده بندگان،اى بندگشاى دربندان
(8) یَا ذَا الْحَمْدِ وَ الثَّنَاءِ یَا ذَا الْفَخْرِ وَ الْبَهَاءِ یَا ذَا الْمَجْدِ وَ السَّنَاءِ یَا ذَا الْعَهْدِ وَ الْوَفَاءِ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضَاءِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْعَطَاءِ یَا ذَا الْفَصْلِ وَ الْقَضَاءِ یَا ذَا الْعِزِّ وَ الْبَقَاءِ یَا ذَا الْجُودِ وَ السَّخَاءِ یَا ذَا الْآلاءِ وَ النَّعْمَاءِ
(8) اى صاحب سپاس و ستایش،اى صاحب فخر و زیبایى،اى صاحب بزرگوارى و والایى،اى صاحب پیمان و وفا، اى صاحب گذشت و رضا،اى صاحب بخشش و عطاء،اى صاحب دادرسى و داورى،اى صاحب عزّت‌ و بقا،اى صاحب کرم و بخشش،اى صاحب عطاها و نعمتها
(9) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مَانِعُ یَا دَافِعُ یَا رَافِعُ یَا صَانِعُ یَا نَافِعُ یَا سَامِعُ یَا جَامِعُ یَا شَافِعُ یَا وَاسِعُ یَا مُوسِعُ
(9)خدایا از تو خواستارم به نامت‌ اى بازدارنده،اى دور کننده،اى بردارنده،اى سازنده،اى سودبخش،اى شنوا،اى گرد آوردنده،اى یاریگر،اى مهرگستر،اى‌ وسعت‌بخش
(10) یَا صَانِعَ کُلِّ مَصْنُوعٍ یَا خَالِقَ کُلِّ مَخْلُوقٍ یَا رَازِقَ کُلِّ مَرْزُوقٍ یَا مَالِکَ کُلِّ مَمْلُوکٍ یَا کَاشِفَ کُلِّ مَکْرُوبٍ یَا فَارِجَ کُلِّ مَهْمُومٍ یَا رَاحِمَ کُلِّ مَرْحُومٍ یَا نَاصِرَ کُلِّ مَخْذُولٍ یَا سَاتِرَ کُلِّ مَعْیُوبٍ یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
(10)اى سازنده هر ساخته،اى آفریننده هر آفریده،اى روزى‌بخش هر روزى‌خوار، اى داراى هر دارایى،اى غمگسار هر غمزده،اى فرج‌بخش هر اندوهگین،اى مهرورز بر هر مهرجو اى یاور هر بى‌یاور،اى پرده‌پوش هر کاستى،اى پناه هر رانده.
(11) یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی
(11)اى توشه‌ام در سختى،اى امیدم در ناگوارى،اى همدم در وحشت،اى همرهم در غربت‌ اى سرپرستم در نعمت،اى فریادرسم در گرفتارى،اى رهنمایم در سرگردانى،اى توانگرى‌ام در تنگدستى‌ اى پناهم در دماندگى،اى مددرسانم در پریشانى
(12) یَا عَلامَ الْغُیُوبِ یَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ یَا طَبِیبَ الْقُلُوبِ یَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ یَا أَنِیسَ الْقُلُوبِ یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ یَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ
(12)اى داناى نهانها،اى آمرزنده‌ گناهان،اى پرده‌پوش عیبها،اى غمگسار غمها،اى دگرگون‌ساز دلها،اى پزشک‌ قلبها،اى روشنى‌بخش دلها،اى همدم جانها،اى گره گشاى اندوهها،اى گشایشگر دلتنگیها
(13) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا جَلِیلُ یَا جَمِیلُ یَا وَکِیلُ یَا کَفِیلُ یَا دَلِیلُ یَا قَبِیلُ یَا مُدِیلُ یَا مُنِیلُ یَا مُقِیلُ یَا مُحِیلُ
(13)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى والا،اى زیبا،اى کارگشا،اى سرپرست،اى راهنما،اى‌ پذیرا،اى گرداننده،اى عطابخش،اى درگذرنده،اى حال گردان
(14) یَا دَلِیلَ الْمُتَحَیِّرِینَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ یَا صَرِیخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ یَا جَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ یَا عَوْنَ الْمُؤْمِنِینَ یَا رَاحِمَ الْمَسَاکِینِ یَا مَلْجَأَ الْعَاصِینَ یَا غَافِرَ الْمُذْنِبِینَ یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ
(14)اى رهنماى رهجویان،اى مددرس‌ مددجویان،اى فریادرس فریادکنان،اى پناه پناهندگان،اى ایمنى‌بخش هراسندگان،اى یاور مؤمنان،اى مهرورز بر خاک نشستگان،اى پناه عصیانگران،اى آمرزنده گنهگاران،اى اجابت‌کننده دعاى‌ بیچارگان.
(15) یَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ یَا ذَا الْفَضْلِ وَ الامْتِنَانِ یَا ذَا الْأَمْنِ وَ الْأَمَانِ یَا ذَا الْقُدْسِ وَ السُّبْحَانِ یَا ذَا الْحِکْمَةِ وَ الْبَیَانِ یَا ذَا الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ یَا ذَا الْحُجَّةِ وَ الْبُرْهَانِ یَا ذَا الْعَظَمَةِ وَ السُّلْطَانِ یَا ذَا الرَّأْفَةِ وَ الْمُسْتَعَانِ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الْغُفْرَانِ
(15)اى صاحب جود و نیکى،اى صاحب بخش و عطا،اى صاحب امن و امان،اى صاحب قدس و پاکى،اى صاحب حکمت و بیان،اى صاحب رحمت و رضوان اى صاحب حجّت و برهان،اى صاحب عظمت و سلطان،اى صاحب مهر و اى پشتیبان،اى صاحب‌ گذشت و غفران
(16)یَا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ إِلَهُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ صَانِعُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ عَالِمٌ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَادِرٌ عَلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ هُوَ یَبْقَى وَ یَفْنَى کُلُّ شَیْ‌ءٍ
(16)اى آن‌که پروردگار همه اوست،اى آن‌که معبود همه،اوست،اى آن‌که آفریننده همه،اوست‌ اى آن‌که سازنده همه،اوست،اى آن‌که پیش از همه بود،اى آن‌که بعد از همه هست،اى آن‌که از هر چیز برتر است،اى آن‌که به همه‌چیز داناست،اى آن‌که بر هر چیز توانا است،اى آن‌که او همیشگى است و همه‌چیز رفتنى است.
(17) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُؤْمِنُ یَا مُهَیْمِنُ یَا مُکَوِّنُ یَا مُلَقِّنُ یَا مُبَیِّنُ یَا مُهَوِّنُ یَا مُمَکِّنُ یَا مُزَیِّنُ یَا مُعْلِنُ یَا مُقَسِّمُ
(17)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى ایمنى‌بخش،اى چیره بر همه،اى هستى‌آفرین،اى دلبر،اى‌ خردربا،اى سادگى‌بخش،اى توان‌ده،اى زینت‌بخش،اى نمایانگر،اى پخش‌کن.
(18)یَا مَنْ هُوَ فِی مُلْکِهِ مُقِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی سُلْطَانِهِ قَدِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی جَلالِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَى عِبَادِهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی صُنْعِهِ حَکِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ قَدِیمٌ
(18)اى آن‌که در فرمانروایى‌اش پابرجاست‌ اى آن‌که در پادشاهى‌اش دیرینه است،اى آن‌که در شکوهش بزرگ است،اى آن‌که بر بندگانش مهربان است،اى‌ اى آن‌که به هرچیز داناست،اى آن‌که بر نافرمانان بردبار است،اى آن‌که بر امیدواران اکرام ورزد،اى آن‌که در آفرینش حکمت نماید،اى آن‌که در حکمتش مهر ورزد،اى آن‌که در مهرش دیرینه است.
(19) یَا مَنْ لا یُرْجَى إِلا فَضْلُهُ یَا مَنْ لا یُسْأَلُ إِلا عَفْوُهُ یَا مَنْ لا یُنْظَرُ إِلا بِرُّهُ یَا مَنْ لا یُخَافُ إِلا عَدْلُهُ یَا مَنْ لا یَدُومُ إِلا مُلْکُهُ یَا مَنْ لا سُلْطَانَ إِلا سُلْطَانُهُ یَا مَنْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَتُهُ یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ یَا مَنْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عِلْمُهُ یَا مَنْ لَیْسَ أَحَدٌ مِثْلَهُ
(19)اى آن‌که جز به فضلش امید نیست،اى آن‌که جز عفوش خواهش نشود،اى آن‌که جز به نیکى‌اش چشم ندوزند،اى آن‌که جز از دادش‌ نهراسند،اى آن‌که پایدار نماند جز فرمانروایى‌اش،اى آن‌که جز سلطنتش سلطنتى نیست،اى آن‌که رحمتش همه‌ را فرا گرفته،اى آن‌که رحمتش بر خشمش پیشى گرفته،اى آن‌که دانشش همه را فرو گرفته،اى آن‌ که هیچکس همانندش نیست.
(20) یَا فَارِجَ الْهَمِّ یَا کَاشِفَ الْغَمِّ یَا غَافِرَ الذَّنْبِ یَا قَابِلَ التَّوْبِ یَاخَالِقَ الْخَلْقِ یَا صَادِقَ الْوَعْدِ یَا مُوفِیَ الْعَهْدِ یَا عَالِمَ السِّرِّ یَا فَالِقَ الْحَبِّ یَا رَازِقَ الْأَنَامِ
(20)اى گشاینده اندوه،اى برطرف کننده غم،اى آمرزنده گناه،اى پذیرنده توبه،اى آفریننده آفریدگان،اى راست وعده،اى وفادار به پیمان،اى داناى راز نهان،اى شکافنده دانه،اى روزى‌ دهنده بندگان.
(21)اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَلِیُّ یَا وَفِیُّ یَا غَنِیُّ یَا مَلِیُّ یَا حَفِیُّ یَا رَضِیُّ یَا زَکِیُّ یَا بَدِیُّ یَا قَوِیُّ یَا وَلِیُّ
(21)خدایا!از تو خواستارم به نامت اى والا،اى وفادار،اى توانگر،اى امان‌ده،اى پرمهر،اى‌ خشنود،اى پاک،اى نمایان،اى پرتوان،اى فیض‌بخش.
(22) یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ یَا مَنْ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَةِ یَا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ یَا عَظِیمَ الْعَفْوِ یَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ یَا صَاحِبَ کُلِّ نَجْوَى یَا مُنْتَهَى کُلِّ شَکْوَى
(22)اى آن‌که زیبایى را پدیدار نمودى،اى آن‌که زشتى را پوشاندى‌ اى آن‌که بر گناه سرزنش نکردى،اى آن‌که پرده‌درى ننمودى،اى که گذشتت بزرگ،اى که نیکو درگذرى،اى‌ آمرزگانیت فراگیر،اى دستت به مهر گشوده،اى شنواى هر نجوى،اى سرانجام هر گلایه‌
(23) یَا ذَا النِّعْمَةِ السَّابِغَةِ یَا ذَا الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ یَا ذَا الْمِنَّةِ السَّابِقَةِ یَا ذَا الْحِکْمَةِ الْبَالِغَةِ یَا ذَا الْقُدْرَةِ الْکَامِلَةِ یَا ذَا الْحُجَّةِ الْقَاطِعَةِ یَا ذَا الْکَرَامَةِ الظَّاهِرَةِ یَا ذَا الْعِزَّةِ الدَّائِمَةِ یَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِینَةِ یَا ذَا الْعَظَمَةِ الْمَنِیعَةِ
