بیان معنوی-ناشر آثار و اندیشه های حجت الاسلام علیرضا پناهیان

سایت جدید بیان معنوی راه اندازی شد برای مشاهده کلیک کنید.

پاسخ حجت الاسلام پناهیان به سوال «حوزه برویم یا دانشگاه؟»

در آغاز سال تحصیلی جدید، حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در جمع ورودی‌های جدید دانشگاه امام صادق(ع) و همچنین جمعی از ورودی‌های جدید حوزه‌های علمیه سخنرانی کرد.  در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان در این دو جمع را می‌خوانید:

دریافت در قالب PDF در ابعاد A4

دریافت در قالب PDF در ابعاد A5

در کدام رشتۀ علمی تحصیل کنیم؟

  • جوانان زیادی از بنده سؤال می‌کنند که ما حوزه برویم یا دانشگاه؟ بنده معمولاً در جواب عرض می‌کنم: این سوال دقیقی نیست. بلکه صحیح‌تر آن است که ابتدا سؤال شود: «در کدام رشتۀ علمی تحصیل کنیم؟» آنگاه باید ببینیم رشتۀ تحصیلی یا موضوع علمی که می‌خواهیم انتخاب کنیم در حوزه بهتر ارائه می‌شود یا در دانشگاه. البته قبول دارم عوامل دیگری هم در انتخاب شغل و یا محیط تحصیلی موثر هستند. اما ابتدا از اینجا شروع کنیم بهتر است.

نیاز جامعه و استعداد ما؟ خدمت به «بُعد مادی و جسمانی» یا «بُعد روحی و معنوی» انسان‌ها؟

  • برای تعیین یک رشتۀ تحصیلی نیز باید عوامل مختلفی را در نظر گرفت از استعداد شخصی تا نیاز جامعه. مثلاً باید پرسید آیا به سراغ رشته‌هایی برویم که به زندگی مادی انسان‌ها خدمت می‌کند یا به سراغ رشته‌هایی برویم که به زندگی روحی و معنوی انسان‌ها خدمت می‌کند؟ نیاز جامعه و یا علاقه و استعداد ما در کدام زمینه بیشتر است؟ پرسش‌های دیگری هم می‌شود مطرح کرد مانند اینکه: به سراغ علوم تجربی برویم، یا به سراغ علوم غیرتجربی مثل فلسفه، یا علوم وحیانی؟
  • یعنی بهتر است قبل از اینکه بخواهید در مورد صورت شغل آیندۀ خود و یا اعتبار ظاهری و اجتماعی آن تصمیمی بگیرید، ابتدا اصل رشتۀ تحصیلی یا موضوع علمی که می‌خواهید فرابگیرید را برای خودتان مشخص کنید. البته اشکال ندارد که انسان از همان ابتدا، یک چشم‌اندازی دربارۀ ابعاد اجتماعی و اعتباری شغل آیندۀ خودش داشته باشد، ولی منطقی‌تر این است که انسان بررسی خود را از یک مبنای مهمتر شروع کند.
  • سوال خود را به این طریق هم می‌توانیم مطرح کنیم: آیا می‌خواهیم به بُعد مادی یا جسمانی انسان خدمت کنیم، یا به بُعد روحی یا معنوی او؟ چون وقتی شغلی را انتخاب می‌کنید طبیعتاً به یکی از دو بعد حیات انسان بیشتر مربوط خواهد بود. لذا باید ابتدا مشخص کنید به کدام یک از این دو بُعد وجود انسان می‌خواهید خدمت کنید؟ یعنی باید ببینید به کدام یک از دو بعد وجود انسان، بیشتر اهمیت می‌دهید، و یا خدمت در کدام زمینه بیشتر مورد نیاز است؟

امروز بیشتر به متخصصینی نیاز داریم که به ابعاد روحانی و معنوی انسان‌ها خدمت کنند

  • بنده تصور می‌کنم امروز در جامعۀ ما بیشتر به افراد متخصصی که بتوانند به ابعاد روحی و معنوی انسان‌ها خدمت کنند نیاز داریم. حالا چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی؛ ما بیشتر به متخصصین علوم انسانی و وحیانی نیاز داریم. زیرا در زمینه‌های فنی، و آنچه مربوط به بخش مادی و جسمانی زندگی ماست بیشتر پیشرفت‌های زیادی کرده‌ایم و بعضاً در حال خودکفا شدن هستیم. اما نیازمندی‌های جامعه در ابعاد روحی و روانی بسیار بیشتر از آن است که فکر می‌کنیم.
  • اگر این نظر صحیح باشد، که البته دلائل زیادی می‌توان بر آن اقامه کرد، پس آدم‌های باهوش و مستعد فراوانی لازم است در زمینه‌های علوم انسانی به تحصیل بپردازند و به ابعاد روحانی انسان خدمت کنند. این یک نیاز منطقه‌ای و حتی جهانی است و محدود به کشور ما نیست. دیگران با آنکه پیشرفت‌هایی در این علوم داشته‌اند، بعضاً نیازمندتر از ما هم هستند.