(23)اى داراى نعمت فراوان،اى داراى رحمت فراگیر،اى داراى بخشش آغازین،اى داراى حکمت‌ رسا،اى داراى نیروى برازنده،اى داراى برهان قطعى،اى داراى کرامت هویدا، اى داراى عزّت پایدار،اى داراى توان استوار،اى داراى عظمت بلندپایه.
(24) یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ یَا جَاعِلَ الظُّلُمَاتِ یَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ یَا سَاتِرَ الْعَوْرَاتِ یَا مُحْیِیَ الْأَمْوَاتِ یَا مُنْزِلَ الْآیَاتِ یَا مُضَعِّفَ الْحَسَنَاتِ یَا مَاحِیَ السَّیِّئَاتِ یَا شَدِیدَ النَّقِمَاتِ
(24)اى پدیدآورنده آسمانها اى برنهنده تاریکیها،اى رحم کننده اشکهاى ریزان،اى درگذرنده از لغزشها،اى پوشنده زشتیها،اى‌ زندگى‌بخش مردگان،اى فرودآور آیات،اى دوچندان کن خوبیها،اى ناپدید کننده بدیها، اى سخت شکنجه.
(25)اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُصَوِّرُ یَا مُقَدِّرُ یَا مُدَبِّرُ یَا مُطَهِّرُ یَا مُنَوِّرُ یَا مُیَسِّرُ یَا مُبَشِّرُ یَا مُنْذِرُ یَا مُقَدِّمُ یَا مُؤَخِّرُ
(25)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى صورتگر،اى سنجیده‌کار،اى گرداننده،اى‌ پاک کننده،اى روشنى‌بخش،اى ساده‌ساز،اى مژده‌ده،اى بیم‌ده،اى پیش‌آور،اى پس‌آور.
(26) یَا رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ یَا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْحِلِّ وَ الْحَرَامِ یَا رَبَّ النُّورِ وَ الظَّلامِ یَا رَبَّ التَّحِیَّةِ وَ السَّلامِ یَا رَبَّ الْقُدْرَةِ فِی الْأَنَامِ
(26)اى پروردگار خانه‌ محترم،اى پرودگار ماه محترم،اى پرودگار شهر محترم،اى پروردگار رکن و مقام،اى پروردگار مشعر الحرام،اى پروردگار مسجد الحرام،اى پروردگار حلال و حرام،اى پروردگار روشنى و تاریکى، اى پروردگار تحیّت و سلام،اى پرورنده نیرو در مردمان.
(27)یَا أَحْکَمَ الْحَاکِمِینَ یَا أَعْدَلَ الْعَادِلِینَ یَا أَصْدَقَ الصَّادِقِینَ یَا أَطْهَرَ الطَّاهِرِینَ یَا أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ یَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ یَا أَشْفَعَ الشَّافِعِینَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ
(27)اى داورترین داوران،اى دادگرترین‌ دادگران،اى راستگوترین راستگویان،اى پاکترین پاکان،اى بهترین آفرینندگان،اى چابکترین‌ حسابگران،اى شنواترین شنوندگان،اى بیناترین بینندگان،اى یاورترین یاوران،اى گرامى‌ترین‌ گرامیان.
(28)یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یَا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ یَا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ یَا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ یَا مُعِینَ مَنْ لا مُعِینَ لَهُ یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ یَا أَمَانَ مَنْ لا أَمَانَ لَهُ
(28)اى تکیه‌گاه آن‌که تکیه‌گاه ندارد،اى پشتیبان آن‌که پشتیبانى ندارد،اى اندوخته آن‌که اندوخته‌اى ندارد اى پناه آن‌که پناهى ندارد،اى فریادرس آن‌که فریادرسى ندارد،اى افتخار آن‌که افتخارى ندارد،اى عزّت آن‌که عزّتى ندارد اى مددرسان آن‌که مددى ندارد،اى همدم آن‌که همدمى ندارد،اى ایمنى‌بخش آن‌که ایمنى ندارد
(29) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَاصِمُ یَا قَائِمُ یَا دَائِمُ یَا رَاحِمُ یَا سَالِمُ یَا حَاکِمُ یَا عَالِمُ یَا قَاسِمُ یَا قَابِضُ یَا بَاسِطُ
(29)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى نگهدار،اى پایدار،اى پاینده،اى مهرورز،اى سلامتى‌بخش،اى داور،اى دانا،اى بخش‌کن،اى‌ بازگیر،اى فراخى‌بخش.
(30) یَا عَاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَهُ یَا رَاحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ یَا غَافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ یَا نَاصِرَ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ یَا حَافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ یَا مُکْرِمَ مَنِ اسْتَکْرَمَهُ یَا مُرْشِدَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ یَا صَرِیخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ یَا مُعِینَ مَنِ اسْتَعَانَهُ یَا مُغِیثَ مَنِ اسْتَغَاثَهُ
(30)اى نگهدار آن‌که از او نگهدارى جوید،اى مهربان بر آن‌که از او مهر جوید،اى آمرزنده آن‌که از او آمرزش خواهد اى یاور آن‌که از او یارى طلبد،اى حافظ آن‌که از او حفاظت خواهد،اى اکرام کننده آن‌که از او اکرام خواهد،اى راهنماى آن‌که از او راهنمایى جوید،اى دادرس آن‌که از او دادرسى خواهد،اى مددیار آن‌که از او مدد جوید،اى فریادرس آن‌که از او فریادرسى خواهد
(31)یَا عَزِیزا لا یُضَامُ یَا لَطِیفا لا یُرَامُ یَا قَیُّوما لا یَنَامُ یَا دَائِما لا یَفُوتُ یَا حَیّا لا یَمُوتُ یَا مَلِکا لا یَزُولُ یَا بَاقِیا لا یَفْنَى یَا عَالِما لا یَجْهَلُ یَا صَمَدا لا یُطْعَمُ یَا قَوِیّا لا یَضْعُفُ
(31) اى عزیزى که خوار نگردد،اى لطیفى که دست‌اندازى نشود،اى پایدارى که خوا او را درنیابد،اى پاینده‌اى که فنا نپذیرد،اى زنده‌اى که نمى‌میرد، اى پادشاهى که از بین نمى‌رود،اى همیشگى که فانى نمى‌شود،اى دانایى که نادانى ندارد،اى بى‌نیازى که خوراک نخواهد،اى توانایى که ناتوان نمى‌گردد
(32) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا أَحَدُ یَا وَاحِدُ یَا شَاهِدُ یَا مَاجِدُ یَا حَامِدُ یَا رَاشِدُ یَا بَاعِثُ یَا وَارِثُ یَا ضَارُّ یَا نَافِعُ
خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى یکتا،اى یگانه،اى گواه،اى بزرگوار،اى ستایش‌پذیر،اى راهنما اى برانگیزنده،اى میراث‌برنده،اى زیان‌رسان،اى سودبخش
(33) یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ یَا أَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَرِیمٍ یَا أَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحِیمٍ یَا أَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلِیمٍ یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیمٍ یَا أَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدِیمٍ یَا أَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبِیرٍ یَا أَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطِیفٍ یَا أَجَلَّ مِنْ کُلِّ جَلِیلٍ یَا أَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزِیزٍ
(33)اى بزرگ‌تر از هر بزرگ،اى کریم‌تر از هر کریم، اى مهربان‌تر از هر مهربان،اى داناتر از هر دانا،اى فرزانه‌تر از هر فرزانه،اى دیرینه از هر دیرینه، اى بزرگ‌تر از هر بزرگ،اى لطیف‌تر از هر لطیف،اى باشکوه‌تر از هر باشکوه،اى عزیزتر از هر عزیز.
(34) یَا کَرِیمَ الصَّفْحِ یَا عَظِیمَ الْمَنِّ یَا کَثِیرَ الْخَیْرِ یَا قَدِیمَ الْفَضْلِ یَا دَائِمَ اللُّطْفِ یَا لَطِیفَ الصُّنْعِ یَا مُنَفِّسَ الْکَرْبِ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ یَا مَالِکَ الْمُلْکِ یَا قَاضِیَ الْحَقِّ
(34)اى گذشت کریمانه،اى نعمتت بزرگ،اى خیرت بسیار،اى فضلت دیرینه،اى لطفت همیشگى، اى ضنعت چشم‌نواز،اى گره‌گشاى گرفتارى،اى بردارنده زیان،اى پادشاه هستى،اى داور بر حق،
(35)یَا مَنْ هُوَ فِی عَهْدِهِ وَفِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی وَفَائِهِ قَوِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی عُلُوِّهِ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ فِی قُرْبِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ شَرِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی شَرَفِهِ عَزِیزٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عِزِّهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ مَجِیدٌ یَا مَنْ هُوَ فِی مَجْدِهِ حَمِیدٌ
(35)اى آن‌که در پیمانش وفادار است،اى آن‌که در وفادارى‌اش پایدار است،اى آن‌که در پایدارى‌اش والاست،اى آن‌ که در والایى‌اش نزدیک است،اى آن‌که در نزدیکى‌اش با نرمى است،اى آن‌که در نرمى‌اش شریف است،اى آن‌که در شرفش با عزّت است،اى آن‌که در عزّتش بزرگ است،اى آن‌که در بزرگى‌اش شکوهمند است،اى آن‌که در شکوهش‌ ستوده است.
(36) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا کَافِی یَا شَافِی یَا وَافِی یَا مُعَافِی یَا هَادِی یَا دَاعِی یَا قَاضِی یَا رَاضِی یَا عَالِی یَا بَاقِی
(36)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى بسنده،اى درمان‌بخش،اى وفادار،اى تندرستى‌ده‌ اى راهنما،اى به نیکى خوان،اى داور،اى خشنود،اى بلندمرتبه،اى ماندگار.
(37) یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ خَاضِعٌ لَهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ خَاشِعٌ لَهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ کَائِنٌ لَهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ مَوْجُودٌ بِهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ مُنِیبٌ إِلَیْهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ خَائِفٌ مِنْهُ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ قَائِمٌ بِهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ صَائِرٌ إِلَیْهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ کُلُّ شَیْ‌ءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ
(37)اى آن‌که هرچیز برایش فروتن‌ است،اى آن‌که هر چیز از او هراسان است،اى آن‌که هستى هرچیز از او است،اى آن‌که هرچیز به او پدیدار است،اى آن‌ که هرچیز به سوى او بازگشت کند،اى آن‌که هرچیز از او ترسان است،اى آن‌که هرچیز به او بر پاست،اى آن‌که هر چیز به سوى او دگرگون مى‌شود،اى آن‌که هر چیز به ستایش او تسبیه‌گو است،اى آن‌که هرچیز جز جلوه‌اش نابود است
(38) یَا مَنْ لامَفَرَّ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا مَفْزَعَ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا مَقْصَدَ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا مَنْجَى مِنْهُ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا یُرْغَبُ إِلا إِلَیْهِ یَا مَنْ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِهِ یَا مَنْ لا یُسْتَعَانُ إِلا بِهِ یَا مَنْ لا یُتَوَکَّلُ إِلا عَلَیْهِ یَا مَنْ لا یُرْجَى إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُعْبَدُ إِلا هُوَ
(38) اى آن‌که گریزگاهى نیست جز به بارگاهش،اى آن‌که پناهى جز به درگاهش نیست،اى آن‌که مقصدى جز به سوى او نیست،اى آن‌که از خشمش‌ رهاى نیست جز به مهرش،اى آن‌که جز به سوى او میلى نیست،اى آن‌که جنبش و نیرویى نیست جز به او،اى آن‌که جز از او مدد نجویند،اى آن‌که جز بر او توکلّ نشود،اى آن‌که جز به او امیدى نیست،اى آن‌که جز او پرستیده نشود.
(39) یَا خَیْرَ الْمَرْهُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَرْغُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَطْلُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَسْئُولِینَ یَا خَیْرَ الْمَقْصُودِینَ یَا خَیْرَ الْمَذْکُورِینَ یَا خَیْرَ الْمَشْکُورِینَ یَا خَیْرَ الْمَحْبُوبِینَ یَا خَیْرَ الْمَدْعُوِّینَ یَا خَیْرَ الْمُسْتَأْنِسِینَ
(39) اى بهترین هراس‌انگیزان،اى بهترین شوق‌آفرینان،اى بهترین جویاشدگان،اى بهترین پاسخ دهان،اى بهترین قصه‌شدگان‌ اى بهترین یادشدگان،اى بهترین ستودگان،اى بهترین دلبران،اى بهترین خواندگان،اى بهترین‌ همدمان.
(40) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا غَافِرُ یَا سَاتِرُ یَا قَادِرُ یَا قَاهِرُ یَا فَاطِرُ یَا کَاسِرُ یَا جَابِرُ یَا ذَاکِرُ یَا نَاظِرُ یَا نَاصِرُ
(40)خدایا!از تو خواستارم به نامت اى آمرزگار،اى پرده‌پوش،اى توانا،اى چیره،اى آفریننده‌ اى شکننده،اى شکسته‌بند،اى یادآور،اى بینا،اى یاور.
(41) یَا مَنْ خَلَقَ فَسَوَّى یَا مَنْ قَدَّرَ فَهَدَى یَا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوَى یَا مَنْ یَسْمَعُ النَّجْوَى یَا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقَى یَا مَنْ یُنْجِی الْهَلْکَى یَا مَنْ یَشْفِی الْمَرْضَى یَا مَنْ أَضْحَکَ وَ أَبْکَى یَا مَنْ أَمَاتَ وَ أَحْیَا یَا مَنْ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثَى
(41)اى آن‌که آفرید پس متناسب نمود،اى آن‌که اندازه نهاد پس رهنمون شد اى آن‌که بلا را برگیرد،اى آن‌که زمزمه نهان را بشنود،اى آن‌که غرق‌شدگان را برهاند،اى آن‌که از نابودى رهایى بخشد،اى آن‌که بیماران را شفا دهد. اى آن‌که خنداند و گریاند،اى آن‌که میراند و زنده کند،اى آن‌که دوگونه مرد و زن آفرید.
(42) یَا مَنْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ سَبِیلُهُ یَا مَنْ فِی الْآفَاقِ آیَاتُهُ یَا مَنْ فِی الْآیَاتِ بُرْهَانُهُ یَا مَنْ فِی الْمَمَاتِ قُدْرَتُهُ یَا مَنْ فِی الْقُبُورِ عِبْرَتُهُ یَا مَنْ فِی الْقِیَامَةِ مُلْکُهُ یَا مَنْ فِی الْحِسَابِ هَیْبَتُهُ یَا مَنْ فِی الْمِیزَانِ قَضَاؤُهُ یَا مَنْ فِی الْجَنَّةِ ثَوَابُهُ یَا مَنْ فِی النَّارِ عِقَابُهُ
(42) اى آن‌که در خشکى و دریا راه اوست،اى آن‌که در کرانه‌هاى هستى نشانه‌هاى اوست،اى آن‌که در نشانه‌هایش برهان روشن اوست،اى آن‌که‌ در مرگ آفریدگان قدرت‌نمایى اوست،اى آن‌که در قبرها پندآموزى اوست،اى آن‌که در رستاخیز فرمانروایى بى‌حدّ اوست،اى آن‌که در حسابرسى‌ اعمال شکوه اوست،اى آن‌که در سنجش کردارها داورى اوست،اى آن‌که د ربهشت پاداش اوست،اى آن‌که در دوزخ کیفر اوست
(43) یَا مَنْ إِلَیْهِ یَهْرُبُ الْخَائِفُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَقْصِدُ الْمُنِیبُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَرْغَبُ الزَّاهِدُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَلْجَأُ الْمُتَحَیِّرُونَ یَا مَنْ بِهِ یَسْتَأْنِسُ الْمُرِیدُونَ یَا مَنْ بِهِ یَفْتَخِرُ الْمُحِبُّونَ یَا مَنْ فِی عَفْوِهِ یَطْمَعُ الْخَاطِئُونَ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ یَا مَنْ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ
(43)اى آن‌که هراسندگان به درگاه او گریزند،اى آن‌که گنهکاران به سوى او پناه برند،اى آن‌که پشیمانان آهنگ‌ او کنند،اى آن‌که پارسایان به او میل نمایند،اى آن‌که سرگشتگان به او پناه برند،اى آن‌که ارادتمندان به‌ او انس گیرند،اى آن‌که شیفتگان به او افتخار کنند،اى آن‌که خطاکاران در عفوش طمع ورزند،اى آن‌که یقین‌یافتگان‌ به سوى او آرام گیرند،اى آن‌که توکّل‌کنندگان بر او توکّل کنند.
(44) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَبِیبُ یَا طَبِیبُ یَا قَرِیبُ یَا رَقِیبُ یَا حَسِیبُ یَا مَهِیبُ [مُهِیبُ‌] یَا مُثِیبُ یَا مُجِیبُ یَا خَبِیرُ یَا بَصِیرُ
(44)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى دوست‌داشتنى،اى‌ شفابخش،اى نزدیک،اى دیده‌بان،اى حسابرس،اى هراس‌انگیز،اى پاداش‌ده،اى اجابت کننده،اى آگاه‌ اى بینا.
(45) یَا أَقْرَبَ مِنْ کُلِّ قَرِیبٍ یَا أَحَبَّ مِنْ کُلِّ حَبِیبٍ یَا أَبْصَرَ مِنْ کُلِّ بَصِیرٍ یَا أَخْبَرَ مِنْ کُلِّ خَبِیرٍ یَا أَشْرَفَ مِنْ کُلِّ شَرِیفٍ یَا أَرْفَعَ مِنْ کُلِّ رَفِیعٍ یَا أَقْوَى مِنْ کُلِّ قَوِیٍّ یَا أَغْنَى مِنْ کُلِّ غَنِیٍّ یَا أَجْوَدَ مِنْ کُلِّ جَوَادٍ یَا أَرْأَفَ مِنْ کُلِّ رَءُوفٍ
(45)اى نزدیک‌تر از هر نزدیک،اى محبوب‌تر از هر محبوب،اى بیناتر از هر بینا،اى آگاه‌تر از هر آگاه،اى شریف‌تر از هر شریف،اى برتر از هر بلند،اى تواناتر از هر توانا،اى توانگرتر از هر توانگر،اى بخشنده‌تر از هر بخشنده،اى مهربان‌تر از هر مهربان‌
(46) یَا غَالِبا غَیْرَ مَغْلُوبٍ یَا صَانِعا غَیْرَ مَصْنُوعٍ یَا خَالِقا غَیْرَ مَخْلُوقٍ یَا مَالِکا غَیْرَ مَمْلُوکٍ یَا قَاهِرا غَیْرَ مَقْهُورٍ یَا رَافِعا غَیْرَ مَرْفُوعٍ یَا حَافِظا غَیْرَ مَحْفُوظٍ یَا نَاصِرا غَیْرَ مَنْصُورٍ یَا شَاهِدا غَیْرَ غَائِبٍ یَا قَرِیبا غَیْرَ بَعِیدٍ
(46)اى چیره شکست‌ناپذیر،اى سازنده ناساخته،اى آفریننه ناآفریده،اى مالک ما مملوک،اى چیره چیره‌گى‌ناپذیر،اى بلندى‌بخش بلندى‌ناپذیر،اى نگهدار بى‌نگهدار،اى یارى کننده‌ یارى نشده،اى گواه همیشه حاضر،اى نزدیک دورى‌ناپذیر
(47) یَا نُورَ النُّورِ یَا مُنَوِّرَ النُّورِ یَا خَالِقَ النُّورِ یَا مُدَبِّرَ النُّورِ یَا مُقَدِّرَ النُّورِ یَا نُورَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا قَبْلَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا بَعْدَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا فَوْقَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ
(47)اى روشنى نور،اى روشنى‌بخش نور اى آفریننده نور،اى گرداننده نور،اى به اندازه‌ساز نور،اى روشنى هر نور،اى روشنایى پیش از هر نور،اى‌ روشنایى پس از هر نور،اى روشنایى بر فراز هر نور،اى نورى که همانندش نورى نیست
(48)یَا مَنْ عَطَاؤُهُ شَرِیفٌ یَا مَنْ فِعْلُهُ لَطِیفٌ یَا مَنْ لُطْفُهُ مُقِیمٌ یَا مَنْ إِحْسَانُهُ قَدِیمٌ یَا مَنْ قَوْلُهُ حَقٌّ یَا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ یَا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ یَا مَنْ عَذَابُهُ عَدْلٌ یَا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ
(48)اى آن‌که عطایش چشمگیر است،اى آن‌که کارش چشم‌نواز است،اى آن‌که نوازشش پایدار است،اى آن‌که نیکى‌اش دیرینه است،اى آن‌که سخنش حق است‌ اى آن‌که وعده‌اش راست است،اى آن‌که گذشتش فراتر از شایستگى است،اى آن‌که کیفرش داد است،اى آن‌که یادش شیرین است،اى آن‌ که عطایش همگانى است.
(49)اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُسَهِّلُ یَا مُفَصِّلُ یَا مُبَدِّلُ یَا مُذَلِّلُ یَا مُنَزِّلُ یَا مُنَوِّلُ یَا مُفْضِلُ یَا مُجْزِلُ یَا مُمْهِلُ یَا مُجْمِلُ
(49)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى آسان‌ساز،اى جدایى‌بخش،اى دگرگون‌ساز،اى‌ هموار کن،اى فرودآور،اى عطابخش،اى فزون‌ده،اى بسیاربخش،اى امان‌ده،اى زیبایى‌آفرین
(50) یَا مَنْ یَرَى وَ لا یُرَى یَا مَنْ یَخْلُقُ وَ لا یُخْلَقُ یَا مَنْ یَهْدِی وَ لا یُهْدَى یَا مَنْ یُحْیِی وَ لا یُحْیَى یَا مَنْ یَسْأَلُ وَ لا یُسْأَلُ یَا مَنْ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ یَا مَنْ یُجِیرُ وَ لا یُجَارُ عَلَیْهِ یَا مَنْ یَقْضِی وَ لا یُقْضَى عَلَیْهِ یَا مَنْ یَحْکُمُ وَ لا یُحْکَمُ عَلَیْهِ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ
(50)اى آن‌که بینده‌ و دیده نشود،اى آن‌که بیافرینده و آفریده نشود،اى آن‌که راهنمایى کند و راهنمایى نشود،اى آن‌که زنده کند و زنده‌اش نکنند،اى‌ آن‌که پرسد و پرسیده نشود،اى آن‌که خوراند و خوراک نخواهد،اى آن‌که پناهد دهد و پناه نجوید،اى آن‌که داورى‌ کند و بر او داورى نشود،اى آن‌که فرمان دهد و فرمانش ندهند،اى آن‌که نزاده،و زاده نشده،و براى او همتایى نبوده‌ است.