بسیاری از استعدادهای مناسب برای «تحصیل در علوم انسانی» به دلیل «مشاوره» و «ملاحظات» نادرست به رشته‌های فنی و پزشکی هدایت شده‌اند

  • علاقۀ افراد هم مهم است ولی علاقه‌ها را می‌توان به این سمت سوق داد. با شنیدن توضیحات خوب در این باره بسیاری از جوانان به موضوعات علوم انسانی علاقه پیدا می‌کنند. نمونه‌های فراوانی را من دیده‌ام از دانشجویانی که در رشته‌های فنی تحصیل می‌کنند ولی پشیمانند که چرا به حوزه یا رشته‌های علوم انسانی نرفته‌اند.
  • استعداد هم لازم است ولی بنده فکر می‌کنم استعدادهای فراوانی هستند که از توانایی و تناسب بیشتری برای تحصیل در رشته‌های علوم انسانی برخوردار هستند ولی به دلائل مختلف از مشاوره‌های غلط و یا انگیزه‌های مادی و ملاحظات غلط اعتباری به سمت رشته‌های فنی و یا پزشکی هدایت شده‌اند. البته در رشته‌های فنی و پزشکی هم نیاز به دانشجویان خوب زیاد است ولی بنا نیست هرکسی با استعداد بود صرفاً چنین رشته‌هایی را انتخاب کند. در رشته‌های دیگر هم نیاز به استعدادهای برتر فراوان است.
  • انسان در همۀ زمینه‌ها می‌تواند به جامعه خدمت کند؛ ممکن است کسی علاقه داشته باشد به ابعاد جسمانی و فیزیولوژیک انسان خدمت کند؛ این اشکال ندارد اما به نظر من امروز اولویت ندارد. و خوب است جوانان با استعداد، از اول همۀ جوانب شغل آیندۀ خود را به‌خوبی بشناسند.

سه راه برای خدمت به ابعاد معنوی انسان: علوم تجربی، علوم فلسفی و علوم وحیانی؛ کدام راه بهتر است؟

  • شاید اگر جوانان به حال خود واگذاشته بشوند، و خوب برای آنها توضیح داده شود، اکثراً علاقه به تحصیل در علوم انسانی و یا وحیانی پیدا کنند. و اگر برخی حقائق دربارۀ اهمیت تحصیل در علوم دینی را بدانند که این اقبال بیشتر هم خواهد بود.
  • اگر بخواهید به ابعاد روحی و معنوی انسان و جوامع بشری خدمت کنید، سه راه در پیش روی شما قرار دارد: 1- به سراغ علوم تجربی مانند مدیریت، روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی بروید که روش تحقیق در این علوم غالبا تجربی است 2- به سراغ علوم فلسفی بروید و انواع فلسفه‌ها و فلسفه‌های مضاف را تحصیل کنید و فلسفه‌پرداز شوید و از این ناحیه بر زندگی انسان‌ها تأثیر بگذارید. 3- به سراغ علوم وحیانی بروید، فقه بخوانید و در معارف دینی عالم بشوید، و بعد در مسائل مختلف زندگی انسان که دین متعرض آنها شده است به گره گشایی و راهنمایی بپردازید.
  • از میان سه راه فوق، کدام‌یک بهتر است؟ پاسخ بنده این است که وقتی می‌خواهیم به روح انسان کمک کنیم، نباید بدون اجازۀ پروردگار عالم یعنی بدون آگاهی از معارف دینی این کار را انجام دهیم، چون ممکن است دچار اشتباهات زیاد بشویم. عالمانه‌تر آنست که اگر کسی بخواهد دربارۀ انسان نظر بدهد، از نگاه خالق این انسان خبر داشته باشد و بداند خدا  که انسان را آفریده دربارۀ مسائل او چه نظری دارد، و برمبنای آن آگاهی‌های خود را گسترش بدهد.
  • امروز توجه اندیشمندان منصف علوم انسانی به طور جدی به علوم ومعارف دینی جلب شده است. و با توجه به رغبت عموم انسان‌ها به معنویت و شکست خوردن بسیاری از اندیشه‌های تجربی و فلسفه‌های مادی گرایش به فهم دین تبدیل به یک ضرورت شده است. برای ما که در کنار این سرچشمه قرار داریم حیف است که بی‌نصیب بمانیم.
  • شما در آینده خواهید دید که در عموم مسائل رشته‌های علوم انسانی، فهم دین حرف اول را می‌زند. البته الان این‌طور نیست، ولی همین امروز هم اگر کسی بخواهد جامعه‌شناس یا روانشناس خوبی بشود، و بخواهد در هر یک از رشته‌های علوم انسانی بخواهد صاحب نظر بشود، واقعاً بدون فهم دین و بدون اطلاع از نظر پروردگار عالم دربارۀ انسان و حیات بشر نخواهد توانست به مقصود برسد.
  • پس اگر کسی به هر رشته‌ای از رشته‌های علوم انسانی علاقمند باشد، بهتر است ابتدا در فهم دین یعنی فقه به معنای عام کلمه، تبحر پیدا کند، و درک عمیقی از دین داشته باشد، و بعد در آن موضوعات کار کند.

«حوزۀ علوم اسلامی دانشگاهیان»؛ پاسخی به یک نیاز عمومی

  • خوشبختانه چندین سال است که جریانی به نام «حوزۀ علوم اسلامی دانشگاهیان» به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگا‌ه‌ها در برخی دانشگاه‌های کشور به راه افتاده و به دانشجویان رشته‌های مختلف این فرصت را می‌دهد که در کنار تحصیل دروس دانشگاهی، از دروس حوزوی نیز بهره ببرند. دانشجویان زیادی در این دوره‌ها ثبت نام می‌کنند و در کنار دروس دانشگاهی خودشان، برخی از دروس حوزوی را می‌خوانند. (اگرچه معمولاً برخی از آنها پس از اتمام مقطع درسی خود در دانشگاه به سراغ طلبگی می‌روند.) یعنی اینها به این نتیجه رسیده‌اند که بدون فهم دین نمی‌توانند در این جامعه، درست زندگی کنند. این یک نیاز عمیق و عمومی شده است و خصوصاً کسانی که می‌خواهند در رشته‌های علوم انسانی کار کنند به فهم دین، بسیار نیاز دارند.

نیاز روحی انسان به «ارتباط با خدا» فقط با «فهم صحیح دین» تأمین می‌شود/ امروز به «فقیه خوب» خیلی بیشتر از «روانشناس خوب» نیاز داریم

  • جدا از موضوعات و مسائل علوم انسانی، که نیازمند شناخت دقیق معارف دینی است، یکی از نیازهای روحی انسان «ارتباط انسان با خدا» و تضمین حیات طیبه و سعادت حیات جاودانۀ اُخروی او است؛ و این فقط با فقه و فهم صحیح دین تأمین می‌شود. نیازهای معنوی انسان دیگر با علوم انسانی قابل تامین نیست.
  • اساساً برای اینکه بتوانیم به دین مردم خدمت کنیم، باید فقیه بشویم و دین را بفهمیم. و این مهمتر از آن است که برای موفقیت در سایر رشته‌های علوم انسانی به سراغ فقه برویم، چون ما امروز به «فقیه خوب» خیلی بیشتر از روانشناس خوب یا متخصصین سایر رشته‌های علوم انسانی نیاز داریم.

قصد «خدمت به دین» ارزشمندترین قصد برای تحصیل علم/قسم مشهور رسول خدا(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع)

  • کسی که به کسب معرفت دینی اقدام می‌کند و در کنار آن به هر شیوه‌ای با مسائل زندگی بشر در علوم تجربی آشنا می‌شود، و به این شکل به دین مردم خدمت می‌کند باید بداند نزد پروردگار عالم چقدر عزیز می‌شود و چقدر به او عنایت می‌شود. بعضی‌ها می‌گویند: ما «می‌خواهیم طلبه شویم، یا می‌خواهیم به دانشگاه امام صادق(ع) برویم برای اینکه رشد معنوی داشته باشیم و «آدم» بشویم.» در حالی که اینها می‌توانند هدفی بالاتر از این داشته باشند و آن خدمت به دین است، چون کسی که به دین خدمت کند، خداوند عنایات بیشتری به او خواهد داشت و اصلاً حسابِ جداگانه‌ای برای او بازخواهد کرد.
  • کسی که به قصد خدمت به دین و هدایت انسان‌ها، به سراغ کسب معارف دینی برود، می‌تواند تغییرات ویژه در زندگی خود و عنایات الهی به خودش را لمس کند. چون خدمت به دین، ارزشمندترین خدمت است. لذت معنوی و روحیِ این شغل، شاید در هیچ شغل دیگری پیدا نشود. رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «به خدا سوگند، اگر خداوند کسى را به دست تو هدایت کند برایت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى کند؛ وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَلَى یَدَیْکَ رَجُلًا خَیْرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ»(کافی/5/28)

انسان‌ها امروز بیش از هر چیزی به رهبران سالم نیاز دارند

  • اساساً نتیجۀ نهائی تحصیل علوم و معارف دینی، رهبری کردن دل‌ها و اندیشه‌ها به سوی خدا و رهاسازی آنها از اسارت و بندگی طاغوت و ابلیس است. کسی که معرفت دینی پیدا کرد، چه جامعه‌ای کوچک در اطراف خود و چه جامعه‌ای بزرگتر در پیرامون خود را رهبری خواهد کرد و در مقام مربی جامعه قرار می‌گیرد. انسان‌ها امروز بیش از هر چیزی به رهبران سالم نیاز دارند. امروز جوامع بشری بیش از پزشک و مهندس و بیش از هر شغل دیگری به رهبران اجتماعی نیاز دارند که بتوانند گروه‌های بزرگ انسانی را هدایت کنند.
  • امروز می‌توانید ببینید رهبران موثر و خوب در این منطقۀ حساس در جهان همه از عالمان دینی هستند. سه روحانی، مؤثرترین و مستقل‌ترین شخصیت‌های سیاسی هستند که پشت و پناه مردم خود هستند. رهبر عزیز انقلاب ما، حضرت آیت الله سیستانی و آقای سید حسن نصرالله. هماهنگی این دو بزرگوار با رهبر معظم انقلاب نیز برای همه مشخص است؛ این وضعیت تصادفی نبوده است و حزب یا جریان سیاسی خاصی هم چنین موقعیتی را پیش نیاورده است؛ این یک نیاز طبیعی است که منجر به چنین وضعیتی شده است.
  • کسی در طلبگی نباید نگران شیوۀ خدمت خود در آینده باشد؛ تنوع شغلی طلبگی برای انواع استعدادها متعدد است.