(51) یَا نِعْمَ الْحَسِیبُ یَا نِعْمَ الطَّبِیبُ یَا نِعْمَ الرَّقِیبُ یَا نِعْمَ الْقَرِیبُ یَا نِعْمَ الْمُجِیبُ یَا نِعْمَ الْحَبِیبُ یَا نِعْمَ الْکَفِیلُ یَا نِعْمَ الْوَکِیلُ یَا نِعْمَ الْمَوْلَى یَا نِعْمَ النَّصِیرُ
(51)اى که چه خوش حسابگرى،اى که چه خوش طبیبى،اى که چه خوش همراهى،اى که چه خوش نزدیکى،اى که چه خوش پاسخ‌دهى، اى که چه خوش دلبرى،اى که چه خوش سرپناهى،اى که چه خوش کارگشایى،اى که چه خوش مولایى،اى که چه خوش یاورى
(52)یَا سُرُورَ الْعَارِفِینَ یَا مُنَى الْمُحِبِّینَ یَا أَنِیسَ الْمُرِیدِینَ یَا حَبِیبَ التَّوَّابِینَ یَا رَازِقَ الْمُقِلِّینَ یَا رَجَاءَ الْمُذْنِبِینَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الْعَابِدِینَ یَا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبِینَ یَا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومِینَ یَا إِلَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ
(52)اى شادى‌ عارفان،اى آرزوى شیفتگان،اى همدم مریدان،اى محبوب توبه‌کاران،اى روزى‌دهنده بى‌چیزان،اى‌ امید گنهکاران،اى نور چشم عبادت‌کنندگان،اى گشاینده اندوه دلگیران،اى غمگسار غمزدگان، اى معبود گذشتگان و آیندگان.
(53) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا رَبَّنَا یَا إِلَهَنَا یَا سَیِّدَنَا یَا مَوْلانَا یَا نَاصِرَنَا یَا حَافِظَنَا یَا دَلِیلَنَا یَا مُعِینَنَا یَا حَبِیبَنَا یَا طَبِیبَنَا
(53)خدایا!من از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى پروردگار ما،اى معبود ما،اى سرور ما اى مولاى ما،اى یاور ما،اى نگهدار ما،اى راهنماى ما،اى مددرسان ما،اى محبوب ما،اى طبیب ما،
(54) یَا رَبَّ النَّبِیِّینَ وَ الْأَبْرَارِ یَا رَبَّ الصِّدِّیقِینَ وَ الْأَخْیَارِ یَا رَبَّ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ یَا رَبَّ الصِّغَارِ وَ الْکِبَارِ یَا رَبَّ الْحُبُوبِ وَ الثِّمَارِ یَا رَبَّ الْأَنْهَارِ وَ الْأَشْجَارِ یَا رَبَّ الصَّحَارِی وَ الْقِفَارِ یَا رَبَّ الْبَرَارِی وَ الْبِحَارِ یَا رَبَّ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا رَبَّ الْأَعْلانِ وَ الْأَسْرَارِ
(54)اى پروردگار پیامبران و نیکان،اى پروردگار صدّیقان و خوبان،اى پروردگار بهشت و دوزخ،اى پروردگار خردسالان‌ و بزرگسالان،اى پروردگار دانه‌ها و میوه‌ها،اى پروردگار نهرها و درختان،اى پروردگار دشتها و بیشه‌ها،اى پروردگار خشیکیها و دریاها،اى پروردگار شب و روز،اى پروردگار آشکارها و نهانها
(55) یَا مَنْ نَفَذَ فِی کُلِّ شَیْ‌ءٍ أَمْرُهُ یَا مَنْ لَحِقَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عِلْمُهُ یَا مَنْ بَلَغَتْ إِلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ قُدْرَتُهُ یَا مَنْ لا تُحْصِی الْعِبَادُ نِعَمَهُ یَا مَنْ لا تَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُکْرَهُ یَا مَنْ لا تُدْرِکُ الْأَفْهَامُ جَلالَهُ یَا مَنْ لا تَنَالُ الْأَوْهَامُ کُنْهَهُ یَا مَنِ الْعَظَمَةُ وَ الْکِبْرِیَاءُ رِدَاؤُهُ یَا مَنْ لا تَرُدُّ الْعِبَادُ قَضَاءَهُ یَا مَنْ لا مُلْکَ إِلا مُلْکُهُ یَا مَنْ لا عَطَاءَ إِلا عَطَاؤُهُ
(55)اى آن‌که فرمانش در هرچیز نفوذ یافته،اى آن‌که دانشش به هر چیز رسیده،اى آن‌که قدرتش هر چیز را دربر گرفته،اى آن‌که بندگان از شمردن نعمتهایش ناتوانند،اى آن‌که آفریدگان به سپاسش نرسند،اى آن‌که فهمها بزرگى‌اش را درنیابند،اى آن‌که پندارها به ژرفاى هستى‌اش نرسند،اى آن‌که بزرگى و بزرگ‌منشى‌پوشش اوست،اى‌ که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند،اى آن‌که فرمانروایى جز فرمانروایى او نیست،اى آن‌که عطایى جز عطاى او نیست
(56) یَا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى یَا مَنْ لَهُ الصِّفَاتُ الْعُلْیَا یَا مَنْ لَهُ الْآخِرَةُ وَ الْأُولَى یَا مَنْ لَهُ الْجَنَّةُ الْمَأْوَى یَا مَنْ لَهُ الْآیَاتُ الْکُبْرَى یَا مَنْ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى یَا مَنْ لَهُ الْحُکْمُ وَ الْقَضَاءُ یَا مَنْ لَهُ الْهَوَاءُ وَ الْفَضَاءُ یَا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ وَ الثَّرَى یَا مَنْ لَهُ السَّمَاوَاتُ الْعُلَى
(56) اى آن‌که نمونه اعلى از آن اوست،اى آن‌که صفات برتر براى اوست،اى آن‌که سرانجام و سرآغاز از آن اوست،اى آن‌ که بهشت آسایش از آن اوست،اى آن‌که نشانه‌هاى بزرگ‌تر از آن اوست،اى آن‌که نامهاى نیکوتر از آن اوست،اى آن‌ که فرمان و داورى از آن اوست،اى آن هوا و فضا از آن اوست،اى آن‌که عرش و فرش از آن اوست،اى آن‌که‌ آسمانهاى برافراشته از آن اوست.
(57) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَفُوُّ یَا غَفُورُ یَا صَبُورُ یَا شَکُورُ یَا رَءُوفُ یَا عَطُوفُ یَا مَسْئُولُ یَا وَدُودُ یَا سُبُّوحُ یَا قُدُّوسُ
(57)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى درگذرنده،اى آمرزنده،اى شکیبا،اى‌ ستایش‌پذیر،اى مهربان،اى مهرورز،اى خواسته،اى دوست،اى پاک،اى منزّه.
(58) یَا مَنْ فِی السَّمَاءِ عَظَمَتُهُ یَا مَنْ فِی الْأَرْضِ آیَاتُهُ یَا مَنْ فِی کُلِّ شَیْ‌ءٍ دَلائِلُهُ یَا مَنْ فِی الْبِحَارِ عَجَائِبُهُ یَا مَنْ فِی الْجِبَالِ خَزَائِنُهُ یَا مَنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ یَا مَنْ إِلَیْهِ یَرْجِعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ یَا مَنْ أَظْهَرَ فِی کُلِّ شَیْ‌ءٍ لُطْفَهُ یَا مَنْ أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ یَا مَنْ تَصَرَّفَ فِی الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ
(58) اى آن‌که بزرگى‌اش در آسمان است،اى آن‌که نشانه‌هایش در زمین است،اى آن‌که دلایلش در هرچیز است،اى آن‌که شگفتیهایش در دریاست،اى آن‌که گنیجنه‌هایش در کوههاست،اى آن‌که آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند،اى آن‌که مه امور به‌ به سوى او بازگردد،اى آن‌که لطفش را در هر چیز نمایان ساخته،اى آن‌که آفرینش هر چیز را نیکو پرداخته،اى آن‌که توانش‌ در آفریدگان کارگر افتاده است.
(59) یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُ یَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُ یَا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُ یَا شَفِیقَ مَنْ لا شَفِیقَ لَهُ یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ یَا مُغِیثَ مَنْ لا مُغِیثَ لَهُ یَا دَلِیلَ مَنْ لا دَلِیلَ لَهُ یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ یَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ یَا صَاحِبَ مَنْ لا صَاحِبَ لَهُ
(59)اى دوست آن‌که دوستى ندارد،اى پزشک آن‌که پزشکى ندارد،اى‌ پاسخگوى آن‌که پاسخگویى ندارد،اى یار مهربان آن‌که مهربانى ندارد،اى همراه بى‌همرهان،اى فریادرس آن‌که‌ فریادرسى ندارد،اى رهنماى آن‌که رهنمایى ندارد،اى همدم آن‌که همدمى ندارد،اى رحم‌کننده آن‌که رحم‌کننده‌اى ندارد اى همنشینى آن‌که همنشینى ندارد
(60) یَا کَافِیَ مَنِ اسْتَکْفَاهُ یَا هَادِیَ مَنِ اسْتَهْدَاهُ یَا کَالِیَ مَنِ اسْتَکْلاهُ یَا رَاعِیَ مَنِ اسْتَرْعَاهُ یَا شَافِیَ مَنِ اسْتَشْفَاهُ یَا قَاضِیَ مَنِ اسْتَقْضَاهُ یَا مُغْنِیَ مَنِ اسْتَغْنَاهُ یَا مُوفِیَ مَنِ اسْتَوْفَاهُ یَا مُقَوِّیَ مَنِ اسْتَقْوَاهُ یَا وَلِیَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ
(60)اى کفایت کننده هرکه از او کفایت خواهد،اى راهنماى هرکه از او راهنمایى جوید، اى نگاهبان هرکه از او نگاهبانى خواهد،اى رعایت کننده هرکه از او رعایت خواهد،اى شفادهنده هرکه از او شفا طلبد،اى داور هرکه از او داورى خواهد،اى بى‌نیاز کننده هرکه از او بى‌نیازى جوید،اى وفادار به هر که از او وفا جوید،اى نیروبخش هرکه از او نیرو خواهد،اى سرپرست‌ هرکه از او سرپرستى خواهد.
(61) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا خَالِقُ یَا رَازِقُ یَا نَاطِقُ یَا صَادِقُ یَا فَالِقُ یَا فَارِقُ یَا فَاتِقُ یَا رَاتِقُ یَا سَابِقُ [فَائِقُ‌] یَا سَامِقُ
(61)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى آفریننده،اى روزى‌دهنده،اى گویا،اى راستگو اى شکافنده،اى جدا کننده،اى گشاینده،اى پیونددهنده،اى پیشى گیرنده،اى بلند جایگاه.
(62) یَا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ یَا مَنْ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ الْأَنْوَارَ یَا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَ الْحَرُورَ یَا مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ یَا مَنْ قَدَّرَ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ یَا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ یَا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ یَا مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ
(62)اى آن‌که شب و روز را دگرگون سازد،اى آن‌که تاریکیها و روشنایى‌ها را قرار داد،اى آن‌که سایه خنک و گرما را آفرید،اى آن‌که خورشید و ماه‌ را مسّخر ساخت،اى آن‌که خیر و شر را مقدّر نمود،اى آن‌که مرگ و زندگى را آفرید،اى آن‌که خلق و امر از آن اوست، اى آن‌که همسر و فرزندى نگرفت،اى آن‌که در فرمانرواى یشریکى برایش نیست،اى آن‌که از روى خوارى سرپرستى نخواهد.