نیاز به عالمان دینی که به دین مردم خدمت کنند، نیاز اول حیاتی کشور است/این نیاز بدون حضور جوانان مستعد در حوزه تأمین نمی‌شود

  • نیاز به عالمان دینی که به دین مردم خدمت کنند، نیاز اول حیاتی کشور است و ما نمی‌‌توانیم این نیاز را به هیچ طریقی به جز حضور جوانان مستعد در حوزه‌های علمیه  تأمین کنیم. جوانانی که ابتدا حوزه‌های علمیه به آنها خدمت خواهند کرد و سپس آنان به خدمت و صیانت از حوزه‌های علمیه خواهند پرداخت.
  • نکتۀ مهم و قابل توجه این است که حوزه‌های علمیه برای انواع استعدادها شغل‌های متنوع و ارزشمند ارائه می‌کند. یعنی وقتی عالم دینی شدی بنا بر استعداد و توانایی‌های خاص خودت می‌توانی از تحصیل در انواع شاخه‌های علوم دینی تا انواع خدمات از قبیل تحقیق و پژوهشگری، تبلیغ و نویسندگی، تدریس و امامت جماعت، و انواع فعالیت‌های فرهنگی را در جامعه انجام دهی. کسی در طلبگی نباید نگران آیندۀ شغلی خودش باشد.

طلبگی به چیزی بیش از علاقه نیاز دارد

  • البته تحصیل معارف دینی لیاقت هم می‌خواهد. ما برای تحصیل علوم دینی، نیاز به انسان‌های شایسته و شریف داریم و خداوند هم خیلی در این زمینه سختگیر است. یعنی خداوند در پذیرش افراد لایق در این زمینه خیلی سختگیر است و هر کسی را نمی‌پذیرد. هر چند ممکن است کسانی باشند که نفوذی باشند و یا پس از حضور در حوزه ممکن است به دلائلی لیاقت خود را از دست بدهند، ولی غالباً هر کسی راه به چنین جایگاهی پیدا نمی‌کند.
  • گاهی انسان خود را لایق نمی‌بیند ولی علاقمند است در این راه قدم بگذارد. در این صورت باید با توسل به ائمۀ هدی(ع) و تضرع در خانۀ خدا لیاقت را طلب کند و متواضعانه و متوکلانه قدم در این راه بگذارد. هرچند اساساً کسی نمی‌تواند به طور قاطع خود را لایق چنین جایگاهی ببیند که عُجب به دنبال خواهد آورد، ولی نباید کسی خود را به این دلیل از ورود به سلک روحانیت محروم نماید. همین‌که حاضر باشد ضرورت‌ها را بپذیرد کافی است.
  • هر شغلی نیاز به علاقه هم دارد ولی در مورد طلبگی به چیزی بیش از علاقه نیاز هست؛ و انسان باید به راه و رسالت طلبگی معتقد و عاشق باشد تا توفیقات لازم را در این زمینه کسب نماید. 

دریافت در قالب PDF در ابعاد A4

دریافت در قالب PDF در ابعاد A5

نظرات (۳۲)

۱۰ مهر ۹۲ ، ۲۰:۴۲ خداحفظت کنه استاد
باتشکر فراوان خیلی مفید بود
با سلام
بسیار عالی بود
دقیقا به این صحبت ها و راهنمایی ها احتیاج داشتم برای اطمینان به مسیری که انتخاب کردم
التماس دعا
یا علی
با سلام و با تشکر فراوان
خیلی عالی بود.ما هم خودمون به این نتیجه رسیدیم ولی بنده فکر می کنم در دانشگاه ها و در زمینه های علوم پایه فنی مهندسی و پزشکی جای اساتید متعهد و متخصص خالیه. جای کسی که همین مسایل رو گوشزد کنه و به دانشجوها یادآوری کنه غرق این دانش محض تجربی نشن و به ابعاد دیگه ای هم فکر کنن.
نمیدونم رسالت عده ای که این جای خالی رو حس میکنن تلاش برای پر کردنش برای دانشجوهای آینده است یا تغییر رشته؟!
سلام
در زمانه ای که تقریباً از هر جا رد می شوی مردم نمی دانم ناآگاهانه یا مغرضانه درباره روحانیت با بی اعتمادی و بهتر است بگویم کینه توزانه صحبت می کنند چه برسد به اینکه از وجود آنها بخواهند بهره ببرند. به نظر بنده خوب است در میان متخصصین در زمینه مهندسی یا پزشکی یا چنین مواردی الگوهایی (به قول حاج آقا آدم حسابی) داشته باشیم تا به این صورت مردم به دین علاقمند شوند و ضرورت آن را در زندگی به عینه ببینند. یعنی کسانی که مردم در زندگی روزمره بالاخره با آنها رو به رو می شوند. اما باید پیگیر مسائل دینی باشی (مذهبی باشی) تا با روحانی و طلبه ای سر و  کار داشته باشی ولی برای زندگی روزمره مجبوری هنگام بیماری به پزشک مراجعه کنی (و وقتی آن پزشک خدا به خوبی در زندگیش جریان داشته باشد خب تأثیرگذاریش هم بیشتر است.) متأسفانه در فرهنگ ما ضرورت مراجعه به عالم دین محسوس نیست.
سلام
بسیارممنون از مطلب مفیدتون
بنده مدت بسیاری راجع به این قضیه در تردیدبودم و به هر طریقی سعی میکردم در طول سالیان متوالی و طی مقاطع مختلف علمی از این حیرانی که هر از گاهی شدیدا مشغولم می کرد خارج بشم:از مشورت و...گرفته تا توسل و ...اما نتونستم به پاسخ قطعی برسم.
مردد بودم که آیا مهندس یا دکتر متعهد مفیدتر است یا روحانی کم فایده و...که البته تاثیر اساتید مجرب و متعهد را در دانشگاه می دیدم که به اعتقاد یکی از این افراد مهم کار خالصانه و تهذیب است و حوزه و دانشگاه مهم نیست یا یادگیری نسبتا مبنایی اصول اعتقادات و نیازهای شرعی در کنار تحصیل آکادمیک، که معلوم نبود آیا پاسخ آخر اینهاست؟!
البته نظر حاج آقا هم با توجه به اعتقادخانوادگی به ایشان(در برهه های مختلف)، برام مهم بود اما دسترسی دشوار و نبود فرصت مناسب در مجامع عمومی و... مانع از طرح این سوال میشد. اما بحمدالله کلیات قضیه مشخص شد.
اماسوال من کمی متفاوته و موضوع اینجاست:
بسیار مشتاقم بدونم نظر ایشان برای افرادی در سن بنده (حدود28سال)که تا مقطع کارشناسی ارشد یکی از رشته های مهندسی پیش رفته،  اما   هنوز این دغدغه فکری پیش از کارشناسی برایش تازه بوده و حتی پیچیده تر شده و این تردید جهت ادامه تحصیل هم وجود داره، چیه؟آیا دیر نیست برای تغییر مسیربا وجود علاقه و به زعم اطرافیان زمینه هایی برای حوزه؟آیا مسیر پیموده شده اتلاف عمر نمیشه اگر استفاده نشه؟و...
میدونم ایشان فرصت پرداختن به سوالات همه افراد را ندارند، اما درددلی بود...
تا خدا چه خواهد...
 
سلام
تحصیل علوم اسلامی و حوزوی که خوبه، نه شاید بهتره بگم عالیه و از این بهتر نیست.چی بهتر از اینکه دنبال راهی بری تا بنده های خدارو به سمت خدا هدایت کنی. 
+++اما برای این مهم فکر میکنم باید بین مردم بود، توی خیابان و کوچه و بازار. نه قم و مشهد، نه توی حوزه و پشت میز و بالای منبر.
مشکل اغلب طلبه های ما اینه اول به نیت هدایت خلق میریم حوزه ولی به قولی حوزه گیر میشیم و حوزه نشین. اونم به بهونه اینکه من اول باس خودمو درست کنم یا علمم زیادتر بشه.گاهی اوقات هم که میگیم دیگه بین مردم فساد زیاد شده و جای ما نیست و ما از مقامات و فیوضاتمون کم میشه اگه بین مردم باشیم(ایشالا که اینجوری نیست)
یاحق

بسم الله

کی گفته اغلب طلبه ها گیر کردن تو حوزه و بین مردم نیستند؟

۱۸ مهر ۹۲ ، ۱۹:۰۰ غلامعلی زاده
بسم الله الرحمن الرحیم 
واقعا بحث کامل و دقیق بود که به همه مسائل اشاره شده بود.
تحصیل در علوم اسلامی توفیقی است که نسیب هر شخصی نمی شود و هر کسی لیاقت نوکری اهلبیت را ندارد.
                                                                                              التماس دعا
                                                                                                 یا علی 
با تشکر
تحلیل خوبی بود
اما به نظر من امروزه به فراد متعهد و آشنای با تربیت دینی دررشته های مختلف دانشگاهی نیاز بیشتری است و تاثیر آنها بر جوانان دانشگاهی به مراتب بیشتر از فقیهانی است که از فضای دانشگاهی دور هستند
۲۴ مهر ۹۲ ، ۲۰:۴۲ محمد جواد ثقفی
من درمدارس استعداد های درخشان ، سال دوم دبیرستان رو می خونم.
بیشتر به حوزه علاقه مندم ولی مشاور های مدرسه به قوت علوم ریاضیاتی من اشاره می کنند و اصرار می کنند که جاحعه نیاز دارد.ولی هر کار می کنم نمی توانم راه درست را پیدا کنم.خدایا خودت کمک کن
لطفا مطالب را به صورت جزوه طراحی نمایید تا قابلیت چاپ و تکثیر را داشته باشد و یا اینکه در قالب word منتشر نمایید 
با تشکر
پاسخ:
با سلام و تشکر. فایلهای pdf برای همین منظور گذاشته شده اند.
۰۲ آبان ۹۲ ، ۰۲:۰۸ سید مرعشیان
باسلام و عرض تشکر
به دوست عزیزم محمد جواد ثقفی میگم که به حرف مشاورین مدرسه اصلا گوش نکنه چون اونا اطلاعاتی در این زمینه ندارند
کاش با kmplayer هم میشد بازش کرد.
۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۰:۴۱ سید حبیب حسینی رنانی
با سلام
خدمت اون عزیزانی که فرموده بودند در درون دانشگاه هم نیاز به نیروهای متعهد هست باید عرض کنم اگر شما که مستعد و علاقه مند هستید به دروس حوزوی بپردازید و دین شناس و تاثیرگذار شوید می توانید با حضور در دانشگاهها و با تدریس یا ... این خلا را پر کنید و صدها نفر مانند خودتان را در دانشگاه تربیت نمایید. مانند استاد پناهیان. فکر کنید اگر ایشون در دانشگاه درس می خواندند و یک استاد دانشگاه متعهد می شدند چی می شد و الان چه تاثیرگزاری بر جامعه و دانشگاه دارند.
سلام. ما که 6 سال پیش انتخاب رشته کردیم چی؟ دل ما رو نسوزونین :(
با سلام
نقل قول از ح. م