(63)یا مَنْ یَعْلَمُ مُرَادَ الْمُرِیدِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ یَا مَنْ یَسْمَعُ أَنِینَ الْوَاهِنِینَ یَا مَنْ یَرَى بُکَاءَ الْخَائِفِینَ یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَقْبَلُ عُذْرَ التَّائِبِینَ یَا مَنْ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ یَا مَنْ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ یَا مَنْ لا یَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعَارِفِینَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِینَ
(63)اى آن‌که خواهش خواهشمندان را مى‌داند،اى آن‌که از نهاد خاموشان آگاه است،اى آن‌که ناله‌ درماندگان را مى‌شنود،اى آن‌که گریه هراسیدگان را مى‌بیند،اى آن‌که نیازهاى نیازمندان به دست اوست،اى آن بهانه‌ توبه‌کاران را مى‌پذیرد،اى آن‌که عمل تبهکاران را صلاح نبخشد،اى آن‌که پاداش نیکوکاران را تباه نکند،اى آن‌که از دل عارفان دور نباشد اى بخشنده‌ترین بخشندگان.
(64) یَا دَائِمَ الْبَقَاءِ یَا سَامِعَ الدُّعَاءِ یَا وَاسِعَ الْعَطَاءِ یَا غَافِرَ الْخَطَاءِ یَا بَدِیعَ السَّمَاءِ یَا حَسَنَ الْبَلاءِ یَا جَمِیلَ الثَّنَاءِ یَا قَدِیمَ السَّنَاءِ یَا کَثِیرَ الْوَفَاءِ یَا شَرِیفَ الْجَزَاءِ
(64)اى همیشه ماندگار،اى شنونده دعا، اى گسترده عطا،اى آمرزنده خطا،اى پدید آورنده آسمان،اى نیک آزمون،اى نیکو ستایش،اى‌ دیرینه بر فراز،اى بسیار وفادار،اى شریف پاداش.
(65) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا سَتَّارُ یَا غَفَّارُ یَا قَهَّارُ یَا جَبَّارُ یَا صَبَّارُ یَا بَارُّ یَا مُخْتَارُ یَا فَتَّاحُ یَا نَفَّاحُ یَا مُرْتَاحُ
(65)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى پرده‌پوش‌ اى آمرزگار،اى چیره،اى جاهمند،اى بس شکیبا،اى نیک‌بخش،اى برگزیده،اى گشاینده،اى روح‌بخش،اى راحتى‌بخش
(66) یَا مَنْ خَلَقَنِی وَ سَوَّانِی یَا مَنْ رَزَقَنِی وَ رَبَّانِی یَا مَنْ أَطْعَمَنِی وَ سَقَانِی یَا مَنْ قَرَّبَنِی وَ أَدْنَانِی یَا مَنْ عَصَمَنِی وَ کَفَانِی یَا مَنْ حَفِظَنِی وَ کَلانِی یَا مَنْ أَعَزَّنِی وَ أَغْنَانِی یَا مَنْ وَفَّقَنِی وَ هَدَانِی یَا مَنْ آنَسَنِی وَ آوَانِی یَا مَنْ أَمَاتَنِی وَ أَحْیَانِی
(66) اى آن‌که مرا آفرید و بیاراست،اى آن‌که مرا روزى داد و پرورید،اى آن‌که به من خورانید و نوشانید،اى آن‌که مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد،اى آن‌که مرا نگاه داشت و کفایت نمود،اى آن‌که مرا حفظ کرد و حمایت نمود،اى آن‌که به من عزّت بخشید و بى‌نیازم ساخت،اى‌ آن‌که توفیقم داد و راهنمایى کرد،اى آن‌که همدمم شد و جایم داد،اى آن‌که مرا بمیراند و زنده کند.
(67) یَا مَنْ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ یَا مَنْ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ لا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلا بِإِذْنِهِ یَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ یَا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ یَا مَنْ لا رَادَّ لِقَضَائِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ لِأَمْرِهِ یَا مَنِ السَّمَاوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ یَا مَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ (67)اى آن‌که حق را با کلماتش‌ استوار و برجا کند،اى آن‌که توبه را از بندگانش بپذیرد،اى آن‌که میان انسان و دلش قرار گیرد،اى آن‌که شفاعت جز با اجازه‌اش سود نبخشد،اى آن‌که به گمراه‌شدگان راهش داناتر است،اى آن‌که حکمش دگرگونى نپذیرد،اى‌ آن‌که رأیش را بازگرداننده‌اى نیست،اى آن‌که هرچیز فرمانش را گردن نهد،اى آن‌که آسمانها به دست قدرتش پیچیده گشته،اى آن‌که بادها را مژده‌دهنده رحمتش فرستد. (68) یَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ مِهَادا یَا مَنْ جَعَلَ الْجِبَالَ أَوْتَادا یَا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجا یَا مَنْ جَعَلَ الْقَمَرَ نُورا یَا مَنْ جَعَلَ اللَّیْلَ لِبَاسا یَا مَنْ جَعَلَ النَّهَارَ مَعَاشا یَا مَنْ جَعَلَ النَّوْمَ سُبَاتا یَا مَنْ جَعَلَ السَّمَاءَ بِنَاءً یَا مَنْ جَعَلَ الْأَشْیَاءَ أَزْوَاجا یَا مَنْ جَعَلَ النَّارَ مِرْصَادا
(68)اى آن‌که زمین را بستر زندگى قرار داد،اى آن‌که کوهها را میخهاى‌ زمین نهاد،اى آن‌که خورشدى را چراغ جهانش کرد،اى آن‌که ماه را تابان ساخت،اى آن‌که شب را جامه آرامش گرداند،اى‌ آن‌که روز را مایه روزى قرار داد،اى آن‌که خواب را وسیله آرامش ساخت،اى آن‌که آسمان را بنا نهاد،اى آن‌که از هر چیز گونه‌هاى مختلف قرار داد،اى آن‌که آتش را کمینگاه قرار داد.
(69) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا سَمِیعُ یَا شَفِیعُ یَا رَفِیعُ یَا مَنِیعُ یَا سَرِیعُ یَا بَدِیعُ یَا کَبِیرُ یَا قَدِیرُ یَا خَبِیرُ [مُنِیرُ] یَا مُجِیرُ
(69)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى شنوا، اى همیار،اى بلندپایه،اى فرازمند،اى شبتابنده،اى نوآفرین،اى بزرگ،اى توانا،اى آگاه،اى پناه‌ده
(70) یَا حَیّا قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ یَا حَیّا بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ حَیٌّ یَا حَیُّ الَّذِی لا یُشَارِکُهُ حَیٌّ یَا حَیُّ الَّذِی لا یَحْتَاجُ إِلَى حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی یُمِیتُ کُلَّ حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی یَرْزُقُ کُلَّ حَیٍّ یَا حَیّا لَمْ یَرِثِ الْحَیَاةَ مِنْ حَیٍّ یَا حَیُّ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
(70) اى زنده پیش از هر زنده،اى زنده پس از هر زنده،اى زنده‌اى که مانند او زنده‌اى نیست،اى زنده‌اى که هیچ‌ زنده‌اى شریک او نیست،اى زنده‌اى که به زنده‌اى نیاز ندارد،اى زنده‌اى که همه زندگان را مى‌میراند،اى زنده‌اى‌ که به زنده‌ها روزى مى‌دهد،اى زنده‌اى که زندگى را از زنده‌اى دیگر به ارث نبرده،اى زنده‌اى که مردگان را زنده مى‌کند،اى زنده‌ اى به خود پاینده‌اى که او را چرت و خواب درنگیرد.
(71) یَا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لا یُنْسَى یَا مَنْ لَهُ نُورٌ لا یُطْفَى یَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لا تُعَدُّ یَا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لا یَزُولُ یَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لا یُحْصَى یَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لا یُکَیَّفُ یَا مَنْ لَهُ کَمَالٌ لا یُدْرَکُ یَا مَنْ لَهُ قَضَاءٌ لا یُرَدُّ یَا مَنْ لَهُ صِفَاتٌ لا تُبَدَّلُ یَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لا تُغَیَّرُ
(71)اى آن‌که یادى دارد فراموش‌نشدنى،اى آن‌که نورى دارد خاموش‌نشدنى،اى‌ آن‌که عطایایى بخشیده ناشمردنى،اى آن فرمانروایى‌اش بى‌زوال است،اى آن‌که ستایشش بى‌آمار است،اى آن‌که شکوهش چگونگى‌ نپذیرد،اى آن‌که کمالى دارد درک ناشدنى،اى آن‌که داورى‌اش بازگشت ناپذیر است،اى آن‌که صفاتى دارد دگرگون‌پاپذیر اى آن‌که جلوه‌هایى دارد غیر قابل تغییر.
(72) یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ یَا مَالِکَ یَوْمِ الدِّینِ یَا غَایَةَ الطَّالِبِینَ یَا ظَهْرَ اللاجِینَ یَا مُدْرِکَ الْهَارِبِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ یَا مَنْ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ یَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ
(72)اى پروردگار جهانیان،اى مالک روز جزا،اى مقصود جویندگان‌ اى پشت و پناه پناهندگان،اى دریابنده فراریان،اى آن‌که شکیبایان را دوست دارد،اى آن‌که توبه‌کنندگان را دوست دارد اى آن‌که پاکیزگان را دوست دارد،اى آن‌که نیکوکاران را دوست دارد،اى آن‌که اوست داناتر به راه‌یافتگان
(73) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا شَفِیقُ یَا رَفِیقُ یَا حَفِیظُ یَا مُحِیطُ یَا مُقِیتُ یَا مُغِیثُ یَا مُعِزُّ یَا مُذِلُّ یَا مُبْدِئُ یَا مُعِیدُ
(73)خدایا!از تو خواستارم‌ به نامت اى مهربان،اى همراه،اى نگهدار،اى فراگیر،اى روزى‌بخش،اى فریادرس،اى عزّت‌بخش،اى خوارکن،اى آغازگر، اى برگرداننده.
(74) یَا مَنْ هُوَ أَحَدٌ بِلا ضِدٍّ یَا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدٍّ یَا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَیْبٍ یَا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا کَیْفٍ یَا مَنْ هُوَ قَاضٍ بِلا حَیْفٍ یَا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزِیرٍ یَا مَنْ هُوَ عَزِیزٌ بِلا ذُلٍّ یَا مَنْ هُوَ غَنِیٌّ بِلا فَقْرٍ یَا مَنْ هُوَ مَلِکٌ بِلا عَزْلٍ یَا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبِیهٍ
(74)اى آن‌که یکتاست و ضدّ ندارد،اى آن‌که یگانه است و بى‌مانند،اى آن‌که بى‌نیاز و کاستى است، اى آن‌که بى‌همتاى بودن و چگونگى است،اى آن‌که داورى دادگر است،اى آن‌که پروردگارى بى‌وزیر است،اى آن‌که‌ عزّتمندى بى‌خوارى است،اى آن‌که توانگرى بى‌نیاز است،اى آن‌که پادشاهى عزل‌ناپذیر است،اى آن‌که اوصافش‌ بى‌مانند است.
(75) یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ یَا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکِرِینَ یَا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ لِلْحَامِدِینَ یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِیعِینَ یَا مَنْ بَابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبِینَ یَا مَنْ سَبِیلُهُ وَاضِحٌ لِلْمُنِیبِینَ یَا مَنْ آیَاتُهُ بُرْهَانٌ لِلنَّاظِرِینَ یَا مَنْ کِتَابُهُ تَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ یَا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّائِعِینَ وَ الْعَاصِینَ یَا مَنْ رَحْمَتُهُ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ
(75)اى آن‌که ذکرش براى ذاکران شرف است،اى آن‌که شکرش براى شاکران رستگارى است،اى آن‌که ستایشش‌ براى ستایشگران عزّت است،اى آن‌که طاعتش براى مطعیان مایه نجات است،اى آن‌که درگاهش گشوده است به روى جویندگان،اى آن‌ که راهش براى توبه‌کاران هموار است،اى آن‌که نشانه‌هایش براى بینندگان لیل قاطع است،اى آن‌که کتابش براى پرواپیشگان مایه پند و یادآورى‌ است،اى آن‌که روزى‌اش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد،اى آن‌که رحمتش به نیکوکاران نزدیک است.
(76) یَا مَنْ تَبَارَکَ اسْمُهُ یَا مَنْ تَعَالَى جَدُّهُ یَا مَنْ لا إِلَهَ غَیْرُهُ یَا مَنْ جَلَّ ثَنَاؤُهُ یَا مَنْ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ یَا مَنْ یَدُومُ بَقَاؤُهُ یَا مَنِ الْعَظَمَةُ بَهَاؤُهُ یَا مَنِ الْکِبْرِیَاءُ رِدَاؤُهُ یَا مَنْ لا تُحْصَى آلاؤُهُ یَا مَنْ لا تُعَدُّ نَعْمَاؤُهُ
(76) اى آن‌که نامش خجسته است،اى آن‌که عنایتش بس بلند است،اى آن‌که معبودى جز او نیست،اى آن‌که ستایشش والا است،اى آن‌که نامهایش‌ مقدس است،اى آن‌که هستى‌اش پایدار است،اى آن‌که بزرگى جلوه زیبایى اوست،اى آن‌که بزرگمنشى پوشش اوست،اى آن‌که عطاهایش در شمار نیاید،اى آن‌که نعمتهایش شمرده نشود.
(77) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُعِینُ یَا أَمِینُ یَا مُبِینُ یَا مَتِینُ یَا مَکِینُ یَا رَشِیدُ یَا حَمِیدُ یَا مَجِیدُ یَا شَدِیدُ یَا شَهِیدُ
(77)خدایا!از تو مى‌خواهم به نامت اى مددرسان،اى امین،اى آشکار اى استوار،اى ارجمند،اى راهنما،اى ستوده،اى بزرگوار،اى سختگیر(گنهکاران)،اى گواه.
(78) یَا ذَا الْعَرْشِ الْمَجِیدِ یَا ذَا الْقَوْلِ السَّدِیدِ یَا ذَا الْفِعْلِ الرَّشِیدِ یَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِیدِ یَا ذَا الْوَعْدِ وَ الْوَعِیدِ یَا مَنْ هُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ یَا مَنْ هُوَ فَعَّالٌ لِمَا یُرِیدُ یَا مَنْ هُوَ قَرِیبٌ غَیْرُ بَعِیدٍ یَا مَنْ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ شَهِیدٌ یَا مَنْ هُوَ لَیْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِیدِ
(78)اى صاحب عرش پرشکوه،اى صاحب سخن استوار،اى صاحب کردکار برازنده،اى صاحب کوبش سخت،اى صاحب نوید و و تهدید،اى آن‌که سرپرست ستوده است،اى آن‌که به نیکى انجام دهد آنچه را خواهد،اى آن‌که نزدیک دورى‌ناپذیر است،اى‌ آن‌که بر هر چیز گواه است،اى آن‌که بر بندگان ستمکار نیست.
(79) یَا مَنْ لا شَرِیکَ لَهُ وَ لا وَزِیرَ یَا مَنْ لا شَبِیهَ [شِبْهَ‌] لَهُ وَ لا نَظِیرَ یَا خَالِقَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ الْمُنِیرِ یَا مُغْنِیَ الْبَائِسِ الْفَقِیرِ یَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ یَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ یَا عِصْمَةَ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِیرِ یَا مَنْ هُوَ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ
(79)اى آن‌که شریک و وزیرى‌ ندارد،اى آن‌که مثل و مانندى ندارد،اى آفریننده خورشید و ماه تابان،اى بى‌نیاز کننده درمانده تهیدست، اى روزى‌دهنده کودک خردسال،اى مهرورز بر پیر بزرگسال،اى پیونددهنده استخوان شکسته،اى پناه ترسان‌ پناه‌جو،اى آن‌که بر بندگانش آگاه و بیناست،اى آن‌که بر هر چیز تواناست.
(80) یَا ذَا الْجُودِ وَ النِّعَمِ یَا ذَا الْفَضْلِ وَ الْکَرَمِ یَا خَالِقَ اللَّوْحِ وَ الْقَلَمِ یَا بَارِئَ الذَّرِّ وَ النَّسَمِ یَا ذَا الْبَأْسِ وَ النِّقَمِ یَا مُلْهِمَ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ وَ الْأَلَمِ یَا عَالِمَ السِّرِّ وَ الْهِمَمِ یَا رَبَّ الْبَیْتِ وَ الْحَرَمِ یَا مَنْ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ مِنَ الْعَدَمِ
(80)اى صاحب جود و بخشش‌ اى صاحب فضل و کرم،اى آفریننده لوح و قلم،اى پدیدآورنده موران و مردمان،ااى صاحب عذاب و انتقام‌ اى الهام‌بخش عرب و عجم،اى بردارنده زیان و درد،اى داناى رازها و قصدها،اى پروردگار کعبه‌ و حرم،اى آفریننده هرچیز از نیستى.
(81) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا فَاعِلُ یَا جَاعِلُ یَا قَابِلُ یَا کَامِلُ یَا فَاصِلُ یَا وَاصِلُ یَا عَادِلُ یَا غَالِبُ یَا طَالِبُ یَا وَاهِبُ
(81)خدایا!از تو خواستارم به نامت اى کردگار،اى‌ هستى‌بخش،اى پذیرنده،اى برازنده،اى جدا،اى پیونددهنده،اى دادگر،اى چیره،اى جویا،اى بخشنده،
(82) یَا مَنْ أَنْعَمَ بِطَوْلِهِ یَا مَنْ أَکْرَمَ بِجُودِهِ یَا مَنْ جَادَ بِلُطْفِهِ یَا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِهِ یَا مَنْ حَکَمَ بِتَدْبِیرِهِ یَا مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ یَا مَنْ تَجَاوَزَ بِحِلْمِهِ یَا مَنْ دَنَا فِی عُلُوِّهِ یَا مَنْ عَلا فِی دُنُوِّهِ
(82)اى آن‌که به کرمش بخشید،اى آن‌که به جودش گرامى داشت،اى آن‌که به لطفش کرم ورزید،اى آن‌که به نیرویش عزّت یافت، اى آن‌که به حکمتش سامان داد،اى آن‌که به تدبیر خود حکم کرد،اى آنکه با علم خود تدبیر کرد،اى آن‌که با بردبارى‌اش درگذرد،اى آن‌که به تدبیر خود در عین برترى‌اش نزدیک است،اى آن‌که در عین نزدیکى‌اش برتر است.
(83) یَا مَنْ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَا مَنْ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ یَا مَنْ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشَاءُ یَا مَنْ یُصَوِّرُ فِی الْأَرْحَامِ مَا یَشَاءُ یَا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ
(83)اى آن‌که هرچه خواهد آفریند،اى آن‌که هرچه بخواهد بکند،اى آن‌که هرکه را بخواهد راهنمایى کند،اى آن‌که هرکه را بخواهد گمراه سازد،اى آن‌که هرکه را بخواهد عذاب کند،اى آن‌که هرکه را بخواهد بیامرزد،اى آن‌که هرکه‌ را بخواهد عزّت بخشد،اى آن‌که هرکه را بخواهد خوار گرداند،اى آن‌که در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد،اى آن‌که هرکه را بخواهد به رحمتش‌ مخصوص گرداند.
(84) یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا یَا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدْرا یَا مَنْ لا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدا یَا مَنْ جَعَلَ [مِنَ الْمَلائِکَةِ] الْمَلائِکَةَ رُسُلا یَا مَنْ جَعَلَ فِی السَّمَاءِ بُرُوجا یَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارا یَا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرا یَا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ أَمَدا یَا مَنْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عِلْما یَا مَنْ أَحْصَى کُلَّ شَیْ‌ءٍ عَدَدا
(84)اى آن‌که همسر و فرزندى نگرفت،اى آن‌که براى هرچیز اندازه نهاد،اى آن‌که در حکمش کسى را شریک نساخت،اى آن‌که فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد،اى آن‌که در آسمانها برجهایى گذارد، اى آن‌که زمین را زیستگاه شایسته نمود،اى آن‌که آدمى را از آب آفرید،اى آن‌که براى هرچیز سرانجامى قرار داد،اى آن‌که‌ با علم خویش هرچیز را دربر گرفته است،اى آن‌که تعداد هرچیز را شماره نموده است.
(85) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا أَوَّلُ یَا آخِرُ یَا ظَاهِرُ یَا بَاطِنُ یَا بَرُّ یَا حَقُّ یَا فَرْدُ یَا وِتْرُ یَا صَمَدُ یَا سَرْمَدُ
(85)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى‌ آغاز،اى انجام،اى آشکار،اى نهان،اى نیکوکار،اى حق،اى یگانه،اى یکتا،اى بى‌نیاز،اى همیشگى.
(86) یَا خَیْرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ یَا أَفْضَلَ مَعْبُودٍ عُبِدَ یَا أَجَلَّ مَشْکُورٍ شُکِرَ یَا أَعَزَّ مَذْکُورٍ ذُکِرَ یَا أَعْلَى مَحْمُودٍ حُمِدَ یَا أَقْدَمَ مَوْجُودٍ طُلِبَ یَا أَرْفَعَ مَوْصُوفٍ وُصِفَ یَا أَکْبَرَ مَقْصُودٍ قُصِدَ یَا أَکْرَمَ مَسْئُولٍ سُئِلَ یَا أَشْرَفَ مَحْبُوبٍ عُلِمَ
(86)اى‌ بهترین شناخته شده‌اى که شناخته شده،اى برترین معبودى که عبادت شده،اى والاترین ثناپذیرى که سپاس شده،اى عزیزترین یاد شده‌اى که یاد شده‌ اى برترین ستوده‌اى که ستایش شده،اى دیرینه‌ترین موجودى که خواسته شده،اى بلندترین وصف شده‌اى که به وصف آمده،اى بزرگترین مقصودى‌ که قصد شده،اى گرامى‌ترین پرسیده‌اى که پرسش شده،اى شریف‌ترین محبوبى که دانسته شده.
(87) یَا حَبِیبَ الْبَاکِینَ یَا سَیِّدَ الْمُتَوَکِّلِینَ یَا هَادِیَ الْمُضِلِّینَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا أَنِیسَ الذَّاکِرِینَ یَا مَفْزَعَ الْمَلْهُوفِینَ یَا مُنْجِیَ الصَّادِقِینَ یَا أَقْدَرَ الْقَادِرِینَ یَا أَعْلَمَ الْعَالِمِینَ یَا إِلَهَ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ
(87)اى محبوب گریه‌کنندگان،اى سرور توکّل‌کنندگان،اى راهنماى گمراهان،اى سرپرست مؤمنان،اى همدم ذاکران،اى پناه جان سوختگان‌ اى رهایى‌بخش راستگویان،اى تواناترین توانایان،اى داناترین دانایان،اى پرستیده همه آفریدگان.
(88) یَا مَنْ عَلا فَقَهَرَ یَا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ یَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ یَا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ یَا مَنْ عُصِیَ فَغَفَرَ یَا مَنْ لا تَحْوِیهِ الْفِکَرُ یَا مَنْ لا یُدْرِکُهُ بَصَرٌ یَا مَنْ لا یَخْفَى عَلَیْهِ أَثَرٌ یَا رَازِقَ الْبَشَرِ یَا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَرٍ
(88)اى‌ آن‌که فراتر رفت و چیره گشت،اى آن‌که دارا گشت و توان یافت،اى آن‌که نهان شد و آگاهى یافت،اى آن‌که پرستش شد و ارج نهاد،اى آن‌که نافرمانى شد و آمرزید،اى آنکه اندیشه‌ها او را فرا نگیرد،اى آن‌که دیده‌اى او را در نیابد،اى آن‌که اثرى بر او پوشیده نماند،اى روزى‌دهنده آدمیان،اى اندازه‌ دهنده هر انداه.
(89) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَافِظُ یَا بَارِئُ یَا ذَارِئُ یَا بَاذِخُ یَا فَارِجُ یَا فَاتِحُ یَا کَاشِفُ یَا ضَامِنُ یَا آمِرُ یَا نَاهِی
(89)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى نگهدار،اى آفریننده،اى پدید آورنده،اى بسیار بخشنده، اى گشایشگر،اى فراخى‌بخش،اى برگیرنده زیان،اى ضمانت‌کننده،اى فرمان‌ده،اى بازدارنده.
(90) یَا مَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَصْرِفُ السُّوءَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُتِمُّ النِّعْمَةَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُقَلِّبُ الْقُلُوبَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یَبْسُطُ الرِّزْقَ إِلا هُوَ یَا مَنْ لا یُحْیِی الْمَوْتَى إِلا هُوَ
(90)اى آن‌که جز او غیب‌ نداند،اى آن‌که برنگرداند بدى را جز او،اى آن‌که آفریدگان را جز او نیافریند،اى آن‌که گناه را جز او نیامرزد،اى آن‌که نعمت را جز او کامل نکند،اى آن‌که دلها را جز او دگرگون نکند،اى آن‌که کارها را جز او تدبیر ننماید،اى آن‌که باران را جز او فرو نبارد،اى آن‌که روزى را جز او نگستراند،اى آن‌که مردگان را جز او زنده نسازد.
(91) یَا مُعِینَ الضُّعَفَاءِ یَا صَاحِبَ الْغُرَبَاءِ یَا نَاصِرَ الْأَوْلِیَاءِ یَا قَاهِرَ الْأَعْدَاءِ یَا رَافِعَ السَّمَاءِ یَا أَنِیسَ الْأَصْفِیَاءِ یَا حَبِیبَ الْأَتْقِیَاءِ یَا کَنْزَ الْفُقَرَاءِ یَا إِلَهَ الْأَغْنِیَاءِ یَا أَکْرَمَ الْکُرَمَاءِ
(91)اى یاور ضعیفان،اى همراه غریبان،اى یار دوستان،اى چیره بر دشمنان‌ اى بالا برنده آسمان،اى مونس برگزیدگان،اى محبوب پروا پیشگان،اى گنجینه تهیدستان،اى معبود توانگران‌ اى کریم‌ترین کریمان.
(92) یَا کَافِیا مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا قَائِما عَلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ لا یُشْبِهُهُ شَیْ‌ءٌ یَا مَنْ لا یَزِیدُ فِی مُلْکِهِ شَیْ‌ءٌ یَا مَنْ لا یَخْفَى عَلَیْهِ شَیْ‌ءٌ یَا مَنْ لا یَنْقُصُ مِنْ خَزَائِنِهِ شَیْ‌ءٌ یَا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‌ءٌ یَا مَنْ لا یَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَیْ‌ءٌ یَا مَنْ هُوَ خَبِیرٌ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَیْ‌ءٍ
(92)اى کفایت‌کننده از هرچیز،اى پاینده بر هرچیز،اى آن‌که چیزى مانند او نیست،اى آن‌که چیزى بر فرمانروایى‌اش نیفزاید،اى آن‌که چیزى بر او پوشیده نیست،اى آن‌که چیزى از خزانه‌هایش‌ نکاهد،اى آن‌که مانندش کسى نیست،اى آن‌که چیزى از علمش پنهان نماند،اى آن‌که به همه‌چیز آگاه است، اى آن‌که همه رحمتش همه‌چیز را فرا گرفته است.
(93) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُکْرِمُ یَا مُطْعِمُ یَا مُنْعِمُ یَا مُعْطِی یَا مُغْنِی یَا مُقْنِی یَا مُفْنِی یَا مُحْیِی یَا مُرْضِی یَا مُنْجِی
(93)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى اکرام کننده،اى روزى‌بخش‌ اى نعمت‌دهنده،اى عطابخش،اى بى‌نیازکننده،اى ذخیره‌گذار،اى نابودکننده،اى زنده‌ساز،اى خشنودکننده،اى رهایى‌بخش.
(94) یَا أَوَّلَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ آخِرَهُ یَا إِلَهَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مَلِیکَهُ یَا رَبَّ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ صَانِعَهُ یَا بَارِئَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ خَالِقَهُ یَا قَابِضَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ بَاسِطَهُ یَا مُبْدِئَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مُعِیدَهُ یَا مُنْشِئَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مُقَدِّرَهُ یَا مُکَوِّنَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مُحَوِّلَهُ یَا مُحْیِیَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مُمِیتَهُ یَا خَالِقَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ وَارِثَهُ
(94)اى آغاز و انجام هرچیز،اى پرستیده و دارنده هرچیز،اى پروردگار و سازنده هرچیز،اى آفریننده و برآورنده‌ هرچیز،اى گیرنده و گشاینده هرچیز،اى آغاز کننده هرچیز،اى پدیدآورنده و اندازه‌بخش‌ هرچیز،اى هستى‌بخش و جنباننده هرچیز،اى زنده‌کننده و میراننده هرچیز،اى آفریننده و میراث بر هرچیز
(95) یَا خَیْرَ ذَاکِرٍ وَ مَذْکُورٍ یَا خَیْرَ شَاکِرٍ وَ مَشْکُورٍ یَا خَیْرَ حَامِدٍ وَ مَحْمُودٍ یَا خَیْرَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ یَا خَیْرَ دَاعٍ وَ مَدْعُوٍّ یَا خَیْرَ مُجِیبٍ وَ مُجَابٍ یَا خَیْرَ مُونِسٍ وَ أَنِیسٍ یَا خَیْرَ صَاحِبٍ وَ جَلِیسٍ یَا خَیْرَ مَقْصُودٍ وَ مَطْلُوبٍ یَا خَیْرَ حَبِیبٍ وَ مَحْبُوبٍ
(95)اى بهترین یادکننده و یادشده،اى بهترین ثناپذیر و ثناشده،اى هبترین ستاینده و ستوده،اى بهترین‌ گواه و گواه‌پذیر،اى بهترین خواهنده و خوانده‌شده،اى بهترین پاسخ‌دهنده و پاسخ داده شده،اى بهترین یار و همدم، اى بهترین همراه و همنشین،اى بهترین سویه و آهنگ،اى بهترین دوستدار و دوستى‌پذیر.
(96) یَا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعَاهُ مُجِیبٌ یَا مَنْ هُوَ لِمَنْ أَطَاعَهُ حَبِیبٌ یَا مَنْ هُوَ إِلَى مَنْ أَحَبَّهُ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقِیبٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی إِحْسَانِهِ قَدِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ أَرَادَهُ عَلِیمٌ
(96) اى آن‌که به خواهنده‌اش پاسخ گوید،اى آن‌که براى فرمانبرش دوست است،اى آن‌که به دوستدارش نزدیک است، اى آن‌که براى کسى‌که از او نگهدارى طلبد دیده‌بان است،اى آن‌که به هرکه به او امید بندد کریم است،اى آن‌که هرکه از او نافرمانى کند بردبار است،اى ان‌ که در بزرگى‌اش مهربان است،اى آن‌که در فرزانگى بزرگ است،اى آن‌که در نیکى‌اش دیرینه است،اى آن‌که به هر که او را خواهد دانا است.
(97) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُسَبِّبُ یَا مُرَغِّبُ یَا مُقَلِّبُ یَا مُعَقِّبُ یَا مُرَتِّبُ یَا مُخَوِّفُ یَا مُحَذِّرُ یَا مُذَکِّرُ یَا مُسَخِّرُ یَا مُغَیِّرُ
(97)خدایا!از تو درخواست مى‌کنم به نامت اى سبب‌ساز،اى شوق‌آفرین،اى برگرداننده،اى‌ پیگیر،اى سامان‌بخش،اى هراس‌آور،اى برحذردار،اى یادآور،اى تسخیرگر،اى دگرگون‌ساز
(98) یَا مَنْ عِلْمُهُ سَابِقٌ یَا مَنْ وَعْدُهُ صَادِقٌ یَا مَنْ لُطْفُهُ ظَاهِرٌ یَا مَنْ أَمْرُهُ غَالِبٌ یَا مَنْ کِتَابُهُ مُحْکَمٌ یَا مَنْ قَضَاؤُهُ کَائِنٌ یَا مَنْ قُرْآنُهُ مَجِیدٌ یَا مَنْ مُلْکُهُ قَدِیمٌ یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ یَا مَنْ عَرْشُهُ عَظِیمٌ
(98)اى آن‌که علمش‌ پیش است،اى آن‌که وعده‌اش راست است،اى آن‌که لطفش آشکار است،اى آن‌که فرمانش چیره است،اى آن‌که کتابش استوار است. اى آن‌که حکمش شدنى است،اى آن‌که قرآنش باشکوه است،اى آن‌که فرمانروایى‌اش دیرین است،اى آن‌که بخشش فراگیر است،اى آن‌که پایگاهش بس بزرگ است.
(99) یَا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ یَا مَنْ لا یَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ یَا مَنْ لا یُلْهِیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ یَا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ سُؤَالٌ عَنْ سُؤَالٍ یَا مَنْ لا یَحْجُبُهُ شَیْ‌ءٌ عَنْ شَیْ‌ءٍ یَا مَنْ لا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ یَا مَنْ هُوَ غَایَةُ مُرَادِ الْمُرِیدِینَ یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى هِمَمِ الْعَارِفِینَ یَا مَنْ هُوَ مُنْتَهَى طَلَبِ الطَّالِبِینَ یَا مَنْ لا یَخْفَى عَلَیْهِ ذَرَّةٌ فِی الْعَالَمِینَ
(99)اى آن‌که شنیدنى از شنیدن دیگر بازش ندارد،اى آن‌که کارى از کار دیگر منعش نکند،اى آن‌که گفتارى از گفتار دیگر سرگرمش نکند،اى آن‌که درخواستى از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند،اى آن‌که چیزى از چیز دیگر پرده‌اش نشود، اى آن‌که اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد،اى آن‌که آرمان واپسین جویندگان است،اى آن‌که نهایت همّت‌ عارفان است،اى آن‌که پایان جستجوى جویندگان است،اى آن‌که غبارى در سراسر هستى بر او پوشیده نیست.
(100) یَا حَلِیما لا یَعْجَلُ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ یَا صَادِقا لا یُخْلِفُ یَا وَهَّابا لا یَمَلُّ یَا قَاهِرا لا یُغْلَبُ یَا عَظِیما لا یُوصَفُ یَا عَدْلا لا یَحِیفُ یَا غَنِیّا لا یَفْتَقِرُ یَا کَبِیرا لا یَصْغُرُ یَا حَافِظا لا یَغْفُلُ سُبْحَانَکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ
(100) اى بردبارى که شتاب نکند،اى بخشنده‌اى که بخل نورزد،اى راستگویى که تخلّف نکند،اى عطاکننده‌اى که خستگى نپذیرد،اى چیره‌اى که‌ شکست‌ناپذیر است،اى بزرگى که به وصف در نیاید،اى دادگرى که ستم ننماید،اى توانگرى که نیازمند نشود،اى بزرگى که کوچک نگردد،اى‌ نگهدارى که غفلت ننماید.منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست،فریادرس،فریادرس،ما را از آتش رهایى بخش پروردگار