بنده مدت بسیاری راجع به این قضیه در تردیدبودم و به هر طریقی سعی میکردم در طول سالیان متوالی و طی مقاطع مختلف علمی از این حیرانی که هر از گاهی شدیدا مشغولم می کرد خارج بشم:از مشورت و...گرفته تا توسل و ...اما نتونستم به پاسخ قطعی برسم.
مردد بودم که آیا مهندس یا دکتر متعهد مفیدتر است یا روحانی کم فایده و...که البته تاثیر اساتید مجرب و متعهد را در دانشگاه می دیدم که به اعتقاد یکی از این افراد مهم کار خالصانه و تهذیب است و حوزه و دانشگاه مهم نیست یا یادگیری نسبتا مبنایی اصول اعتقادات و نیازهای شرعی در کنار تحصیل آکادمیک، که معلوم نبود آیا پاسخ آخر اینهاست؟!
البته نظر حاج آقا هم با توجه به اعتقادخانوادگی به ایشان(در برهه های مختلف)، برام مهم بود اما دسترسی دشوار و نبود فرصت مناسب در مجامع عمومی و... مانع از طرح این سوال میشد. اما بحمدالله کلیات قضیه مشخص شد.
اماسوال من کمی متفاوته و موضوع اینجاست:
بسیار مشتاقم بدونم نظر ایشان برای افرادی در سن بنده (حدود28سال)که تا مقطع کارشناسی ارشد یکی از رشته های مهندسی پیش رفته،  اما   هنوز این دغدغه فکری پیش از کارشناسی برایش تازه بوده و حتی پیچیده تر شده و این تردید جهت ادامه تحصیل هم وجود داره، چیه؟آیا دیر نیست برای تغییر مسیربا وجود علاقه و به زعم اطرافیان زمینه هایی برای حوزه؟آیا مسیر پیموده شده اتلاف عمر نمیشه اگر استفاده نشه؟و...
میدونم ایشان فرصت پرداختن به سوالات همه افراد را ندارند، اما درددلی بود...
تا خدا چه خواهد...
  
من هم دقیقا با همین مسئله ای که یکی از مخاطبان محترم (ح.م) مطرح کردند در زندگی خودم مواجهم و همیشه احساس چنین خلأای را در وجود خودم و البته نیاز به شناساندن حقیقت دین و ابعاد مختلف اون رو در جامعه و زندگی مردم با تمام وجود احساس می کنم  و البته بعد از چندین سال تحصیل در یک رشته فنی و صرف مدتی از عمرم حس می کنم باید این خلأ رو پر کرد اما سؤال اساسی اینه که از کجا و چگونه باید شروع کرد ؟ 
ای کاش حاج آقا وقت داشتند و پاسخ این پرسش رو بیان می فرمودند...
دغدغه ح.م و ع.ب دغدغه من هم هست، من علاقه بسیار وافری به موضوعات اسلامی پیدا کردم اون هم همش به خاطر آشنایی با حاج آقا پناهیان، من با شنیدن سلسله سخنرانی های حاج آقا در موضوع تزکیه نفس در ماه رمضان امسال (92) و تنها مسیر واقعا عطشم به مباحث اسلامی رو احساس میکنم طوری که از ماه رمضان تا کنون به صورت مداوم روزانه لا اقل سه ساعت سخنرانی ایشون رو گوش میدم و تا امروز هم ادامه داشته (البته به لطف این سایت و افراد زحمتکش اون) و البته انبوهی از سوالات در کنار معارفی که کسب کردم برام پیش اومده! که متاسفانه خود حاج آقا هم میتوانند به این سوالات پاسخ بدهند.
به همین خاطر در سن 28 سالگی علاقه مند به تحصیل حوزوی شدم، طوری که میخوام غرق مباحث اسلامی بشم البته اگه توفیقش باشه، حالا نمیدونم با این سن و با این شرایط آیا امکانش هست؟ و آیا در کنار حوزه میشه رشته فنی هم پیش گرفت؟
۰۲ دی ۹۲ ، ۱۵:۲۹ محمدرضا عربی