ترجمه: استاد حسین انصاریان

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۱
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | قوت قلب

  • زمان: 1393/03/22
  • مکان: تهران - هیئت شهدای گمنام
  • تعداد: 1 جلسه
  • موضوع سخنرانی: قوت قلب

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۰۳
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | چرا رنج می بریم؟

  • زمان: چهارشنبه ها ساعت 19:00 (سال 93)
  • مکان: برنامه تلویزیونی یاد خدا - شبکه قرآن سیما
  • تعداد: 5 جلسه
  • موضوع سخنرانی: چرا رنج می بریم؟

معرفی بحث:

یکی از دغدغه‌های اصلی انسان در زندگی، کاهش رنج است. گویی در کل زندگی با رنج‌ها مبارزه کرده و تلاش می‌کنیم آن‌ها را کم کنیم. رنج در زندگی انسان دارای نقشی مهم است و البته ابعاد و آثار متعددی پیدا می‌کند. رنج گاهی ما را از یاد خدا غافل کرده و گاهی خدا را یادآوری می‌نماید. گاهی رنج، راحتی را از انسان می‌گیرد، گاهی رنج ناشی از لذت نبردن و گاهی ناشی از لذت بردن است؛ گاهی رنج کشیدن ما ناشی از اتفاقاتی است که در گذشته افتاده و گاه ریشه در نگرانی‌هایی دارد که در مورد آینده داریم. اما زندگی در این دنیا طوری طراحی شده که زندگی بدون رنج، بی‌معنی است و در تمام زندگی‌ها در هر زمان و هر مکانی که باشد؛ رنج‌هایی تعریف شده است. اصولا اگر رنج نباشد، از شیرینی‌های دنیا هم لذت نمی‌بریم. تبیین صحیح جایگاه رنج در زندگی انسان، کارکرد دین در مورد رنج انسان، فلسفه رنج کشیدن در این دنیا و ..... مباحث نو و جذابی را با عنوان «چرا رنج می‌بریم؟» سامان داده که طی سلسله جلساتی، استاد پناهیان این مباحث را در برنامه تلویزیونی یاد خدا، مطرح و پاسخ داده‌اند.

فهرست:

جلسه 1(93/02/03): درک صحیح از رنج

  • کاهش رنج؛ دغدغه‌ای مهم و همگانی

  • رنج، زبان مشترک همه انسان‌ها

  • آسیب‌های عدم درک صحیح از رنج

  • رنج؛ موضوعی همیشگی در این دنیا

  • رنج؛ امری قابل مدیریت

  • رنج را نمی‌توان به طور مطلق از بین برد

  • آشنایی با فلسفه رنج در زندگی بشر

    • فلسفه رنج کشیدن، پاداش گرفتن نیست

    •  هر رنجی، پاداش ندارد

  • تعرف رنج؛ اتفاقی خلاف میل شدید انسان

جلسه 2(93/02/10): کارکرد دین در مورد رنج‌های انسان

  • رابطه لذت و رنج

  • زندگی در دنیا؛ پیچیده با رنج است

  • رنج؛ مقدمه بسیاری از لذت‌ها

  •  زندگی؛ مدیریت رنج

  • رنج دنیا؛ رنجی همگانی

  • نقش دین در مورد رنج انسان

    • 1- دین، پذیرش و تحمل رنج را آسان می‌کند

    • 2- دین، رنج‌های اضافی را حذف می‌کند

    • 3- دین، رنج‌های مفید را پیشنهاد می‌کند

    • 4- دین، امکان لذت بردن از رنج را فراهم می‌کند

  • آیا رنج‌های مؤمنین بیشتر از غیرمؤمنین است؟

    • سهمیه‌های مشخص انسان‌ها از رنج و لذت

    • مؤمن در کاهش رنج، موفق‌تر است

جلسه 3(93/02/24): فلسفه رنج در دنیا

  • تحلیل انسان‌شناسانه از رنج

    • انسان؛ موجودی انتخاب‌گر

    • ضرورت وجود دو میل متفاوت برای انتخاب یکی

    • تمایل برتر و تمایل فروتر در وجود انسان

    • انتخاب یکی از دو میل، با رنج همراه است

    • انتخاب میل برتر، با رنج کمتری همراه است

  • فلسفه زندگی در دنیا؛ ظرفیت پیدا کردن برای ملاقات خدا

  • نقش ویژه سختی و رنج برای افزایش ظفیت انسان

  • انسان با رنج پخته می‌شود

  • ضرورت سعه وجودی داشتن برای ملاقات با خدا

    • نماز؛ تمرین بزرگ شدن برای ملاقات با خدا

جلسه 4(93/02/31): عناصر اصلی رنج و راه‌های کاهش آن

  • رنج کشیدن؛ لازمه انسانیت

  • انتخاب‌گری انسان و رنج‌های حاصل از آن

    • آزادی، احترام به قدرت انتخاب

    • تلاش دنیای امروز برای برتری دادن آزادی به سعادت

    • رنج از حق انتخاب جدایی ناپذیر است

  • رنج زیبا، خوب است

  • رنج، قابل حذف نیست

  • کاهش رنج، یک وظیفه الهی

    • کارکرد دین برای کاهش رنج

    • غم‌ و عصبانیت؛ از انواع رنج هستند

  • عناصر اصلی شکل‌گیری رنج

    • 1- دوست داشتن چیزی 

    • 2- مانعی که اجازه نمی‌دهد به دوست‌داشتنی‌ها  برسیم

    • 3- عنصر زمان 

  • راه‌های کاهش غم

    • 1- کم کردن محبت‌ و دل‌بستگی

    • 2- برداشتن مانع

    • 3- از بین بردن زمان رنج(با کمک صبر)

  • فلسفه رنج

جلسه 5(93/03/21):

 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۰۲
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | آداب هیئت داری

  • زمان: چهارشنبه ها - سال 93
  • مکان: تهران - حوزه علمیه دارالحکمه امیرالمومنین(ع)
  • تعداد: 2 جلسه
  • موضوع سخنرانی: آداب هیئت داری

جلسه اول:

جلسه دوم:

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۰۲
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | ویژگی های کوفیان در بیان حضرت زینب(س)

  • زمان: 93/02/25 وفات حضرت زینب(س)
  • مکان: تهران - هیئت شهدای گمنام
  • تعداد: 1 جلسه
  • موضوع سخنرانی: ویژگی های کوفیان در بیان حضرت زینب(س)

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۰۲
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | آشنایی با توحید

  • زمان: 93/02/23 - (ایام اعتکاف)
  • مکان: مسجد جامع بقیة الله
  • تعداد: 1 جلسه
  • موضوع سخنرانی: آشنایی با توحید

معرفی بحث:

هدف زندگی و هدف بندگی ما باید یک چیز باشد تا زندگی را در تعارض با بندگی نبینیم. کسی می‌تواند با لذت بندگی کند که هدفش از زندگی با هدفش از بندگی یکی باشد. اصولاً نمی‌توان در دل دو هدف متعارض داشت، چه رسد به دو هدف متناقض. علت اصلی نداشتن هدف واحد، محور نبودن هدفی به نام «خدا» است. چند خدایی باعث تکثر اهداف می‌گردد. مشکل اصلی این است که در کنار کسب رضای خدا، اهداف دیگر هم برایمان مهم است. اما برای یک دل شدن، باید توحید و کلمه لااله الا الله را شناخت.

فهرست:

  • در زندگی و بندگی یک هدف داشته باشیم

  • توحید، تنها راه یک هدف داشتن

  • عوارض چند خدایی بودن

  • یک دله کردن صد دل

  • نزدیک شدن به خدا، تنها هدف

  • چه کار کنیم که علاقه ما به خدا زیاد شود

  • خدا، هدف واحد زندگی

  • حضرت علی(ع)، شخصیتی که همه نگرانی‌اش خدا بود

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۲۸
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | مهمترین امتحان در عصر امام کاظم(ع)

  • زمان: 93/03/03 - شهادت امام کاظم(ع)
  • مکان: مهدیه تهران
  • تعداد: 1 جلسه
  • موضوع سخنرانی: مهمترین امتحان در عصر امام کاظم(ع)

معرفی بحث:

غربت امام موسی کاظم(ع)، غربتی ویژه است که با توجه به شرایط تاریخی عصر ایشان، بسیار عجیب و غیرعادی است. پذیرش غربت امام کاظم(ع) ساده نیست و رنج بسیاری را بر ایشان و شیعیان تحمیل کرده است. چرا که با وجود موالیان پر تعداد آزاد شده به دست امام سجاد(ع) و شاگردان تربیت شده در محضر امام صادق(ع)، وجود این همه غربت برای امام کاظم(ع) امری عجیب است. شرایط خاص دوران امام کاظم(ع)، این سؤال را به ذهن متبادر می‌کند که مهمترین امتحان آن دوران چه بوده است؟ در این جلسه دو امتحان اصلی مورد بررسی قرار گرفته است: 1- امتحان شدن با حکومتی که ادعای محبت اهل بیت(ع) را داشت. 2- امتحان جامعه دینی با عالمان سوء.

فهرست:

  • رنج ویژه امام موسی بن جعفر(ع)

  • غربت امام کاظم(ع) در عین برخورداری از پایگاه قوی اجتماعی

  • نگاهی گذرا به برخی از رنج‌های امام کاظم(ع)

  • امتحان خاص در هر زمان خاص

  • دو امتحان اصلی در زمان امام موسی بن جعفر(ع)

    • 1-امتحان با حکومتی که ادعای محبت اهل بیت داشت

    • 2- امتحان جامعه دینی با عالمان سوء

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۲۷
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | هنوز امام حسین(ع) ما را به یاری می طلبد

  • زمان: 93/03/12 (سومین شب خاطره پیاده روی اربعین)
  • مکان: دانشکده هنرهای زیبا - دانشگاه تهران
  • تعداد: 1 جلسه
  • موضوع سخنرانی: هنوز امام حسین(ع) ما را به یاری می طلبد

معرفی بحث:

طبیعتاً ما عظمت سیدالشهدا(ع) را درک می‌کنیم و به آن اعتراف داریم اما نه آنقدر که لازم است. هنگامی که ببینیم جهان بواسطه امام حسین(ع) بیدار می‌شود، متوجه می‌شویم که ما درک لازم را از عمق اثرگذاری امام حسین(ع) نداشته‌ایم. کربلا، هم دارای پیام‌های حداقلی است و هم پیام‌های حداکثری و به همین دلیل می‌تواند هم ضعیف‌ترین آدم‌ها به لحاظ معرفت را تحت تأثیر قرار دهد و هم با معرفت‌ترین اولیاء الهی را مجذوب خود نماید. وقتی جامعه به سمت دینداری حداقلی حرکت می‌کند، گروهی باید حسینی عمل کنند و دینداری حداکثری را به نمایش بگذارند. چنانکه امام حسین(ع) هم نهایت دینداری را برای مردمی که از دینداری دور شده بودند، به نمایش گذاشت. این راه و روشی است که مورد نیاز امروز و هر روز جامعه ما است، راهی که حسین(ع) ما را بدان می‌خواند.

فهرست:

  • ضرورت درک عظمت سیدالشهداء

  • عجز انسان از درک عظمت اولیاء خدا

  • ضرورت افزایش معرفت به اهل بیت(ع)

  • دو ویژگی به ظاهر متضاد کربلا

    • پیام‌های حداقلی کربلا

    • پیام‌های حداکثری کربلا

  • ضعیف‌ترین دل‌ها را می‌توان با امام حسین(ع) جذب کرد

  • علاقه ویژه اولیاء خدا به امام حسین(ع)

  • ندای هل من ناصر امام حسین(ع) در زمان ما

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۲۶
مجید سینی ساز شهشهانی

صوت | راز به زحمت افتادن اولیاء خدا

  • زمان: 93/02/12
  • مکان: مسجد امام صادق(ع) - میدان فلسطین
  • تعداد: 1 جلسه
  • موضوع سخنرانی: راز به زحمت افتادن اولیاء خدا
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۲۶
مجید سینی ساز شهشهانی