سلام ؛ فایل صوتی این جلسه رو هم بزارید

۲۲ دی ۹۲ ، ۱۴:۲۰ یک دختر مسلمان
سلام...خدا رو بی نهایت شکر که این مطلب روامروز دیدم!! دقیقا بعد از کارشناسی اینروزا درگیر بین ارشد و این هستم که به حوزه برم...!!چقدر عالی بود این مطلب حاج آقا. فقط چون اطلاعات خوبی در زمینه رشته های حوزه ندارم میخوام بدونم بیشترین رشته ای که بشه یه خانم توش خدمت کنه چی هست؟ آیا فقه؟آیا تاریخ اسلام؟ تفسیر؟یا چی...واقعا اینو موندم.
نابود شدیم ما که تو دانشگاه میخوایم مراقبت هایی در حد بچه های حوزوی انجام بدیم...!
۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۳۰ حامی ولایت
بنده افتخار میکنم حوزوی هستم در کنارش دانشجوی روانشناسی هم هستم اما طلبگی رو با دنیا عوض نمیکنم چون برام مقدسه عنایاتی میشه که.....
۰۸ اسفند ۹۲ ، ۱۱:۱۶ حسن فیروزپور
 با سلام خدمت همه دوستان علاقه مند به ورود به دنیای حوزه علمیه . من طلبه ای ام که بیش از بیست ساله که در حوزه م خواستم از سر دلسوزی تجربه ی خودم رو به شما بگم و آن اینکه اصلا بدون تحقیق در مورد فضای حوزه وارد حوزه نشوید والا ممکن است دچار سرخوردگی شوید چرا که سیستم و ساختار حوزه این طوره که فقط منبع آب را به شما نشان می دهد و در اختیار شما قرار می دهد ولی این خود شما هستی که باید زرنگ باشی و شیر های آب آن را پیدا کنی تا موفق شوی هم بهره مند شوی و هم بهره مند سازی والا طلبه ی ساده ای بیش باقی نخواهی ماند  و افرادی مانند آقای پناهیان محصول ساختار حوزه نیستند محصول توانایی شخصی خود در استفاده درست از آن منبع اند
سلام
من هم استعدادهای درخشان درس خوندم اما به حوزه علمیه خیلی علاقه داشتم!دیپلم که گرفتم خواستم برم حوزه تماس گرفتم؛گفتن زوده برو دانشگاه! لیسانس رشته مهندسی گرفتم-رفتم حوزه سطح دو حوزه رو گرفتم-دیدم اونچیزی که می خواستم نیست-اومدم فوق رشته فنی خودم رو گرفتم- باز دلم دنبال علوم قرانی و دینی بود-شرکت کردن فوق علوم قرانی -الان می بینم اون چیزی رو که می خوام تو دانشگاه و رشته علوم قرآنی هم نیست.پس نتیجه می گیریم نه حوزه و نه دانشگاه نمی تونه اون عطش بعضی ها رو فرو بنشاند پس بهتره دوستانی که مثل من تشنه هستن دنبال استاد خوب برن نه حوزه نه دانشگاه! من که به خاطر اینکه ی خانم هستم نتوانستم اون استاد رو پیدا کنم-دعام کنید.دعاتون می کنم خدا براتون از چشمه محبتش ی استاد خوب بفرسته! 
یا حق

با سلام من در رشته ی تجربی در حال تحسیلم و در عین حال عشق واقعی نسبت به درس دین دارم. با توجه به صحبتای شما چند سوال برام پیش اومد اول اینکه به قول یکی از دوستامون اگر تمام افراد خالص و مستعد در این رشته مشغول بشن اون وقت چه کسی دانشجویان رو راهنمایی کنه. چون اینطور اساتید رو ما کمتر در دانشگاهامون داریم همین میشه که یک استاد بی معرفت در دانشگاه فردوسی به یک دختر شهید که با حجاب کامل بوده بد برخورد میکنه و میگه جمع کن این مصخره بازی هارو دوم این که چرا باید اکثر روحانیون که باید با تمام قشر مردم آشنا باشند افراد خیلی بیش از حد سر به زیر باشند که بعضی افراد جاهل برای روحانیت حرفهای نا شایستی بزنند چون به نظر من روحانی در موقع باید کلام ارامش بخش و در موقع دیگر روابط عمومی خاص آن موقع را داشته باشد سوم اینکه  در زمانی که دین اسلام  نیاز به تبلیغ حداقل همپای ادیان دیگر دارد و این خود گاهی افزون بر حرف نیازمند صرف هزینه هایی هم هست چرا گاهی باید یک روحان به نان شب خود هم بماند چه برسد صرف هزینه برای دین. منظور من زندگی مرفح نیست بلکه منظور من اینه که تمام کار ها با صحبت درست نمیشود و افرادی که علاقه و استعداد هم در علوم تجربی و مهندسی وهم در علوم دین دارند باید این وظیفه رو به دوش بگیرند که علاوه بر کسب فراوان علم دین به دنبال کسب مال حلال برای استفاده در راه خدا باشندن  ودر آخر از همه دوستان میخوام به فکر دینمون باشیم نه طرفداری از شغلمون و واقع بینانه به قضایا نگاه کنم وازشعار دادن پرهیز کنیم .از شما میخوام که منو ببخشد اگر خیلی صریح صحبت کردم ولی فقط برای رفع بعضی ابهامات برای  برخی دوستان بود

من حدود 5 سال درس فنی هنری خوندم. تو رشته خودم موفق بودم و شاگرد اول.
وقتی تشنگی به معارف اسلامی پیدا کردم کم کم دیدم نمیتونم اینجا و تو این رشته ادامه بدم چون تمام توجهم جای دیگه بود..
خواستم برم حوزه که بخاطر شرایطم نمیتونستم برم. رفتم حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان. الان ترم اولم هست و واقعا راضی هستم. بعضی از اساتید واقعا عالی هستن. 
در مورد قضیه خدمت به دین که استاد فرمودن هم من هم واقعا تصدیق میکنم..
سلام علیکم
خدا خیرتون بده.واقعا داشتم دیوونه میشدم
چند وقته سر این دو راهی مونده بودم اما امروز که این مطلب استاد رو خوندم واقعا راحت شدم
انشاالله خدا در این راه کمکم کنه
" یا حیدر کرار ... "
۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۸:۴۷ مجید طلبه 33 ساله
سلام
جواب سوال دوستانی که پرسیده بودند
 آیا برای آمدن به حوزه و تغییر مسیر دادن دیر نیست؟
بنده حدودا 7سال است که طلبه ام ، قبل از طلبه گی ،در حال گذراندن تخصص های مختلف علوم کامپیوتری بودم ، در آموزش گاه های خصوصی هم تدریس می کردم 
بنده از سن 26 سالگی وارد حوزه شده ام و الحمد لله بسیار راضی ام ، چند کتاب در حال تألیف دارم و..
من که هیچ اساتید متخصص زیادی توی حوزه داریم که بعد از ازدواج و چند بچه توی سن بالا وارد حوزه شده اند و الان هم موفق هستند
( البته به نظر بنده این نگرانی ها مال وقتی هست که انسان هنوز به مسیر صحیح شک داشته باشد و الا وقتی انسان فهمید که بهترین راه چیست دیگر برایش فرقی نمی کند که 20 سال داشته باشد یا 200سال)
مثل داستان حضرت موسی و ساحران ،‌آنها وقتی فهمیدند حضرت موسی مسیر درست را معرفی کرده است ، به فرعون می گویند اگر ما را بکشی باز هم از راهمان بر نمی گردیم
ببخشیدزیاد حرف زدم 
یاعلی
۲۸ فروردين ۹۳ ، ۰۷:۰۰ سید جعفر طلبه ای ۳۴ ساله با سابقه ی ۲۳ سال طلبګی
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت تمام عزیزان و استاد بزرګوارم حاج آقای پناهیان:
به نظر حقیر قبل از هر چیز باید به دو نکته را توجه کنیم یکی اینکه دین چیست و چه اهمیتی دارد؟ و دیګر اینکه تعریف شغل چیست و چه ماهیتی دارد؟ در اهمیت دین فقط همین را باید بګویم که هیچ موفقیتی در عالم صورت نمی ګیرد و یا خدمتی به خلق انجام نمی شود مګر اینکه خواسته یا ناخواسته به دستوری از دستورات دین عمل شده است و در مورد تعریق شغل باید بګویم تعریفی که من بهش رسیدم این است که : شغل به معنای عهده دار شدن برای رفع نیازی از نیازهای جامعه که هرجه آن نیاز وسیع تر و عمیق تر باشد اهمیت آن شغلی که عهده دار آن است بیشتر خواهد بود حال به نظر شما نیازی ګسترده اتر از دین وجود دارد!
مباحث خوب بود اما راستش...
خیلی گیج شدم.ازبین رشته های معارفی نمیدونم کدوموانتخاب کنم.
۲۵ تیر ۹۳ ، ۱۷:۵۹ کوچه نقاش ها
سلام
راستش من بعد از 4 سال تحصیل در رشته جامعه شناسی و گذروندن حوزه دانشجوئی به این نتیجه رسیدم که برای خدمت به دین و مردم، لازمه که درس دین و فقه و علوم دیگه رو با  هم مطالعه کنی.
یک سوال:
من الان دانشجوی ارشد روابط بین المللم و شاغل، خیلی علاقه مند هستم که فقه به معنای کاملش رو یاد بگیرم و در زمینه سیاسی و اجتماعی به کار بگیرم. اما فرصت کمه. لطفا راهنمائی کنید که چطوری همه این کارا رو با هم انجام بدم.
با عرض سلام وتشکر از شما.من دریک موقعیت حساس قرار گرفتم خانواده ما زیاد با اینکه من در حوزه تحصیل کنم موافق نیستند وبا توجه به اینکه جز دانش آموزان ممتازبودم ودر دبیرستان استعداد های درخشان تحصیل می کنم رشته تجربی را انتخاب کردم وخوشبختانه به آن علاقه هم دارم وموفق نیز بوده ام اماچون در بحث قرآن ومعارف دینی نیز زمینه دارم واقعا الان بین دوراهی حوزه ودانشگاه(پزشکی) قرار گرفته ام وبیشتر اوقات با خود فکر می کنم در مورد استعدادی که خدا به من داده مسئولم.خواهشا کمکم کنید!!التماس دعا

بسم الله

همین دیشب داشتم با بابام سر رشته ارشد مشورت میکردم و کلی دل نگران بودم.

حوزه میرم ولی سر انتخاب رشته دانشگاهیم گیر کرده بودم که حسابی گیج شده بودم.

از خدا خواستم خودش عنایتی کنه که امروز کاملا اتفاقی وسط درس خوندن اومدم سخنرای دانلود کنم که لینک کناری رو دیدم و گره ذهنیم باز شد.

خدا خیر کثیر به استاد بده.

سایت جدید بیان معنوی راه اندازی شد برای مشاهده کلیک کنید.